قطعا اگر تفکر و توجه و قدردانی به نعمت ها صورت بگیرد، از آنور افاضات بیشتری صورت خواهد گرفت…

چطور شما خودتان در مقایسه با برخی دوستانتان،  یک وقت دوست شما اصلا توجه ندارد که شما به او توجه دارید؛ شما وقتی متوجه نیست چطور با او برخورد میکنید؟ و چطور وقتی متوجه است؟ وقتی  می‌داند و قدردان و متوجه عنایت شما به خودش هست؟

قطعا شما برای اولی حساب باز نمی‌کنید؛ اما نسبت به دومی که متوجه است، شما بهتر عنایت خواهید داشت… بهتر توجه خواهید داشت…

«اذکرونی اذکروکم»
شما هم به یاد من باشید تا من به یاد شما باشم!..

«اشکرونی اشکرکم»
شما شکر گذار من بوده باشید؛ من هم شکر گذار شما خواهم بود…
شکر شما را شکر می‌گذارم!..

همین امور پیچیده ی دم دستی سرمایه ی ما میشود
همین ها مایه ی خیر و برکت است…
اینها ذائقه ی ملکوت را شیرین می‌کند و می‌شود نهر عسل… و فیضان برما می‌کند!..

البته اگر به خاطر این بوده باشد، باز هم یک مقداری معامله گری در آن پیش می آید؛ که معامله گری هم کمی شأن داستان را پایین می آورد…
آقا ما عبدیم… عبد!..
ما مربوبیم…
ما پرورش یافته ی این باغیم…

باید به باغبانان توجه کنیم
باید دست باغبانان را ببوسیم…
ولو اینکه چیزی هم به ما ندهد؛ توجه ویژه ای هم به ما نداشته باشد…
گرچه او توجه ویژه دارد؛ ما نباید توجه به این توجه ویژه کنیم
ما باید عبودیت خود را به منصه ظهور برسانیم
ما باید ثابت کنیم بنده ایم!.. 
باید توجه ویژه به اربابمان
باید قدردان باغبان وجودمان باشیم؛ قدردان عنایت او باشیم…

همین!

هرچند که او باتوجه به کرامتی که دارد، با توجه به عنایتی که دارد، باتوجه به رب کریم بودنش  که هست، قطعا این شخصی که توجه به او دارد، بیشتر مورد توجه است و شکر گذاری از آن  طرف نسبت به این بنده صورت می‌گیرد…

و این خودش سیر است…

حالا بگویید به ما ذکر بگویید…

قبل از ذکر، فکر!

فکر است که به ذکر ارزش می‌دهد… والا ورد زبان بوده باشد و توجه نباشد اینها منشا اثر به آنصورت نیست…

 

 

 

 

بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف