“نظر” را هم همانند ” فکر”  معنی کرده اند؛ (در مطالب قبل گفته شد، فکر یک نوع سیر است؛ سیر درونی)

 

نگاه صرف، را نظر نمی‌گویند، (نگاه صرف، رویت است؛ نه نظر)

در نظر، اِعمال فکر هست؛

در آیات و روایات هر جا کلمه نظر را دیدید، همراه با فکر است:

«افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت»
یرون نمیفرماید؛ ینظرون میفرماید.
به این شتر به این آسمان… نظر(همراه فکر) کنید…

«و الی سماء کیف رفعت و الی الارض کیف سطحت»

 

همچنین

در روایت آمده است که: در حوادث واقعه به چه کسی مراجعه کنیم؟

میفرماید: «کسی که نظرت فی روایاتنا»
کسی که نگاه عالمانه ی متفکرانه به روایات ما داشته باشد؛ بتواند احکام را با توجه به این روایات و استنتاج درک کند و استخراج کند.

به کسی که مجتهد است، صاحب نظر میگوییم ؛ میگوییم در فلان فن، صاحب نظر است، یعنی مجتهد است.
به رتبه ی اجتهاد رسیده؛ یکی فقه است.
اما در هر فنی کسی به نظریه پردازی و صاحب نظری برسد، میگوییم مجتهد آن فن است.

 

یا آن آیه شریفه ای که راجع به حضرت ابراهیم هست:

«فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ (۸۸) فَقالَ إِنِّي سقیم(۸۹)»
(سوره مبارکه صافات)

یک نگاه مجتهدانه ای همراه با فکر به آسمان کرد؛ صفحه آسمان را دید؛
نجوم آسمان را دید؛ بعد گفت من بیمارم.
در این آیه ی شریفه یک استنباط نجومی هست؛ که ابراهیم سلام الله انجام داد.

 

بنابراین نظر ارتباط با فکر دارد؛ فکر ارتباط با نظر دارد؛
نظر، نگاه متفکرانه است…
لذا تعریف نظر همان تعریف فکر است.

 

 

 

بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف / فصل تفکر