جناب صاحب ریاض(آقا سید علی) در شرح المختصر نافع محقق حلی
(ریاض المسائل، شرح المختصر النافع علامه حلی است)

ایشان وقتی به بحث “معرفت وقت قبله” کتاب صلاة مختصر، رسید، دید بدون هیئت نمیشود
خلاصه به فکر این افتاد کسی را پیدا کند و پیش او هیئت بخواند
گفتن یکی از شاگردهای درس شما علم هیئت می‌داند، از او میتوانید تعلم کنید
_یک روز بعد از درسبه آن شاگردش گفت آقا شما تشریف بیاورید منزل یک مقداری از هیئت به ما یاد دهید

اوهم کلاس بالا گذاشت و گفت همانطور که ما کتاب بغل میکنیم میرسیم خدمت شما
شماهم کتاب بغل کنید برسید خدمت ما!

و این، به جناب آقا سید علی آقا برخورد و گفت نمیخواهم و رفت

در شرح حالش در قصص العلما آمده که ایشان به حرم حضرت ابالفضل میرود و بست مینشیند که علم هیئت را از امام یاد بگیرد، شب تا صبح توسل جسته بوده، حالا در آنجا آمده بود که به ایشان تعلیم شد.

من(استاد رمضانی) که این را در قصص دیدم، گفتم پس باید معرفت قبله ریاض باید دیدنی باشد، خواندنی باشد، که بالاخره باتعلیم امام مخصوصا این قسمت پاگرفته، مراجعه کردم که ببینم چه فرموده
دیدم فرموده:هیچ اعتباری ندارد قول ما در هیئت!

آیا فقه را جناب محققحلی همینطور یاد گرفته… بست نشسته? لغت را… اصول را… ادبیات را…
یا اینکه از راهش وارد شده؟!
نه اینکه ائمه معصومین نتوانند
یقینا کلام در این نیست
بلکه سنت الهی در این نیست که با یک توسل صرف، انسانی دنبال علمش نرود و با این کسب فضلیت کند.

قانون و سنت اینست
حالا گاهی اوقات کسانی ناخوانده ملایی اند و به آنها چیزهایی حواله میشود آنها جداست و استثنا
به استثنا ئات که نباید کارمان را وصل کنیم

ما باید براساس قائده عمل کنیم

استثنا ئا یکی گنج هم پیدا میکند، حالا ما دست رو دست بگذاریم که دنبال گنج ایم!
کسب کن…
برای رفع نیاز ها به دنبال کسب باش…

یا مثلا بحث تولید مثل؛ خب تناکح می‌خواهد، راهش اینست؛ قانونش اینست؛ حالا یک حضرت مریمی پیدا شده… حالا شما بگو من میخوام مثل عیسی باشم!

خب قاعده نبوده که استثناست

ما علم و قلم و دفتر و استاد می‌خواهیم…

هیئت به انسان خیلی کمک می‌کند؛ اگر از یک انسان الهی فرا گرفته شود؛

 

 

 

 

بیانات حضرت استاد درشرح کتاب اوصاف الاشراف