فکر، تمرکز و متمرکز شدن شبیه تنظیم موج رادیو است؛

رادیو اگر تنظیم نباشد، صدای خیلی نامأنوسی را میشنویم؛ امواج نامفهوم… خش…پش…
اما وقتی تمرکز میکنید و موج را عقب جلو میکنید، و بر روی یک فرکانس خاصی تنظیم میکنید، فتح دست میدهد(انفتاح صورت میگیرد ) و ارتباط برقرار میشود.

 

کسی که در خلوت مینشیند؛ و مشغول به فکر میشود، و ذکر را و فکر را کار خودش قرار میدهد و به یاد خدا و در امر خدا دارد اندیشه میکند، او درست حالت توجیه قلبی خودش را به طرف حق انجام میدهد؛
موج را تنظیم میکند!
وجه ی دل را، آینه دل را، عقب جلو میکند، این ور و آن ور میکند، تا درست متجه به طرف ملکوت بشود…

وقتی متجه به طرف ملکوت شد ، حد در او متجه میشود و حد مشخص میشود و ارتباط میشود و در این دل آنچه را که باید بیفتد، می افتد!
تجلی صورت میگیرد!
درخشش صورت میگیرد!
گاهی از اوقات احساس میکنیم نوری فضا را گرفته…
گاهی احساس میکنیم معطر شده…
به مشام دل میرسد…
یا صوتی را گوش میشنود ؛ اگر از افراد خیالاتی نبوده باشد، بیمار نبوده باشد؛

که این شنیدن، از حاق واقع برمیخیزد، یا آن دیدن از متن واقع صورت میگیرد،

یا توجهی از ناحیه ملکوت صورت میگیرد و این توجه، ایجاد تحول در شخص میکند و انسان احساس میکند یک جور دیگری شده…
طعم خاصی در ذائقه اش مینشیند
بوی خاصی پر مشامش مینشیند…
جلسات فکر، جلسات انس اینطور است! اگر خالی از مزاحم بوده باشد.

 

 

بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین