قرآن میفرماید : «اولم یتفکروا»
آیا اینها فکر نمیکنند‌‌؟!
«فی انفسکم»
در درون خودشان!
در دل!
به فکر فرو نمی‌روند؟!
که آخه چه شد؟

چه بود؟ چه هستیم؟

از کجا به کجا رسیدیم؟

از اینجا به بعد چه؟

با یک تعجبی! استنکاری
که آخه باید فکر کنید! اندیشه کنید! آخه انسانی!
از کنار قضایا همینطور به سادگی عبور کردن وهمینطور طبیعی و معمولی صرف‌، گذشتن؛ این شان انسان نیست…

 

انسان اگر انسان باشد باید در خودش اندیشه کند، فکر کند! در آسمان ها و زمین فکر کند…
و پیدایش اینها و نظم و انضباط اینها مد نظرش بوده باشد…
و یهو چنان موی بر بدن راست می‌شود که!یک حالت وحشت و هیمان به او دست می‌دهد! به خود میلرزد!

 

اما اگر به طور طبیعی و معمولی… نخیر!

که «ذرهم یاکلوا یتمتعون و یلههم الاعمال»

بگذار بچرخد
بگذار همینطور که می‌خورند و می آشامندو…

آمال و آرزو اینها را با خود ببرد مثل یک سیل به جهنم…

 

 

 

بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف