وقتی سالک موانع ظاهری را برطرف کرد و از موانع باطنی فارغ شد؛ باید بنشیند به شکار!

در مرصد و شکارگاه بنشیند و مشغول رصد بشود.
شکارچی یا دوربین اگر بخواهد صحنه ای را شکار کند و به دام بیندازد، با آن وسیله مینشیند یک جایی کمین میکند، که اگر صیدی برایش آمد به دام اندازد؛ سالک هم اینطوری است، باید به خلوت بنشیند و منتظر باشد، مترقب باشد و انتظار بکشد که الان یک فتح وفتوحی ، جلوه ای، تجلی صورت بیذیرد!
یک برقی، جهشی از ناحیه ملکوت حواله شود و آن را بگیرد و نصیب خود کند.

به فرمایش پیغمبر صل الله علیه وآله که فرمود:
«ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها»
خداوند تبارک و تعالی در ایام دهر لحظاتی را، یک نفحاتی دارد؛ یک وزیدن هایی ویژه، دمیدن های ویژه، یک افاضات ویژه… که همیشه هم نیست؛ با توجه به شرایط و خصوصیات، چنین حالتی ممکن است پیش بیاید؛

الا!
حالا که اینگونه است آگاه باشید!
به کمین بنشینید!
رصد کنید!
که نفحات شما را تحت پوشش قرار دهد.
درست مثل شکارچی؛ که در کمین مینشیند ( صحنه های موافق هوای نفسانی؛ مناسب قوای شیطانی) رصد کند و به دام بیندازد.

یک عده ای آن جور! یک عده ای اینجور!

 

حالت توجه! حالت خلوت!
حالا گاهی از اوقات ذکری هم گفته میشود. ذکری هم گفته میشود؛ زمینه را فراهم میکند. تمرکز میکند و ذهن خودش را باز میکند؛ دل خود را باز میگذارد و در معرض قرار میدهد که چه حواله بشود…

در این حالت قطعا اگر شخص ازاله موانع کرده باشد؛ مستعد بوده باشد و مقتضی؛ حواله هایی صورت میگیرد و بر آن حواله ها مطالبی بر او مکشوف میشود که اصطلاحا به آن حالت توجه میگویند.

جوری باید بنشیند که راحت بوده باشد

مزاحمتی برای او نباشد،

نور نباشد چه بهتر؛

معده پر نباشد که خود پری معده نفس را به طرف خودش جذب میکند و در نتیجه توجهی که باید حاصل بشود، نمیشود.

معده خالیه خالی هم نبوده باشد، که گرسنگی یک مقدار حواس پرتی میاورد؛ نه سیر و نه گرسنه؛ بعد از اینکه انسان ۳ساعت غذا خورد و تقریبا مشغول هضم شدن هست و غذا تمام است و به مراحل دیگه و جذب بدن برسد ، دیگه انسان در آن مرحله راحت است؛ دو، سه ساعت بعد از غذا ؛

خلوت نیمه شب باشد چه بهتر؛ این موقع انسان به رصد بنشیند

 

و حالا گاهی اوقات مشایخ اذکاری را هم سفارش میکنند؛

یکی از دعاهایی که سفارش میشود:

یا من تحل به عقد المکاره
(در اول مفاتیح هم آمده، دعای صحیفه سجادیه هست) این را توصیه میکنند
ای کسی که عقده گشایی میکنی! گره گشایی میکنی!..

 

و گاهی اوقات چیزدیگر هم ضمیمه میشود: سوره الم نشرح…. تا آخر
و سوره قبلی همین: و ضحی و لیل اذا سجی…. تا آخرش
این دو سوره مکمل هم هستند؛ لذا در فتاوای فقهی هم اگر کسی الم نشرح را به تنهایی بخواند ، به جای قل هوالله، میفرمایند که مکفی و مجزی نیست. باید وضحی را هم بخواند.
یا اگر وضحی را هم خواند؛ الم نشرح را هم بخواند که هردو یک سوره بوده باشد.

غرض این اینکه این دو سوره و آن دعای صحیفه را طرف میخواند، البته یک سری شرایط دیگر هم دارد که فقط خواستم الان یک اشاره ای کنم؛
به حالت توجه مینشیند و دیگر سکوت… سکوت…
تمرکز میکند به خودش، به آن من!
اگر قیافه صوری خودش را(همانطور که در آینه میبیند) در ظرف خیال خودش هم، سعی کند آن را در دل و ذهن خودش، متوجه به آن بوده باشد و آن را احضار کند؛ و به آن توجه کند؛
حالا نیم ساعت؛ بیشتر یاکمتر دیگر بستگی به قدرت طرف دارد.

این حالت توجه، اگر با مقدمات و رعایت شرایطش پیش بیاید، دیگر بستگی به شخصش دارد…

 

 

 

 

 

منبع: بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف