نیت خالص به این است که هم در امور دنیوی خودش را فارغ کند و خلاص! و هم در امور اخروی…

گرچه امور اخروی در مقایسه با امور دنیوی که این امور زایل هست و فانی؛ امور لازم است و باقی…
آن دنیا و این آخرت است؛ و قطعا دنیا از آخرت بهتر است.

لکن اگر بخواهد همین امور اخروی برای شخص انگیزه بشود و هدف واقع بشود و سیر و سلوکش متجه بوده باشد به لذات اخروی ؛ این هم مزاحم است و با خلوص واقعی سازگار نیست؛

 

کسی که برای رسیدن به حور و قصور یا نجات یافتن از جهنم عبادت میکند، عبادت او، عبادت حقیقی نیست.
گرچه با بزرگواری با ما برخورد شده و این عبادت را از ما پذیرفتند و قبول میکنند، اما در حقیقت ابن عبادت مجازی است؛ نه حقیقی

اجر و پاداش قطعا دارد؛ منتها فناءالله، لقاء الله ، پاداش این چنین عملی نیست؛
بلکه پاداش این عمل ، همان بهشت اعمال است؛ جنت الاعمال است.
بالاخره یک کار خوب انجام داده است، پاداش دارد. کار بد هم میکرد، پاداش داشت.جهنم و بهشت .

 

اما بهشت فقط به بهشت اعمال خلاصه نمیشود، بهشت درجاتی دارد، که یکی از آن درجه اعمال است.
درجه بهشتی که مربوط به سیر و سلوک است، عنوانش جنت امتناع هست؛ یا به تعبیر دیگر جنت ذات.
آنکسی که نفس مطمئنه پیدا کرده و آرام گرفته و به ذکر الله آرامش پیدا کرده و یاد خدا مایه آرامش اوست؛ این هست که «فادخلی فی جنتی» شامل حالش میشود و جنت ذات بهره اوست.
«فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی»
عبادی، جنتی!
با اضافه یای متکلم : جنت من، بندگان من

 

بندگان من با بندگانی که بنده ی حور و قصور اند فرق میکنند!..
جنتی با جنت اعمال که سیب و گلابی و حور و قصور بوده باشد، فرق میکند، لذا کسی که جهت گذاری کرده و سیر و سلوک را جهت گذاری به حق کرده و مسیر الی الله را انتخاب کرده، هیچگاه به بهشت قانع نیست و جنت اعمال مناسب او هم نیست.

 

 

 

منبع: بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف