حضرت استاد رمضانی:

 

حضرت علامه حسن زاده میفرمودند: اخوی علامه طباطبایی، محمد حسن الهی طباطبایی، در مقایسه با خود علامه محمد حسین طباطبایی، از نظر علوم و معارف و … هر دو هم درس بودند، هم استاد بودند؛ پیش یک استاد درس خواندند، در یک حوزه در نجف در خدمت آقای قاضی بودند؛
منتها اخوی علامه در امور ماورایی قوی تر بود.
و علامه به قوت آن اخوی نبود؛

او خیلی قدرت عجیبی داشت!

ایشان میفرمود: سرّش همان فارغ بودن ایشان بود.
علامه در حوزه بود؛ درس و بحث و شاگرد و بیا و برو … خیلی وقت ایشان را میگرفت و این امور و روابط به خودش مشغول میکرد.
اما جناب آقای محمد حسن آزاد بود؛ تدریس و اینها نبود؛

فقط یادم هست که یک خاطره ای را نقل کردند؛ یک  تدریسی درمورد علا مه حسن زاده یود؛ که وقتی آقای محمد حسن به قم آمدند، بین حضرت علامه حسن زاده و علامه محمد حسن الهی طباطبایی تعرف حاصل میشود و همدیگر را به وسیله علامه طباطبایی میشناسند؛ و باهم قرار میگذارند که همیشه یک ساعت به غروب در مقبره شیخان، درسشان برگزار شود؛

مکان درس، قبرستان شیخان و یک ساعت به غروب هم زمان درس، و متن هم نداشت؛ ایشان میفرمود و علامه حسن زاده مینوشت.

 

 

و یک درس هم در تبریز داشتند

مثل اینکه آقای ادیب تبریزی که یک موقع میاید خدمت آقا محمد حسن و میگوید اسفار را به من درس دهید
_ایشان میگوید ما درسی نداریم؛ حوزه ای نداریم؛ آن آقا میگوید: من با آدرس خدمت شما آمده ام.
_میگوید: چه آدرسی?
_میگوید من ارسطو را در عالم ارواح احضار کردم و از او درخواست درس کردم و ایشان آدرس شما را داد، که به خدمت شما بیایم.
_ایشان میگوید: عجب! ارسطو در عالم احضار ارواح آدرس مرا داده?
_میگوید: بله!

_آقای محمد حسن میفرماید: باشه به یک شرط، من به شما اسفار را تدریس میکنم و شما به من فن احضار ارواح را یاد بده.
_و آقای ادیب میگوید: باشه
خلاصه ایشان اسفار را به آن آقای ادیب تدریس میکند و او هم احضار ارواح را تعلیم میدهد.

و آقای محمد حسن، احضار ارواح را از اینجا فرا گرفته بود و داشت.

خلاصه درس و بحث های اینچنینی که حالا کفایه بدهد، رسائل بگوید، مکاسب بگوید؛ فلسفه بگوید؛ شفا بگوید… اشارات… نه! بیشتر به خودش پرداخت
و خیلی هم قوی بود
جناب استاد میفرمودند عجیب بود!
عجیب بود!..

 

 

 

منبع:  بیانات حضرت استادرمضانی  در شرح کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین