شاغل و مانع  چطور برای انسان بوجود می آید؟

 

حواس ظاهره، چطوری انسان را باز میدارند و مشغول می‌کنند؟

جناب خواجه نصیر، چنین میفرماید:

«حواس ظاهره شاغل باشند به دیدن صورتهایی که بیننده را به مشاهدت او رغبت افتد (۱)و شنیدن صوتهای مناسب و همچنین در بوی ها و طعم ها و ملموسات(۲)»

 

(۱)حواس ظاهره انسان را تشویق میکنند که به یک سری اموری که لذیذ و مایه ی خوشایند نفس است، نگاه کند.

(۲)اشاره به همان محسوسات پنجگانه
مبصرات
مشروبات
مذوقات
مطعومات
مسموعات
این شاغل بودنِحواس ظاهره میباشد.

 

و در ادامه چنین میگوید:

«اما حواس باطنه شاغل باشند به تخییل صورتها و حالتها که به خاطر بدان ملتفت باشد یا به توهم محبتی یا مبغضتی (۴) یا تعظیم مسرتی (۵) یا تحقیر مضرتی (۶) یا انتظام نظمی(۷) یا به تذکر حال گذشته یا به تفکر در اموری که طالب حصول آن امور باشد مانند مال و جاه‌»

 

قوه خیال آدم را میکشاند به وادی که پر از تخیل های باب میل نفس است؛
چنان غرق در خیالات میشود که نگو!
از این خیالات هم کیف میکند
لذت می‌برد!
و شاغل او قوه تخیل اوست ، همینطور اوهام و توهم…

 

 

(۵)خوشحالی بیش از حدی او را به خود مشغول کرده و او آن را خیلی بزرگ میدارد.

(۶)آفتی برای شخص پیش آمده و او را تحقیر میکند
این هم یک نوع مشغولیت است.
(۷)یک نظمی را توهم میکند

 

این مباحث مربوط به قوای باطنه میباشد که عمدتا در دو بخش خلاصه شد، یکی تخیلات و دیگری توهمات
قوه متخیله و قوه متوهمه

 

 

منبع: بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف