خواجه نصیر در کتاب اوصاف الاشراف میفرماید:

«در علوم عرفانی(۱) آمده که هر که مستعد فیض الهی باشد، با وجود استعداد و عدم موانع(۲) از حصول آن فیض محروم نتواند بود»

 

(۱) در علوم عرفانی(اشاره به فضای عرفان دارد؛ حالا چه علم عرفان عملی، چه عرفان نظری) ثابت شده است که:

هر کس مستعد کمالی بوده باشد وموانعی در کار نباشد، بالاخره این استعداد، (چون لغو و بیهوده که در او قرار نداده خداوند تبارک و تعالی) به فعلیت می‌رسد؛

و این چیزیست که به اثبات رسیده و مورد تاکید آقایان قرار گرفته است

 

نکته:علوم حقیقی، برابر علوم اعتباری فقه و اصول قرار دارد(اینها اعتباریات هست).

نه اینکه خواسته باشیم این علوم را بی ارزش نشان دهیم
بلکه در مقام نام گذاری و تصنیع هست
اعتبار شارع ایجاب کرده که مثلا این امر واجب باشد، این فعل حرام، در فقه اعتبار شارع هست که اینهارا مشروعیت بخشیده است.
و اصول هم برای استنباط همین احکام میباشد.

 

در علوم حقیقی، علوم عرفانی، علوم فلسفی، علوم مربوط به حقایق و معارف، ثابت شده است که:

هرکسی و هر موجودی اگر استعداد کمال را دارد و موانعش برطرف شود، این استعداد، بالاخره به فعلیت می‌رسد؛ و به نتیجه منتهی می‌شود… 

والا جعل این استعداد، راه دادن به این استعداد به فضای وجود، لغو است…

یک دانه اگر زمینه ی بذر شدن داشته باشد، اگر در زمین مستعد قرار بگیرد و آبیاری صورت بگیرد، بالاخره مبدل به درخت میشود و ثمر میدهد.
این نظام آفرینش میباشد!
این نظام هستی میباشد!
خداوند تبارک و تعالی هیچ دهان باز گرسنه را بی روزی نمیگذارد…

 

 

 

(۲)این همان چیزی است که میگوییم مقتضی موجود است و موانع مفقود

وجود استعداد؛ یعنی مقتضی موجود
عدم موانع یعنی موانع مفقود

 

 

 

منبع:بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف