خواجه نصیر، در فصل خلوت در کتاب اوصاف الاشراف، پس از بیان مقدمه چنین میگوید:

«گوییم طالب کمال را بعد از حصول استعدادرفع ، ازاله موانع واجب باشد»

موانع را باید برطرف کرد…

 

مزاحم ها و موانع چیست?
هرچه که هست؛
خواجه یک صفحه کتاب را راجع به موانع و مزاحمتها توضیح می‌دهد،
و پس از این توضیح می‌فرماید: “پس صاحب خلوت باید موضعی اختیار کند که در آن موضع از موانع و مزاحم ها، خودش را دور کند.”

 

خواجه نصیرالدین، عمده موانع بر سر راه سالک را چنین بیان میکند:

“ معظم موانع مشاغل مجازی باشد”

عمده موانع، شغل های غیر حقیقی، این وابستگی ها، سرگردانی های غیر حقیقی که انسان را به غیر خدا وابسته میکند.
اینها مزاحم اند…
اینها هرکدام وزنه ای است که به پای مرغ وصل میشود و از پرواز باز میدارد
او میخواهد به طرف بالا عروج و صعود کند، و این وزنه ها او را به طرف پایین میکشاند
وابستگی به چرب و شیرین دنیا این است…
لذا هر چه کمتر، سیر سلوک و صعود بیشتر…

 

والان ببینید موانع و تعلقات چقدر زیاد است…
درست است تکنولوژی و اسباب رفاه ، خیلی امور را ساده کرده، کسی منکر این نیست؛ اما ببینید چقدر گرفتاری ها بوجود آورده…
از روزنامه ها تا صدا وسیما و فیلم و سریال….

حالا اگر با یک مدیریت الهی سامان بدهند و منتجه به طرف الهی بدهند و از هر طرف وارد شوید فلش ها به طرف او بوده باشد، خوب است.
اما متاسفانه اینطور نیست؛ بلکه هرکدام از اینها یک آفتی است….
لذا باید فاصله گرفت…

 

 

حالا گاهی اوقات انسان شغلی دارد که لازم است و باید باشد و در مسیر است، و برای رسیدن به هدف است و چاره ای جز این نیست؛
آنها سرجایش محفوظ!

اما این سرگرمی های کم فایده یا مضر دیگر هرکدام یک مانع است و
دیگر با وجود اینها نمیشود کار را سامان داد…
باید فاصله گرفت…
و برای این فاصله گرفتن نیاز به خلوت داریم.

 

برخی مشایخ، یک ماه، دوماه… از شهر فاصله میگرفتند، و در ده و روستایی مشغول خودسازی می‌شدند؛
خدا حضرت امام را رحمت کند، در ماه رمضان تمام ملاقاتهایش را تعطیل میکرد، ملاقاتی به آن صورت در کار نبود
نه سخنرانی میکردند و نه کسی را به حضور میپذیرفت؛ بلکه کل ماه رمضان را به خود میپرداخت.
و بعد که ماه رمضان تمام میشد و عید فطر بود و مسئولین به ملاقات ایشان میرفتند، اصلا یک نفس دیگری بود، یک حرف دیگری بود، یک جور دیگه ای سخن می‌گفت!
جانها را از علوم و معارف و مسائل روحانی و معنوی و حقیقی سیراب میکرد …

 

 

منبع:بیانات حضرت استاد رمضانی در شرح کتاب اوصاف الاشراف