خواجه نصیر در فصل خلوت کتاب اوصاف الاشراف، مقدمه ای را بیان میکند و آن اینکه انسان سالک نیاز به استعداد دارد؛
انسان طالب کمال نیاز به استعداد دارد…
بی استعداد معنا ندارد!..

این همان مطلبی است که در خیلی دروس ما بیان میکنیم و پا فشاری میکنیم که:
سیر و سلوک مناسب با هر شخصی نیست
استعداد خاص میخواهد
استعداد ویژه میخواهد
هرکس مستعد این نیست
تفاوت استعداد ها هم که غیر قابل انکار است
در هر فنی و در هر کمالی استعداد شرط است، از جمله همین سیر و سلوک الی الله…

 

از کجا بفهمیم اهل سیر و سلوک هستیم؟ ما لایق هستیم؟ 

نگاه به دل و به گرایشها داشته باشیم، می‌فهمیم که باب ماست
مناسب هستیم…
دل توجه میکند! دل مایل است! رویگردان نیست، بلکه شوق دارد ، عشق دارد،
با شنیدن اوصاف اهل خدا و اهل ولایت انسان دلش نرم میشود و میل میکند به اینگونه امور…
لذت میبرد و کیف می‌کند!..
این دلیل بر این است که استعداد در طرف هست و انسان باید این را دنبال کند…

و بداند این کمالی که مد نظرش هست یک امر شدنی است و موجود؛
و این شخص اگر به دنبال این کمال باشد به دست می‌آید؛

 

پس اولا مستعد باشد
و بعد بداند برای او بدست می آید و حاصل میشود
(اگر قدم در مسیر گذارد و فعالیت داشته باشد)
این مقدمه ی امر است.

 

 

منبع: بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف