آیه ای که خواجه نصیر طوسی در فصل مربوط به خلوت، مطرح می‌کند، آیه ۵۱ سوره مبارکه اعراف میباشد:

 «الذین اتخذو دینهم لهوا ولعبا وغرتهم الحیاة الدنیا»

باید از افرادی که نامحرم اند؛ نامحرم به معنای عرفانی؛ نه به معنای فقهی
ولو مرد، نامحرم است… باید از اینها فاصله گرفت.
اهل دنیاست… اهل تمتعات دنیوی است… برایش مهم نیست هر حرفی را می‌گوید…
هر عملی را مرتکب میشود…
انسان با این نامحرمان با آن کسانی که از هدف دورند نمیشود دم خور شود…
چراکه انسان سالک متاثر از آنها می‌شود و غفلت آنها به ما سرایت می‌کند‌؛ باید از آنها جدا شود، فاصله بگیرد…

بخواهد با آنها باشد، تاثر او حتمی است؛ چون ضعیف هست، هنوز تقویت نشده است.

 

کسی که اینطور است به بتخانه رود،  بت شکن نمی‌شود؛ باید پرست باشد؛ این فرد نباید در بتخانه قدم گذارد؛ او بت شکن نخواهد بود… بت پرست خواهد بود…

کسی به بت خانه باید قدم گذارد که بتواند بت شکن باشد و مجذوب بت نشود؛
و کسی میتواند با هرکس هرکس برخورد داشته باشد که همیشه فعال بوده ،نه منفعل

و شخص مبتدی منفعل میباشد، چون ضعیف است؛ و تاثر می‌پذیرد و اگر قدرتی داشته باشد، قدرت او کم می‌شود؛ و اگر نداشته باشد، کهاصلا کاری از او ساخته نیست و قدرتی ندارد…

خلوت! خلوت!

و در آن خلوت، حضور! حضور!.. توجه!..

که هیچ مانع و مزاحمی در کار نبوده باشد.

 

آیه ۵۱سوره اعراف:
آنهایی که دین خود را بازیچه گرفته اند و از حق غافل شدند و امور دنیا آنها را ملهی شده… بازداشته…
(لهو را لهو میگویند چون انسان را از ملکوت بازمیدارد)

از اهل دنیا باید فاصله گرفت…