یک آبادی  طرف سمنان، در مسیر گرمسار به طرف سمنان به نام صوفی آباد محل دفن علاءالدوله سمنانی است‌؛

یک وقتی ما (استاد رمضانی) رفته بودیم خانقاه علاءالدوله؛

آنجا مکان های ویژه ای را تعبیه کرده بودند که یک سالک، یک اهل سیرو سلوک، ذکر و جلوس و حضور و خلوت بتواند در آنجا داشته باشد؛ با همه قوا و بدون هیچ مزاحم به خودش بپردازد و خالی از اغیار بوده باشد؛ حجره حجره های کوچک به نحوی که شخص اگر بلند بشود سرش به سقف می خورد؛ (کوچک به اندازه یک نفر)

هرنفر یک جا؛ ۱۰ و ۲۰ حجره تعبیه شده بود و یک جا هم  محل مرشد و پیر و استاد سیر و سلوک بود.

ما دلیلی بر نفع یا منع  این محل نداریم؛

 

یکی از آیاتی که می‌توان به آن استشهاد کرد که انسان سالک نیاز دارد به خلوت، یک جایی برای پرداختن به خود، خالی از اغیار و مزاحم؛ این آیه شریفه مربوط به حضرت مریم سلام الله علیها هست:

«اذانتبذت من اهلها مکانا شرقیا»

به یاد آور وقتی که مریم سلام الله علیها از اهلش فاصله گرفت و در گوشه ای شرقی از مسجد اتخاذ واضع کرد و درآنجا مشغول عبادت شد و بعد دارد:

«فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشرا سویا»

اینجا بود که  ما روح خود را به سوی او فرستادیم و به عنوان یک بشرمتمثل شد؛

این که می‌فرماید از اهلش کناره گرفت و در گوشه ای سکنی جست و در آن حالت  بود که آن تمثل پیش آمد و ظهور جبرئیل به صورت بشر سوی رخ داد و قضییه بخشیدن عیسی به او صورت گرفت و جناب مریم به جنا ب عیسی  سلام الله علیه حامله شد؛ این دال بر این مطلب است که :

نمی‌شود در آشفته بازار و میان مردم و برو و بیا و قیل و قال… این همه مزاحم که از در و دیوار می‌بارد و این همه رهزن که در مسیر هست؛ بشود حضوری پیدا کرد و توجهی… و چیزی نصیب انسان شود؛

مخصوصا در آغاز سیر که انسان نمی‌تواند توجه و تمرکز داشته باشد و ضعیف است و ممکن است تجازمی بین این امور صورت گیرد؛ این شخص ا به یک طرف بکشاند و چیز دیگر به طرف دیگر… و این بیچاره حیران و سرگردان بماند که به‌آن جواب دهد یا به این… به این توجه کند یابه آن؟  لذا باید جایی اتخاذ کند خالی از مزاحم…

بله اگر شخص قوی شد، قدرت یافت می‌شود میان جمع هم به او حضور دست دهد وبتواند توجه کند و بتواند برکاتی را نصیبب خودش کند؛ این مربوط به کسانی است که قوی هستند‌؛ اقویا این کارها را چه بسا بتوانند انجام دهند و می دهند؛ وسط بازار بتواند تمرکز کند و غیره…

اما در آغاز راه اینجور نیست که اینطور بوده باشد؛ خیلی سخته! به عبارت صحیح تر محال است با این همه رهزن و آشفتگی بشود حضوری پیدا کرد و براساس آن حضور برکاتی را بدست آورد و برکاتی را نصیب خود ساخت نمی‌شود… از این جهت اهل سیر و سلوک داستان خلوت و لزوم خلوت را مطرح کردند… در شبانه روز جایی مخصوصا به این امر اختصاص یابد و شخص در آنجا به ذکر و ورد و توجه بپردازد.

 

 

 

منبع:بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف