«تقوا پرهیز باشد از معاصی ، به بیم از خشم خدای تعالی و دوری از او همچنان (۱)که بیمار را(۲) که طالب صحت باشد, از تناول آنچه در آن مضرت باشد و آنچه را مقتضی اش مزید بیمار او باشد پرهیز باید کرد تا علاج او دست دهد(۳) و درمان بیماری او منجح آید»

 

در کتاب اوصاف الاشراف, در فصل تقوا، جناب خواجه پس از تعریف تقوا، با توجه به یک بحث طبی بحث را سامان بخشیده؛

 

همانطور که در بعد جسم انسان مریضی که دچار آفت و آسیب شده است؛ باید علی رقم اینکه ادویه ای را بکار می گیرد، دارویی هایی را به کار میگیرد، برای بهبود و بازگشت سلامت به او باید پرهیز داشته باشد؛ در بعد روح هم اگر انسان ناقص باشد، دچار آفت و آسیب بوده باشد، بخواهد برگردد به اعتدال و برگردد به سلامت، باید پرهیز کند.

انجام اعمال، بدون پرهیز، هرطور که باشد نمی شود؛

بدون پرهیز انجام اعمال سنگین (هرچقدر سنگین و بزرگ بوده باشد) بدون پرهیز، هیچ فایده ای ندارد…همانطور که بکار گرفتن داروهای خیلی عمده و مهم بدون پرهیز انسان را به سلامت نمی رساند.

این هم چنان چه و این همچنان که و همچنین اینها دلالت بر تنظیر می کند.

 

 

 

_برای بیماری که طالب صحت است چه چیز لازم است؟ چه چیز ضروری است؟

_باید پرهیز کند از آنچه تناول آن مضرت باشد؛ نخورد آنچه را برای او مضرت دارد و کاری نکند که بیماری او شدت پیدا می کند.

و همانطور ی که بیماری اینطوری است و باید این کارها را انجام ندهد تا اینکه به صحت برسد و باید پرهیز کند تا علاج او دست دهد و درمان بیماری او به نتیجه برسد (منحج آید یعنی به نتیجه برسد؛ به نتیجه مطلوب منتهی بشود.)

«همچنین ناقصانی را که طالب کمال باشند از هر چه منافعی کمال باشد و هر چه مانع حصول کمال است و یا شاغل است در سیر و سلوک در طریق طلب کمال پرهیز باید کرد، تا اینکه آنچه که مقتضی وصول باشد یا معاون در سلوک باشد، مفید و موثر باشد »(خواجه در ادامه میفرماید)

باید پرهیز کرد تا اینکه به نتیجه برسیم و موثر باشد آنچه که مقتضی وصول است؛

آنچه که معاون و کمک کار ما در سلوک است.

 

خوب بود این آیه را در اینجا استشهاد میکرد که «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»( سوره مبارکه مائده . آیه مائده)

این آیه مناسب با بحث است.

چه زمانی  شما به درگاه الهی مورد قبول واقع میشوید؟!..

کِی راه به تو می دهند؟!

کی میپذیرند و تو را طرد نمیکنند و شما را به مقصد می رسانند؟!..

کی؟!..

موقعی که اهل تقوا باشید… اهل پرهیز بوده باشید …

 

 

و خواجه این آیه را در این قسمت آورده است: «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» ( آیه ۲ و ۳ سوره ی طلاق)

هر کس که تقوا پیشه کند؛ راه برون رفت از مشکلات ، راه برون رفت از آفات، آسیب ها، گرفتاری ها، امراض؛ برای او روشن می شود و بیرون می رود و از حالت مرض و آسیب خارج می شود…

راه برون رفت برای او به وجود می آید…

و از جایی که گمان نمی کند برای او روزی تامین میشود…

 

با توجه به فضای بحث  اینجوری معنی میکنم:

اگرمی خواهی از آفت و آسیب مصون بوده باشی و تو را خدای تبارک و تعالی شفا روزی کند(مناسب با بحث) سلامت روزی کند و به حالت اعتدال برگردی ؛ راه برون رفت امراض و رسیدن به سلامت چیزی نیست جز تقوا

چیزی جز پرهیز نیست…

 

 

 

منبع:  بیانات حضرت استاد رمضانی/  در شرح کتاب اوصاف الاشراف . نوشته خواجه نصیر الدین طوسی

 

 

 

(۱) همچنان که؛ دلالت بر تنظیر میکند
جناب خواجه تنظیر کرده در بعد جسم و بعد روح؛

 

(۲) (همچنان که بیمار را) ؛ “را” علامت مفعول است
برای او ضروری است؛ باید است.
_کدام بیمار؟
بیماری که طالب صحت است.