باب اول از ابواب ششگانه  کتاب اوصاف الاشراف، بر مباحث تمهید و مقدمات تمهیدی، به منزله ی تهیه ی زاد و راحله است.

همانطور که در سیر صوری و مادی نیاز به مرکب و توشه راه داریم، در سیر معنوی هم نیار به مرکب و توشه راه داریم که در باب اول از این دست مطالب و مباحث عرضه شده است.

باب دوم در ازاله موانع بود برطرف ساختن مزاحم های راه…

یعنی پس از آنکه شما زاد و راحله تهیه کردید می بایست آنچه را که در مسیر شما منع و مانع ایجاد می کند و مزاحم راه است، از سر راه بردارید. که در باب دوم صحبت سر این گونه امور بود که با زهد و ریاضت و امثال ذلک در نهایت ریاضت و شعب ریاضت، مزاحم های راه را از سر راه برداریم که آخرینش فصلی بود که مربوط به تقوا بود . هر یک از این ها که مورد اشاره قرار گرفت به منزله ازاله مانع است .

وبعد طبق باب سوم کتاب اوصاف الاشراف، دیگر باید وارد سیر شد؛ سلوک را شروع کرد؛ حالا دیگر سالک سیر و طلب کمال به آنها نیاز دارد و باید آنها را مرور کند و در آن مراحل و در آن منازل گام بگذارد

که نخستین آن خلوت است؛

 

 

سالک نیاز به خلوت دارد؛ نیاز به این دارد که یک وقتی را در شبانه روز اختصاص بدهد به اینکه به خودش بپردازد؛

بین خود و خدای خود خلوت کند؛

کسانی که در یک جای خاص و ویژه مثل دیر برای راهبان مسیحی و یا صومعه ویا بییه برای خاخام های یهودی؛ و در میان امت اسلامی، مسجد جایی است که سالک به خلوت می پردازد و از اغیار فاصله میگیرد؛

که حالا در میان اهل معرفت، در کنار مسجد، خانقاه دارند؛ یعنی یک جای مخلای به طبع، برای پرداختن به خود.

گرچه برخی این را به عنوان یک بدعت به حساب آوردن  و گفتن که شما بیایید در کنار مسجد خانقاه درست کنید این بدعت است و بدعت کار حرامی است  وهرکس که اهل بدعت بوده باشد، اهل نار است، اهل جهنم است و این کار مزموم است؛ مردود است؛ بعضی ها اینطوری بیان کردند و اینطوری ارزیابی کردند،

اما عناوین و مقومات و مولفه های بدعت بر این امر نمیخورد؛

بدعت یعنی چیزی را که داخل در دین نیست، انسان به قصد تشریع داخل در دین کند؛ یا یک امری که داخل در دین است، انسان آن را از دین خارج کند،

(به عنوان دین و از پایگاه دین) چیزی را داخل دین کند یا از دین خارج کند این می شود بدعت ،مثلا نماز سه رکعتی مغرب را بگوییم چهار رکعت بخوانیم یا دو رکعت یا در میان این پنج وقت، یک وقت دیگر هم اضافه کنیم و آن هم از پایگاه دین این می شود بدعت…

 

اما اگر کسی نخواهد این را به عنوان دین و به عنوان امر دینی در دین داخل کند؛ بلکه به عنوان امری که دارای فوایدی است، منافعی است، ودین هم نسبت به او هیچ مخالفتی ندارد، مواجهه نمی شود با ترک واجب یا فعل حرام؛

اگر چنان چه یک امری باشد که این امر مفید بوده باشد، چه به حسب شخص چه به حسب نوع، مفید بوده باشدغ دارای فایده بوده باشد و در دین هم امری ایجاب نکرده یا نهی هم نسبت به آن صورت نگرفته باشد؛ این را ما بیاییم به عنوان یک سنت و به عنوان یک امر مستمر در یک فضایی جعل کنیم و قرار ببندیم (به این عنوان فقط؛ نه به عنوان شرع ،امری شرعی ،واجب شرعی یا مستحب شرعی و از پایگاهش نه بلکه به همان صورت که عرض کردیم ) این چه اشکال دارد؟ بدعت شامل حال این نمی شود .

شما در کجا دارید روایتی را که برای شما نسبت به حسینه ها یا تکیه ها دلیل داشته باشید؟ دلیل خاص؟

مسجد است؛ قرآن و آیات در مورد مساجد ، روایات نسبت به مساجد فرمایش دارد و تاکید می کند؛ اما نسبت به حسینه کجا دارید؟ شما اینجا را تحت عنوان حسینه تکیه حسینه ی بالا منبر برید سخنرانی کنید و نصیحت داشته باشید و اقامه عزا کنید و تحت عنوان حسینه یک جایی باشد، روایتی بوده باشد نیست؛ اما در عین حال اقایون حسینه ها فراوان در یک شهر در یک محله، کنار مسجد حسینه تاسیس میکنند؛ تکیه تاسیس میکنند؛

آیا اینجا به قصد تشریع است؟ قطعا به قصد تشریع نیست

ایا آیه ای امده که بگوید و توصیه کند نه چنین چیزی نیست؟

با توجه به برخی از منافعی که هست؛ با توجه به آن منافع این را تاسیس می کنند و به دنبال این منافع در آن جای تاسیس شده فعالیت هایی را انجام می دهند؛ باشگاه مثلا ، تالار و امثال ذلک… و فراوان است

( منافعی دارد برحسب شخص و نوع باتوجه به این منافع بدون اینکه قصد تشریعی در کار باشد بدون اینکه قصد ادخال در دین یا اخراج از دین امری را در نظر گرفته باشند تاسیس کرده باشند با توجه به اینکه منافعی که دارد هیچ اشکالی ندارد)

لذا جناب شهید در دروس دارد که وقف در خوانگاه جایز است. همانطور که به مساجد شما فرشی را یک کالایی را وقف می کنید در انجا مورد استفاده قرار بگیرد، به همین صورت در خانقاه ها هم اگر کسی وقف  کند ، مشروع است جایز است. جناب شهید در کتاب شریف دروس این را تصریحا دارد.

 

ما مخالف برخی از کارهایی هستیم که در خانقاه ها انجام می‌شود، اما این با اصل تاسیس خوانقاه فرق می کند؛ درست مثل اینکه ما مسجد را قبول بکنیم و بعد یک سری خطاهایی که در مسجد انجام می شود خب نپذیریم  وقبول نکنیم. یک مراسمی را در یک مسجدی اجرا بکنند آن مراسم قابل دفاع نبوده باشد. مگر در مسجد ضرار در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این گونه نبود، منافقین مسجد ساختند تحت عنوان مسجد کارهای غلطی را انجام می دهند و توطئه می کردند علیه مسلمانان و اسلام و حضرت دستور تخریب آنجا را دادند، مسجد هم بود کار خلاف حتی در مسجد ممنوع و محکوم است.

در خانقاه ها هم همینطور؛ ما به مجرد اینکه گفتیم خانقاه یک امری است بدعت بر او صدق نمی‌کند؛ دلیل بر این نمی‌شود که هر چه در آنجا انجام بشود ما بگوییم که مورد قبول است؛ نخیر! چه بسا در خانقاه ها خلافی صورت بگیرد آنها را هم محکوم میکنیم؛ اما اصل تاسیس خانقاه را به منظور جایی باشد به منظور اهل دل ، اهل معرفت، طبق ضوابط خودشان و با توجه به دستورات و ضوابطی که به آن پای بند هستند و معتقد هستند، به نفع شخص یا به نفع نوع، شخص سالک در آنجا خلوت بگزیند و به خود بپردازد، جایی بوده باشد خالی از هر گونه مزاحم این قابل دفاع است؛ این هیچ مشکلی در این جهت در آن نیست.

اگر مشکلی است به خاطر آن عوارضی است که در کنار این مطرح می شود.