مولانا در مثنوی، بسیار زیبا می فرماید:

ما در این انبار گندم میکنیم
گندم جمع آمده گم می کنیم
گر نه موشی دزد در انبار ماست
حاصل اعمال چهل ساله کجاست
اول ای جان اول دفع شر موش کن
وانگهان در جمع گندم جوش کن

مثل کسی که مواظب نیست و دقت نمی کند؛ و خودش را تزکیه نمی کند؛ تهذیب نمی کند و از آفات خودش را دور نمی کند؛ اما در عین حال سعی می کند یک سری کارهای اثباتی انجام بدهد، مثلش همین است…
باید تقوا داشت تا اینکه خدای تبارک و تعالی بپذیرد، قبول کند، این به این صورت قابل تبیین است.

 

 

و خواجه در کتاب اوصاف الاشراف، مثالی می زند: که یک مزاج مریض و علیل، اگر اهل پرهیز باشد، داروهایی که می خورد در مزاج او اثر می گذارد و او را به سلامت و صحت باز می گرداند؛
اما اگر چنان چه نخیر! اهل پرهیز نبوده باشد, قوی ترین داروها را ، قوی ترین ادویه را بکار بگیرد باز میبینیم اثری ندارد.

 

 

در طب قدیم برای پرهیز خیلی حساب باز می کردند؛

الان خیلی آقایون اطبا روی پرهیز مانور نمی دهند . می گویند فلان قرص و فلان آمپول و فلان دارو را بخور؛ اما اینکه پرهیز کن از فلان چیز و فلان امر، در طب شیمیایی روز خیلی ارزش برایش قائل نیستند؛
لذا میبینید دارو ها در حد مسکن است و در حد سر پوش گذاشتن است، ریشه ای اصلاح صورت نمیگیرد؛ طبابت عمیق صورت نمیگیرد، مسکن است، یک چند صباحی طرف علائم آن مرض را در خودش میبیند، دیگر نیست و گمان می کند هیچ مرضی در او نیست؛ اما بعد از مدتی خیلی قوی تر ، خیلی شدیدتر ، با عوارض بدتر میبینیم ، سر در می آورد ، و باز دو مرتبه یک مسکن قوی تر می دهند ، خفه می کنند برحسب ظاهر آن مرض را و آثارش را از بین میبرند. ریشه ای کار صورت نمی گیرد و پس از مدتی دو مرتبه بدتر سر بر می اورد ، کار به جایی می رسد که نباید برسد.

اما در طب قدیم اطبا برای پرهیز حساب ویژه ای باز می کردند؛ پرهیز حرف اول را می زد؛ پرهیز حرف اول را می زد، به نحوی که فقط می گفتند این و این و این را نخورید… بعد هرچه می خواهید بخورید، بخورید؛ فقط اینها را نخورید؛ مزاج شما برمیگردد به اعتدال.

 

 

امام امیرالمومنین سلام الله علیها، می فرماید که ( آن زمان که طب شیمیایی هم نبود ؛ طب نباتی بود؛ طب گیاهی بود؛ طب سنتی بود) آن زمان حضرت فرمود: این دارو ها درست است ، برخی از ابعاد ما را تحت پوشش قرار می دهند و اصلاح می کنند؛ اما اینها همه عوارض جنبی دارد.

آن زمان! حضرت می فرمود: اینها عوارض جنبی دارد؛ اگر بی رویه و بی ضابطه و بی قاعده استفاده بشود؛ جاهای دیگری را افساد می کنند… درسته در آن بُعد شما که می فرمایید اصلاح می کنند؛ اما در بعد دیگر ، ایجاد فساد می کنند.

مثلا این تجربه شد؛ همینطوری هم هست؛ خرفه برای پایین آوردن قند خیلی خوبه ، به اندازه؛ قند انسان را که بالاست می آورد پایین؛ اما از آن طرف کلیه ها را خراب می کند؛ دچار نوسان می شود؛ در دفع دچار مشکل می شود. دارو است اصلاح می کند اما از یک جهت دیگر جای را خراب می کند؛ لذا باز به فکر اصلاح می افتند ، چه بخوریم مثلا با داروی خرفه برای پایین آوردن قند و این آفت هم از بین برود؟ خب فرمایشاتی دارند…

کاسنی ظاهرا موثر است و این عارضه را دفع می کند. قطعا خود کاسنی هم از این جهت درست کند داستان را و از جهت دیگر باز ، سرد است کاسنی برودت می آورد؛ باز اگر کنترل نشود مشکلی از آن جهت به وجود می اورد؛ و باز برای دفع او باید یک داروی دیگر بخورد که تنظیم بشود.

قطعا همین حرف در آنجا هم است، این فرمایش در زمان سابق عرض کردم ، که اصلا داروی شیمیایی نبود؛ وضع داروی گیاهی و سنتی مان این است! چه برسد به وضع داروهای شیمیایی که بدین صورت است !!
شما این اطلاع دارویی را ببینید؟ دو جلد اطلاع دارویی نوشته فلان دارو ، موارد استعمال… چه ، چه … عوارض جنبی ردیف کرده ، سه سطر ، چهار سطر عوارض جنبی را نوشته ، اینجوری است .
اما پرهیز، پرهیز عوارض جنبی ندارد . نخور ! ترک کن برخی از امور را ، مزاج به حالت طبیعی برمی گردد .
این در بعد جسم بود ؛

 

در بعد روح هم همینطوری است.
در بعد روح نیازی نیست خیلی اعمال آنچنانی انجام بدهید؛ ترک گناه کنید ؛ ترک معصیت کنید ؛ پرهیز داشته باشید …
مواظب باشید هرچه را نگویید ، هرچه هرچی را نخورید… هرچه هرچی را نبینید..
اگر بی حساب و بی کتاب بخواهید این کار را انجام بدهید، آفت و آسیب است… و آسیب یعنی طرد شدن؛ طرد شدن یعنی قبول نمی شوید! مقبول درگاه الهی، جذب این نظام نمی شوید؛ طرد می شوید!..