خواجه نصیر، درفصل مربوط به تقوا در کتاب اوصاف الاشراف می فرماید که اگر پرهیز نباشد، اگر  وسواس و  دقت و  احتیاط نباشد ، کارهای خوب انسان هم بی خاصیت می شود؛ بی تاثیر میشود…

 

«إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»(مائده.۲۷)

خدای تبارک و تعالی فقط و فقط (به صورت حصر؛ انما؛ این است و جز این نیست) اعمال را از متقین می پذیرد؛ یعنی از غیر متقی نمی پذیرد، قبول نمی کند..

واین یک چیز تشریفاتی و  تعارف گونه و بر اساس نگرش سطحی و سطحی نگری بوده باشد, نیست.

این یک حرف و یک فرمایش بسیار عمیق و دقیقی است که با این تعبیر بیان شده است.

 

اگر من ( حضرت استاد رمضانی)بخواهم برای این یک تمثیلی عرض کنم, این مثال را خیلی مناسب میبینم ، که اگر انسان یک طبع سالمی داشته باشد، یک مزاج رو فرمی داشته باشد، معتدل، به سامان…

این انسان با توجه به این مزاج اگر نان خالی هم بخورد، رشد می کند. آب خالی بخورد، رشد می کند؛ یک غذای محدود، اندک ، جزیی که در این مزاج صحیح و سالم قرار بگیرد ، جا می افتد ، می پذیرد ، قبول می کند و رشد می کند…

اما اگر این مزاج ، مزاج مریضی بوده باشد، مزاج علیلی بوده باشد و از سلامت برخوردار نبوده باشد، شما چلوکباب برگ سطانی هم بخورید این مزاج نمی پذیرد. می پذیرد! منتهی جذب نمی کند، هضم نمی کند؛ بلکه دفع می کند ، غذای پاک ، طیب را به این مزاج مریض و علیل بدهید به صورت نجاست دفع می کند، هیچ چیز از این، جذب مزاج علیل نمی شود…

 

حالا شخصی که متقی است،

شخصی که مواظب حلال و حرام است،

و مواظب این است که مبادا خدای نکرده کاری برخلاف رضای کار خدا انجام بدهد و از او صادر بشود ،

اینجور دقت دارد ، و اینطور حساس است…

این فرد، ولو یک عمل اندکی از او سربزند؛ یک کار جزیی از او صادر بشود ، به این مزاج پاک ، سالم ، می افتد و جذب می شود ، بعد هم رشد می کند و تعالی و ترقی برای او حاصل می شود؛ ولو یک عمل پیش پا افتاده ، قلیل ، اندک

 

چرا؟ چون طبع ، مزاج ، اینگونه است؛ از آفت و آسیب برکنار است؛ طیب است  و پاک است ؛ طاهر است …

 

اما اگر چنان چه نخیر! یک انسان از نظر معنی و روح مریض بوده باشد؛ مبتلای به ملکات فاسده نفسانی بوده باشد؛  مبتلای به آفات و آسیب بوده باشد؛ این شخص ولو یک سری از اعمال حجیم و پر حجمی را انجام بده ، این اعمال علی رغم بزرگی حجمش و آن عظمت صوری و ظاهری که دارد در این مزاج کارگر نمی افتد! جذب این مزاج نمی شود، همه هدر می رود… به تعبیر مباحث کلامی خودمان حبط می شود؛ بی خاصیت است…

لذا می بایست اول به مزاج خودش رسیدگی کند و خودش را از آفت و آسیب برکنار کند و آفت زدایی کند ، پاک کند…

و بعد به سایر اعمال بپردازد…

اول باید این جهت قضیه را مد نظر داشته باشد.