«لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ ۖ » ( سوره مبارکه بقره. آیه۲۸۴)

این آیه در آغاز فصل محاسبت و مراقبت کتاب اوصاف الاشراف مطرح شده بود.

 

در این آیه, «لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ» به منزله ی علت است.

علت برای چه؟ برای َإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ ۖ

هر چه را که شما در درون خود مخفی کنید, خداوند شما را به آن محاسبه میکند.

 

چطور؟ میفرماید: لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ

همه چیز از آن خداست…

از بالاترین بالا تا پایین ترین پایین… از آسمانها و آنچه که در آن است تا زمین و آنچه که در زمین است…

از صدر تا ذیل، همه ملک خداست.

مِلک حقیقی؛ نه ملک اعتباری

 

مِلک حقیقی، جدای از مالک نیست.

مثل قوه باصره، قوه عاقله، قوه صامعه… که اینها مِلک نفس ناطقه هستند؛

و نفس ناطقه هیچگاه از اینها بریده نیست.

و این قوا، تجلیات نفس هستند.

و اینها و آنچه در اینها هست از نفس پوشیده نیست؛

نفس، در قوه عاقله و معقولات حضور دارد

نفس، در قوه صامعه و مصنوعات حضور دارد.

این همان لله ما فی السماوات و الارض است.

 

ما فی السماوات؛ فرشتگان

ما فی الارض؛ قوای مادی و جسمانی و آنچه که از اینها صادر میشود…

 

خب وقتی همه چیز ملک اوست، ما بریده و جدای از او نیستیم،

خب وقتی اینجور است؛ چه شما مخفی کنید و چه آشکار کنید، خداوند میبیند و انسان باید التفات داشته باشد و غفلت نکند…

و همین التفات انسان را کنترل میکند…