مراقبه ای که جناب خواجه در کتاب اوصاف الاشراف  میفرماید، عمده سخنش در مراقبه مواظبت کردن است؛

مواظبت کنیم که مبادا کاری از ما سر بزند که زحمات قبلی ما به هدر برود …

مبادا کاری از ما سر بزند که در مسیر رشد کمالات سدی ایجاد بشود… مانعی ایجاد بشود؛

 

اما معنی دقیق تر مراقبه که در کتب فنی هست, اینست که انسان که در هر جایی که هست، در هر حالتی که هست، از آن حقیقت واحده ی ظاهر در همه مظاهر، غافل نبوده باشد؛ حضور او را از یاد نبرد و اینکه در محضر او هست

آنچه را که میگوید… آنچه را که انجام میدهد و مرتکب میشود همه در محضر او انجام میشود؛ که اوست رقیب ما و ما باید مواظب رقیب باشیم… این معنای عمیق تر مراقبه هست.

 

آن معنی قبلی که گفتیم یک مراقبه ی معمولی است به همه ی مردم کوچه و بازار گفته میشود که مواظب باشید … خطایی صورت نگیرد…

الحمدالله که تا به حال خوب و پاک بالا آمدی مبادا این با خطایی از بین برود! سیئاتی بیاید که همه حسنات را با خودش ببرد؛ و همه این حسنات را تکفیر کند؛ تحت پوشش قرار دهد و مخفی کند… مواظبت میخواهد… این معنای مراقبه در عرف عام هست.