در ادامه ی فصل محاسبه،  باب دوم کتاب شریف اوصاف الاشراف، میخوانیم:

«اگر طاعت از معصیت بیشتر باشد باز ببیند که در فضل طاعات بر معاصی با نعمت هایی که حق تعالی در حق او کرامت کرده است چه نسبت دارد(۱) با وجود او و چندین حکمت ها در آفرینش اعضای او(۲)که علما تشریح چندین کتب در شرحآنقدر که فهم ایشان به آن رسیده است ساخته اند ،(۳)با آن که از آنچه هست از دریایی قطره ای فهم نکرده اند(۴)و چندین فوائد که در قوت های نباتی و حیوانی در او موجود است(۵)و چندین فوائد که در قوت های نباتی و حیوانی در او موجود است ، پیدا کرده است ، چندین فوائد که در این ها پیدا کرده است ، و چندین دقایق صنع در نفس او که مدرک علوم و معقولات است به ذات خود و مدرک محسوسات است و مدبر قوا و اعضا که به الات ایجاد کرده است(۶)و روزی او که از ابتدا خلقت ،(۷)و اسباب پرورش او را از علویات و سلفیات ساخته ،(۸)پس اگر در فضل طاعات او به این نعمت ها و دیگر نعمت ها که برنتوان شمرد چنان که فرموده … موازنه کند(۹) ، برتقصیر خودش بر همه احوال واقف می شود» (۱۰)

 

 

 

(۱) طاعات، نسبت به این نعمت های نامتنهی چه است؟!

(۲)یعنی این نعمت هایی که به او عنایت کرده… چقدر حکمت ها در آفرینش اعضای او تعبیه شده و پیاده شده!..

(۳)یعنی چه مقداری است که اصلا نفهمیده اند هنوز ، همین اندازه هم که فهمیدن نسبتش ، نسبت قطره است به دریا ، چه برسد آنهایی که نفهمیده اند ،چندین حکمت ها در آفرینش اعضای او که علمای تشریح چندین کتب در شرح کتاب هایی را تالیف کرده اند ، در فن تشریح که انسان حیرتش می گیرد ، این همه دقت ، این همه عنایت ، این همه حکمت!..

(۴) حالا ما گفتیم قطره نسبت به دریا؛ ایشون می گوید حتی کمتر از قطره ، آنچه را که فهمیدند گفتیم قطره است نسبت به دریا ، نه! کمتر از قطره نسبت به دریا!…

(۵) انسان تغذیه می کند ، غذا می خورد ، چه در وجود او و چه فعل و انفعالاتی در وجود او به وجود می آید ، از آن موقعی که غذا را در دهان می گذارد ، می جود و بعد هضم می کند ، در چند مرحله در نهایت جذب وجود او می شود و میشود گوشت و پوست و استخوان ، چطور این قضیه تبدیل این مواد به اعضا خب این که همین جوری نمی شود ، شما یک کیسه ای بردارید درونش هی بریزید… هی بریزید ، خب کم کم گند می اید و کثافت ، حالا اینجا از اینور به جای کیسه بریزد،بریزید در دهان…  در معده، اگر هیچ دستی در کار نباشد ، اگر هیچ عنایتی در کار نبوده باشد ، مثل همان کیسه بعد از مدتی گند می آید، کثافات در آنجا جمع می شود ،

اما می بینیم نخیر چنان این معده زیبا این را می گیرد ، هضم می کند ، در چند مرحله ، وارد خونش می کند ، بعد از اینکه از معده خارج شد در کبد و بعد از آنجا در اعضا و جوارح توسط رگ ها و مویرگ ها جاری می شود ، گوشت می شود ، پوست می شود ، استخوان می شود ، مغز، و در اختیار انسان … می شود ، جز وجودی انسان می شود…

چه فرآیندی در اینجا است؟ چطوری این تبدیل و تحویل صورت می گیرد ، از این صورت غذایی به این صورت در می اید چی این کار را می کند؟ این در قضیه رشد و نمو که در بدن انسان تحقق پیدا می کند ، حس و حرکتش با انواع و اقسام حرکت ها حس ، حواس پنجگانه، قوه عاقله ، قوه متخیله، قوه واهمه ، این همه قوای دست اندر کاره این بدن ، هر کدام دارد دقیقا کارش را طبق آن برنامه و نقشه انجام می دهد ، اعضا و جوارح که بدن دارد ، قوای که در بدن حاکم اند و کار گذار است کارهای این جز وجودی یا این کل هستند ، حیرت اندر حیرت!!!

 

(۷) یعنی ابتدا آفرینشش که پا به عرصه وجود گذاشته تقدیر کرده است،

(۸)تمام این علل و اسبابی که دخیل اند که برای من یک کاری صورت بگیرد؛ یک خیری… یک قدمی رقم بخورد،

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند   تا تو نانی به کف اری به غفلت نخوری

بنا به فرمایش جناب سعدی

تمام این نظام دارند برای تو کار می کنند به تسخیر الهی، برای یک لقمه نان شما، این همه عوامل دست اندرکارند… خداوند همه اینها را مسخر کرده است که برای جنابعالی رزق تهیه کنند، اینها را در برابر طاعات و عباداتت مقایسه کن ، ببین آیا طلبکاری یا بدهکار؟! قطعا بدهکار

(۹) یعنی اگر ببیند که طاعات او از گناهان او بیشتر است، حالا همین طاعات که زائد است و فضلش بیشترش برای گناهان مدنظر است این را موازنه بکند با آنچه را که از نعمت ها به او تعلق گرفته، جواب اگر این است ، بر تقصیر خود در همه احوال واقع شود

(۱۰) می فهمد که هنوز بدهکار است و هیچگاه از این بدهکاری خلاص نمی شود و همواره بدهکار است ،

این در صورتی است که طاعات او از گناهانش بیشتر باشد.

 

 

 

 

حالا اگر چنان چه مساوی باشد ، طاعات پنجاه درصد و عصیان پنجاه درصد :

«والا اگر طاعات و معاصی او مساوی باشد(۱)بداند که به ازای نعمت ها به هیچ بنده ای قیام نکرده است(۲)»

 

(۱)یعنی یکی یعنی طاعات بیشتر از گناهان نبوده باشد ، بلکه مساوی بوده باشند ،

(۲) چون مثلا اگر ده تا کوزه اب اورده ، صدتا کوزه شکسته، یا ده تا کوزه اب اورده ده تا کوزه هم شکسته ،  خودش جمع و تفریقی که کرده رسیده به صفر ، خب پس رسیده به صفر ، این همه نعمت ها را چطوری می خواهی جواب دهی ؟

 

 

پس دو حالت را مقایسه کرد:

حالت اول ، معاصی کمتر از طاعات و طاعات بیشتر از معاصی

حالت دوم ، طاعات و عبادات مساوی با معاصی

اما حالت سوم ، معاصی بیشتر بوده باشد از طاعات، سی درصد طاعت و هفتاد درصد گناه که دیگر وای بر او

«و اگر معاصی را پس هر گاه طالب کمال این حساب با خود کرده باشد از او جز طاعت در وجود نیاید ، به خویشتن را با آن که جز طاعت نکند مقصر داند(۳)و از این جهت فرموده اند: حاسبو انفسکم قبل ان تحاسبوا»

 

(۳)یعنی با اینکه هر چه  طاعت انجام داده باشد، باز هم مقصر است.

 

خلاصه اگر محاسبه صورت بگیرد به این نتیجه خواهیم رسید(شرمندگی…)