همان گونه که گفتیم، مطمئن ترین راه و سالم ترین روش برای ایجاد تمرکز، ذکر و عبادت است که اگر با آداب و اسلوب ویژه خود اجرا شود در ایجاد تمرکز، نفی خاطرات قلبی و خطورات ذهنی، نقش تعیین کننده ای دارد؛

 

 

_شیخ الرئیس بو علی سینا در فصل سوم از نمط نهم اشارات می فرماید:

عبادت، نزد غیر عارف، نوعی معامله است گویا چنین انسانی در دنیا کاری انجام می دهد، و پاداش آن را در آخرت دریافت کند. این اجرت چیزی نیست، جز ثوابی که خداوند در آخرت به این بندگان عنایت می فرماید.
این فلسفه عبادت غیر معارف است، اگر از غیر عارف بپرسید، شما چرا عبادت می کنید در پاسخ خواهد گفت برای به دست آوردن پاداش الهی؛ او چیزی غیر از این و برتر از این را باور ندارد و یا به تعبیر بهتر، ثواب الهی مهم ترین چیزی است که این گونه افراد به دنبال آن هستند.

آن گاه ابن سینا در ادامه، عبادت عارف را بیان می کند و فلسفه عبادت را از نظر عارف توضیح می دهد و می فرماید:

فلسفه عبادت از دید عارف، آن است که عبادت در حقیقت نوعی ریاضت است و شخص عارف با عبادت، هم خودش را – که پراکنده است – جمع می کند و همش یک چیز می شود، شخص عارف با عبادت، قوای متوهمه و متخیله خود را تربیت می کند. عارف با عبادت، قوه خیالش را عادت می دهد و آن ها را از غرور و توجه به امور دنیایی به سوی حق می کشاند و از کثرات منصرف می کند و به طرف حق توجه می دهد تا هنگامی که سر و باطن عارف به حق رو می کند، این قوای تربیت شده در برابر باطن و سر عارف تسلیم باشند و با باطن و سر عارف به کشمکش برنخیزند، در نتیجه سر و باطن عارف، فارغ از هرگونه مزاحمتی، متوجه به تابش نور حق باشد.

این ریاضت و عبادت، همین طور ادامه می یابد تا عارف با توجه به ملکه ای که کسب کرده، هرگاه خواست از سوی حق، مورد تابش نور واقع شود بدون مزاحم به این کار بپردازد و قوای خیال برای او مزاحمتی ایجاد نکنند؛ بلکه افزون بر این، کمک هم بکنند و با این کمک کردن ها، عارف را در سلک پاکان و ملکوتیان قرار دهند.

ابن سینا در این عبارات، هدف و فلسفه عارف را از عبادت بیان می کند، عارف در عبادت هایی که می کند، دنبال تربیت نفس خویش و تقویت روح خود است، دنبال این است که چگونه از این عبادات نردبانی بسازد تا به لقاء الله برسد، دنبال این است که با عبادت، خودش را به حقیقت وصل کند، او دنبال این نیست که با این عبادت ها به حور و قصور برسد؛ او می گوید:

من که امروزم، بهشت نقد حاصل می شود – وعده فردای زاهد را چرا باور کنم

من که با این عبادت ها در همین دنیا به وصل حق می رسد، بهشت من همین است که نقدا او را به دست می آورم و نیازی نیست این عبادت ها را برای بهشت نسیه حور و قصور انجام دهم.

 

 

برداشت غلط از عبارات عارفان :

چندی پیش کتابی به دستم رسید که نویسنده آن با بدبینی تمام به مقوله عرفان پرداخته بود و یکی از اتهاماتی که متوجه عارفان کرده بود، این بود که این ها به قیامت و بهشت و جهنم اعتقادی ندارند و بهشتیان را در همین جهان نقدا طلب می کنند، دنبال شهوات، لذت ها و خوشگذرانی ها در همین جهانند، آن گاه برای اثبات این اتهام به همین بیت – که بدان اشاره کردیم – استناد کرده بود که برای این کج فهمی ها و کج اندیشی ها باید تاسف خورد که چرا برخی این قدر به فکرهای کوتاه خود خوش بینند و نسبت به بزرگانی که از نظر باور به امور غیبی و ماورایی، این گونه افراد به گرد آن ها هم نمی رسند، بدگمان هستند؟

چرا گروهی همین طور بی ضابطه، بی قاعده و بدون کسب تخصص های لازم به خود اجازه می دهند، حرف های دیگران را به طور دلخواه تفسیر کنند و براساس آن، آن ها را به کفر و زندقه متهم می کنند؟

و از همه مهم تر، باید تاسف خورد که چرا گروهی با همه کوتاهی ها و اشتباه های خود، زمام هدایت افرادی را به دست می گیرند و آن را ناخواسته از برکات، فیوضات و معنویات عرفان حقیقی – که مایه آبادانی دل، دین و دنیا و آخرت است – محروم می کنند؟

این ها تاسف هایی است که یک فرد بی غرض از این گونه سخن های غیر منصفانه و بلکه جاهلانه می خورد و چاره ای ندارد، جز آنکه بگوید و الی الله المشتکی.

 

در هر صورت عارف در عبادت خویش، دنبال ریاضت، تمرین و تربیت نفس خود است و آن را با عبادت و ذکر از کثرات جدا کرده، متوجه به یک سمت و متمرکز در یک امر قرار می دهد تا بدین ترتیب هرگاه خواست به ملکوت توجه کرده و بدون مزاحمت خیال و خطورات قلبی در معرض تابیدن نور حق به سر و باطن قرار گیرد و چیزی مانع او نباشد.

 

 

ریاضت در عرف عرفان، آیت الله حسن رمضانی

 

ریاضت در عرف عرفان -۱۸

این مبحث ادامه دارد؛ مطالب بعدی را دنبال کنید…