ریاضت و ادای حقوق
سخنان تکان دهنده از مولای عارفان امام امیر المومنین (ع)

 

درباره رکن سوم از ریاضت عام، عبارت خواجه عبدالله انصاری این گونه است:

توفیر الحقوق فی المعامله؛

یعنی سالک در مقام تعامل با مردم، همنوعان و دیگر موجودات، مواظب است که مبادا حقوق آن ها را نادیده بگیرد و کوشش می کند حق هرکس یا هر چیز را به بهترین شکل ادا کند.

 

تجاوز به حقوق دیگران و نادیده گرفتن حقوق آن ها با سیر و سلوک نمی سازد، انسان نمی تواند سیر و سلوک عرفانی داشته باشد و برای مثال حقی را که همسر او بر گردن دارد، نادیده بگیرد،

نمی شود دم از سیر و سلوک زد؛ ولی حقی را که پدر و مادر دارند، پایمال کرد،

انسان نمی تواند خود را سالک الله بداند و حقوقی را که فرزندان او برگردن او دارند، وانهاده و آن ها را به حال خود رها کند؛

نمی شود خود را در زمره اهل سیر و سلوک به حساب آورد؛ ولی حقوق نزدیکان، برادران و خواهران خویش را به دست فراموشی سپرد،

انسان نمی تواند قدم در راه ریاضت بگذارد و حقوق اولیه همسایگان، هم شهریان و هم وطنان خود را فراموش کند،

انسان نمی تواند بگوید من اهل ریاضت هستم و از حقی که ولی امر مسلمین بر او و سایر افراد جامعه دارد – خواه او انسان کامل معصوم باشد و خواه انسان عالم خود ساخته، فرهیخته، مدیر، مدبر، شجاع و متعهد – سرباز بزند و به حکم، امر و صلاح دید او اعتنا نکند.

که البته حق انسان کامل معصوم در این قضیه چیز دیگری است و کسی را نمی توان از جهاتی با او مقایسه کرد و از او جای خود را در فرهنگ و معارف اسلامی دارد؛ ولی این مسئله موجب نمی شود که اگر افراد از حکم شخصی غیرمعصوم – که با توجه به روند قانونی و با مراعات شرایط لازم، تدبیر امور اجتماعی جامعه را به عهده گرفت به بهانه اینکه معصوم نیست، سرباز بزنند و حق او را – که همان اطاعت کردن و فرمان بردن از اوست – نادیده بگیرند و اعتنایی نداشته باشند که با سیر و سلوک جور در نمی آید و با ریاضت در تعارض است.

ادای حقوق دیگران، ریاضت بس بزرگ و مهم است؛ چون با اجرا کردن و مراعات کردن این حقوق، انسان ورزیده می شود، رشد می کند

و به همین سبب است که خواجه عبدالله انصاری توفیر حقوق را در مقام تعامل، یکی از ارکان ریاضت عام مطرح کرده است و چون ممکن است به نظر بیاید که توفیر حقوق دیگران در مقام تعامل، یکی از ارکان ریاضت عام مطرح کرده است و چون ممکن است به نظر بیاید که توفیر حقوق دیگران در مقام تعامل چه ارتباطی با ریاضت دارد، لازم است به این نکته توجه کنیم که مراعات حقوق دیگران به طور تمام و کمال و به نحوی که هیچ حقی از قلم نیفتد، کاری پرزحمت و مشکلی است و در همان اندازه که مشکل است در پرورش نفس انسان، تقویت روح و قوای روحی او تاثیر گذار است و چون چنین است، تعریف ریاضت بر آن صدق می کند.

و شما هنگامی این مطلب را به طور کامل تصدیق می کنید که به گستردگی حقوق و وظایفی که دیگران بر عهده ما دارند، پی ببرید و اهمیت مراعات کردن آن ها را از منظر دین بررسی کنید وگرنه پذیرش این مطلب – که مراعات حقوق دیگران، یکی از ارکان ریاضت عام است – آن گونه که باید صورت نمی پذیرد.

 

 

امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) درباره ظلم و تجاوز به حقوق دیگران می فرماید: والله لان ابیت علی حسک السعدان مسهدا او اجر فی الاغلال مصفدا احب الی من ان القی الله و رسوله یوم القیامه ظالما لبعض العباد و غاصبا لشی ء من الحطام؛

سوگند به خدا! اگر همه شب را روی خارهای سه شعبه، که بسیار گزنده است – به سر ببرم یا با غل و زنجیر، مرا به این سو و آن سو بکشند برای من بهتر و دوست داشتنی تر است از این که در روز قیامت با خدا و رسولش دیدار کنم و در آن محضر، کسی پیدا شود و بگوید، علی به من ظلم کرده و چیزی از حقوق مرا غضب کرده است.

 

بعد آن حضرت، داستان عقیل برادرش را نقل می کند که در نهایت تهی دستی از ایشان خواسته بود، یک من از گندم های بیت المال را به او بدهد و آن حضرت برای این که این کار، خلاف مقررات بوده و تجاوز به حقوق دیگران بوده است، او را از خود می راند و خواسته اش را عملی نمی کند.

شبی شخصی به دیدار حضرت می رود که گویا اشعث بن قیس بوده است و چون قرار بود، فردای آن روز به پرونده او رسیدگی کنند، خدمت امام بوده است تا قلب حضرت را نسبت به خودش متمایل کند، حضرت می فرماید: شب هنگام شخصی به دیدارم آمد و ظرفی را – که پر از حلوا بود – برایم آورد گویا معجونی را که در آن ظرفی بود با آب دهان یا قی کرده مار سمی مخلوط کرده بودند. گویا حضرت، صورت ملکوتی رشوه را این گونه می دیده است.

آنگاه رو به اشعث می فرماید: این هدیه است یا زکات و یا صدقه، اگر زکات و صدقه است که بر ما حرام است. اشعث می گوید: نه، این هدیه است، زکات و صدقه نیست. حضرت به او می فرماید: زنان بچه مرده بر تو گریه کنند، آیا از راه دین وارد شده ای و می خواهی مرا فریب دهی و رشوه را به نام هدیه به حلق من بریزی، مگر دیوانه شدی یا جن عقلت را ربوده است یا در حال هذیان گویی هستی؟

سپس می فرماید: والله لو اعطیت الاقالیم السبعه بما تحت افلاکها علی ان اعصیی الله فی نمله اسلبها جلب شعیره ما فعلته؛ به خدا سوگند! اگر هفت اقلیم را با همه آنچه در زیر آسمان هاست به من بدهند تا پوست جویی را از مورچه به ناحق بگیرم، هرگز چنین نخواهم کرد.

آنگاه حضرت در ادامه می فرماید: و ان دنیاکم عندی لاهون من ورقه فی فم جراده تقشمها؛ همانا دنیای شما، نزد من از برگ جویده شده ای که در دهان ملخ است، پست تر است. ما لعلی و لنعیم یفنی و لذه لا تبقی؛ علی را با نعمت های فانی دنیا چه کار؟ علی را با لذت های ناپایدار دنیا چه کار… اگر این عقل در انسان بخوابد، اگر این عقل در انسان بمیرد چه مصیبت هایی که برای انسان به بار نمی آورد…

مراد از نقل این بخش فرمایش حضرت علی (علیه السلام) این بود که به اهمیت مراعات حقوق دیگران و زشتی تجاوز به حقوق دیگران اشاره کنیم و بدانیم که این کار، سخت و مهم است همچنین در پرورش روح انسان، ریاضت و ورزیدگی نفس انسان تأثیر گذار است از این رو در فرمایش های خواجه عبدالله انصاری رکن سوم از ارکان ریاضت عام مطرح شده است.

 

 

 

ریاضت در عرف عرفان – ۱۳

این مبحث ادامه دارد؛ مطالب بعدی را دنبال کنید…

 

منبع: ریاضت در عرف عرفان – آیت الله استاد حسن رمضانی