ریاضت و اخلاص

پایه دوم از سه پایه ریاضت عام، تصفیه اعمال است که گفتیم به شخص سالک و خدای او مربوط است.

هنگامی که شخص سالک با خداوند در تعامل است و به دستور خداوند، برای او عبادتی را انجام می دهد، جبهه ای بس بزرگ و گسترده گشوده می شود، او در این جبهه باید اعمال و عباداتی را پاک و بدون هیچ شائبه، و تنها برای نزدیک شدن به خدا و خشنودی او انجام دهد که خود، ریاضتی بسیار مهم و سخت است و ممکن است انسان با کوچکترین غفلت و بی توجهی شکست بخورد و کار و زحمت خود را بی اثر کند.

 

خداوند از سالک، عبادت خالصانه می خواهد، نه هرگونه عمل و عبادتی؛ ارزش عمل و عبادت ما به اخلاص است؛ بلکه هویت عبادت و حقیقت عمل را همین اخلاص تشکیل می دهد، نه چیز دیگر؛

عملی که از جوهره اخلاص بی بهره باشد، عمل نیست،

عبادتی که خالصانه انجام نشود، عبادت نیست

و به تعبیر بسیار دقیق حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام)، اخلاص، ملاک عبادت است، اگر اخلاص بود، عبادت هست و اگر نبود، عبادتی در کار نیست که بگوییم، آیا این عبادت ارزش دارد یا ندارد.

از این رو در روایات اهل بیت عصمت و طهارت (علیه السلام) با تعبیرهای متفاوت و عبارت های گوناگون بر اهمیت اخلاص تاکید شده است

از جمله اینکه گفته شده: اجر را به کسی می دهند که در کارهایش، اخلاص داشته باشد

و یا وارد شده، عمل کسی به درجه قبولی می رسد که در عملش، اخلاص داشته باشد

یا تاکید شده، کسانی به هدف می رسند و اعمالشان بالا می رود که عملشان از اخلاص، بهره ای داشته باشند

یا تصریح شده، رهایی آدمی از هرگونه خطری در اخلاص نهفته است(۱۳)؛

همه این تعابیر و عبارت ها، این نکته را گوشزد می کند که عمل و عبادت غیر خالصانه هیچ است و معلوم است که هیچ و پوچ، چیزی نیست که قیمت داشته باشد.

 

 

امیرمؤمنان (علیه السلام) در روایتی فرمود: طوبی لعن أخلص لله علمه و عمله، و حبه و بغضه، و أخذه و ترکه، و کلامه و صمته

حضرت علی (علیه السلام) در این روایت بر چهار محور اساسی از شئون انسان تمرکز می کند که دیگر شئون انسان یا در کنار این چهار محور ناچیز است و یا اگر اهمیتی داشته باشد در پرتو این چهار محور، هویت و رنگ می یابد این چهار محور اساسی عبارتند از:

  • علم و عمل،
  • حب و بغض،
  • فعل و ترک،
  • تکلم و سکوت،

و حضرت می فرمایند: خوشا به حال کسی که در چهار محور یاد شده اخلاص را مراعات کند و همه اینها را براساس اخلاص انجام دهد و در همه این امور به جوهره اخلاص توجه داشته باشد!

چرا ایشان می فرماید: خوشا به حال مخلصان! چون این ها به مقصد می رسند، این ها به واقع کاری کرده اند و عمل و عبادتی انجام داده اند، دیگران که اخلاص ندارند، کاری نکرده اند تا توقعی داشته باشند

و ما نسبت به این افراد با الهام از فرمایش امام علی بن ابی طالب (علیه السلام) می گوییم، بدا به حال افرادی که علم و عمل،حب و بغض، فعل و ترک، تکلم و سکوتشان بر اساس هوای نفس و خوش آمد گویی دیگران باشد.

 

یکی از مصادیق بارز و روشن فرمایش نورانی امام علی (علیه السلام)، بلکه بارزترین و روشن ترین مصداق، خود آن حضرت است؛ بلکه بالاتر از این باید بگوییم، آن حضرت، تجسم اخلاص و عینیت اخلاص بوده، هست و خواهد بود؛ علم و عمل، حب و بغض، فعل و ترک و تکلم و سکوت ایشان، همه بر محور اخلاص بود، خودی در کار نبود، هوایی در کار نبود، قصد و غرضی جز جلب خشنودی و دوستی خدا وجود نداشت.

 

 

یکی از جاهایی که مولوی حق مطلب را ادا کرده و سنگ تمام گذاشته و در حقیقت، خود و هویتش را به ما نشان داده است، جایی است که از اخلاص امام علی بن ابی طالب (صلی الله علیه و آله وسلم) سخن گفته است:

از علی آموز اخلاص عمل      شیر حق را دان منزه از دغل

 

 

 

منبع: ریاضت در عرف عرفان – آیت الله استاد حسن رمضانی

 

ریاضت در عرف عرفان – ۱۰

این مبحث ادامه دارد؛ مطالب بعدی را دنبال کنید…