هیچ امری به اندازه تخیلات و خطورات قلبی تمرکز سالک را بر هم نمی زند؛ از این رو باید فکری کرد و خود را از چنگ تخیلات و اوهام هرزه رها کرد تا تمرکز صورت گیرد.

و راه چاره و راه رها شدن از شر اوهام و خیالات ریاضت است،

انسان باید برای رهایی یافتن از حرکت های سریع و بی ضابطه تخیلات، ریاضت بکشد،

اکنون اگر کسی بپرسد، ریاضت مورد نظر چیست و این ریاضت چگونه و با چه ترتیبی اجرا می شود؟

_در پاسخ این پرسش لازم است بگوییم درباره این مسئله، میان صاحب نظران نوعی اختلاف است.

  • برای مثال برخی برای ایجاد تمرکز سفارش کرده اند، شخص مرتاض، نقطه ای خاص را در نظر بگیرد و به مدت سه تا پنج دقیقه، نگاه خود را به آن نقطه بدوزد و در روزهای بعد هر روز یک یا دو دقیقه را بر مدت پیشین بیافزاید تا این که پانزده یا سی دقیقه برسد؛ البته شخص مرتاض باید توجه داشته باشد هنگامی که به نقطه مورد نظر نگاه می کند، باید تلاش کند به هیچ چیز فکر نکند، یعنی همه حواس و قوای خودش را در همان نقطه متمرکز کند و این همان، تمرین تمرکز است که از این مراحل پیش پا افتاده شروع می شود و اگر شخص پشتکار داشته باشد و بر این امر مداومت کند، کم کم ورزیده تر می شود و بالاخره می تواند به آسانی بر خیالات مزاحم چیره شود. این، یکی از راه های ایجاد تمرکز است که برخی به آن اشاره کرده اند.
  • برخی دیگر سفارش کرده اند، شخص مرتاض، شی ء خاصی از اشیای محسوس را در نظر بگیرد و حواس خود را به مدت پنج دقیقه در آن شی ء متمرکز کند و در روزهای بعد بر مدت آن بیفزاید؛ روشن است اگر شخص بر این کار مداومت داشته باشد، کم کم به ورزیدگی لازم دست می یابد و به سادگی خطورات قلبی را از خودش دور می کند.
  • گروهی دیگر، نظر گروه پیش را تکمیل کرده و گفته اند، اگر آن شی ء محسوس به صورت یکی از اسمای الهی باشد، بهتر و مفیدتر است، بدین معنی که سالک مرتاض، اسمی از اسمای حسنای الهی را از سنگ یا چوب بتراشد و آن را در برابر خود قرار دهد و حواس خود را در آن متمرکز کند.
  • دسته چهار می گفته اند، سالک برای ایجاد تمرکز، چشم خود را ببندد و صورت خود را در موطن خیال مجسم کند و مدتی بر آن مداومت کند تا نتیجه مطلوب به دست آید.
  • طایفه پنجمی گفته اند، مرتاض برای ایجاد تمرکز، باید چشم خود را ببندد و صورت پیر و استاد خود را در عالم خیال مجسم کند تا پس از مداومت و پشتکار لازم به هدف خود برسد.
  • سرانجام عده ای قائلند که مطمئن ترین و بی خطرترین راه برای ایجاد تمرکز، ذکر و عبادت است که اگر با آداب ویژه همراه شود در تمرکز تأثیر بسزایی دارد.

 

 

در این میان نظری که به عنوان نظری معتدل مطرح است و از افراط و تفریط دور می باشد این است که خاطر نشان کنیم، استعداد افراد در دست یابی به تمرکز متفاوت است، زمینه افراد در خصوص این امر گوناگون است،

_برخی از افراد، انسان های با تمرکزی هستند و توحد آن ها شدید و تکثر و تفرقشان ضعیف است؛
این گونه افراد در همان روزهای نخست با اندک توجهی می توانند همه وجود خود را در یک امر متمرکز کنند از این رو به بسیاری از راه های پیشنهادی یاد شده، نیازی ندارند.
_برخی هم درست بر عکس، انسان هایی هستند که ذاتا ناآرامند، تکثر آن ها شدید و توحدشان ضعیف است از این رو به راحتی نمی توانند به تمرکز دست پیدا کنند و برای ایجاد تمرکز، دچار زحمت بسیاری می شوند، این گونه افراد به روش های ابتدایی – که از امور محسوس شروع می شود و توجه به آن ها، قدری راحت تر صورت می گیرد – نیازمند هستند و باید تمرکز را از آنجا شروع کنند.

_دسته ای هم هستند که متوسطند، تکثرشان به اندازه توحدشان است و برای چیره شدن تمرکز بر تکثر لازم نیست از محسوسات شروع کنند از این رو روش های ابتدایی و پیش پا افتاده برای آنها ضروری نیست؛ بنابراین نمی توان برای همگان، یکی از روش های یاد شده را تجویز و بقیه را رد کرد؛ بلکه باید به شخص نگاه کرد و با در نظر گرفتن استعداد و ویژگی های حاکم بر او، راه مناسب را تشخیص داد و به آن سفارش کرد.

از این رو بسیاری از بزرگان فن برای ایجاد تمرکز و نفی خواطر، دستور ویژه و معینی را برای همه اشخاص و همه مراتب پیشنهاد نمی کنند؛ بلکه با توجه به اختلاف افراد و تفاوت درجات آنها، روش ها و دستورهای گوناگونی را سفارش می کنند و از همین جاست که ما به ضرورت استاد و راهنمایی که با این ویژگی ها آشنا باشد و به هنگام مقتضی، دستور مناسب را بدهد و سالک را از سرگردانی رها کند، پی می بریم.

 

همان گونه که بارها و بارها به مناسبت های گوناگون بر این امر حق – که برخی از افراد براساس اوهام خود با آن در می افتند و می گویند ما با وجود امامان معصوم (علیه السلام) و دستورهای ایشان – که در روایات و کتب روایی جمع آوری شده – چه نیازی به پیر و مرشد داریم – تاکید کرده ایم و گفته ایم، وجود امامان معصوم (علیه السلام) و روایات آنها، علم رغم این که لازم، راه گشا و منشا خیر و برکت است و کسی نمی تواند در آن تردید کند، کافی نیست، بلکه ما نیاز داریم کسی که تخصص لازم را دارد و با ما به گونه مستقیم در ارتباط است با تکیه بر میراث گرانبهای امامان معصوم (علیه السلام) راه را به ما نشان دهد و از داروخانه کامل و جامع آن ها با تخصصی که دارد، داروی مناسب را تشخیص مناسب را داده، آن را تجویز کند؛ آیا داشتن جوامع روایی غنی، ما را از مراجعه به فقیهی جامع الشرایط و در دسترسی بی نیاز می کند؟

درباره سیر و سلوک هم، همین گونه است و همان طور که در سایر موارد، نیازمند استاد، پیر و راهنماییم در سیر و سلوک هم همین طور است.

هر که تازد سوی کعبه بی دلیل                      همچو این سرگشتگان گردد ذلیل
هر که گیر پیشه ای بی اوستا                       ریش خندی شد به شهر و روستا

 

 

 

 

ریاضت در عرف عرفان، آیت الله حسن رمضانی

ریاضت در عرف عرفان- ۱۷

این مبحث ادامه دارد؛ مطالب بعدی را دنبال کنید…