حقیقت و نشانه اخلاص

میان چله گرفتن و ریاضت کشیدن، رابطه نزدیکی وجود دارد از این رو تا عبارت ریاضت کشیدن را می شنویم، ذهنمان به طرف چله گرفتن و چله نشینی می رود و یا تا عبارت چله گرفتن و چله نشینی را می شنویم، ذهنمان به ریاضت کشیدن معطوف می گردد، این به سبب ارتباط تنگاتنگی است که میان این دو واژه وجود دارد و یا به سبب عینیت و یگانگی موجود میان این دو واژه است؛

از طرف دیگر در روایتی که در بخش گذشته به آن اشاره کردیم میان دو واژه اخلاص و اربعین نوعی رابطه برقرار شده است به این صورت که در روایت یاد شده، تاکید شده، اخلاص به مدت چهل شبانه روز تأثیر گذار است؛

حال اگر ما به این دو مطلب کنار هم توجه کنیم، یعنی هم به ارتباط تنگاتنگ ریاضت و چله گرفتن بیندیشیم و هم به رابطه میان تأثیر گذاری اخلاص و عدد چهل فکر کنیم، تصدیق خواهیم کرد که یکی از ارکان ریاضت کشیدن، اخلاص است که دست کم باید به مدت چهل شبانه روز ادامه داشته باشد و یا تصدیق خواهیم کرد که ریاضت کشیدن و چله گرفتن در سطح عموم سالکان در حقیقت همان داشتن اخلاص است که باید حداقل به مدت چهل شبانه روز ادامه داشته باشد تا آثار و برکاتش در انسان پدید آید.

نکته دیگری که باید به آن توجه کرد، این است که اگر تاملی در حقیقت اخلاص کنیم و هدف از ریاضت کشیدن و چله گرفتن را بدانیم، باز هم به رابطه تنگاتنگ اخلاص و ریاضت پی خواهیم برد و در نتیجه تصدیق می کنیم که یکی از ارکان ریاضت عام، تصفیه اعمال با اخلاص است.

 

 

راستی حقیقت اخلاص چیست؟

و ما ریاضت را برای چه می خواهیم و در ریاضت دنبال چه می گردیم؟

برای روشن شدن مطلب باید بگویم حقیقت اخلاص، عبارت است از انجام دادن عمل برای خدا و به انگیزه نزدیک شدن به خدا، این حقیقت اخلاص است که تفصیل مباحث مربوط به آن را باید در باب بیست و چهارم کتاب منازل السائرین – که به منزل اخلاص اختصاص دارد – بجوئیم؛ ولی در این جا به همین مقدار بسنده می کنیم که حقیقت اخلاص در انجام دادن عمل به انگیزه نزدیک شدن به خدا خلاصه می شود.

در پاسخ سؤال دوم هم باید بگوییم: ما ریاضت را برای این می خواهیم که پاک و تصفیه گردیم و لیاقت پیدا کنیم تا بارگاه ربوبی را درک کنیم و به لقای الهی نایل شویم، حال اگر هدف از ریاضت این باشد و حقیقت اخلاص هم همانی باشد که گفتیم، نباید شک کنیم که یکی از ارکان مهم ریاضت عام، تصفیه اعمال به وسیله اخلاص است.

اکنون مناسب است به فرمایش امام صادق (علیه السلام) – که نشانه عمل خالص یا نشانه مخلص را بیان می کند – توجه کنیم و این فرمایش را به منزله چراغی تلقی کنیم که شرایط ما را در زمینه اخلاص روشن می کند و ما را از غفلت، نادانی، خودبینی و خودپسندی نجات می دهد و خودمان را به خودمان می شناساند؛ چون خیلی از ماها از مخلص بودن خودمان، خاطر جمع هستیم و خیال می کنیم اهل اخلاصیم؛ ولی این گونه نیست، و ما برای این که خودمان را بشناسیم و بعد از آن به حال خودمان فکری بکنیم، توجه به فرمایش امام صادق (علیه السلام) ضروری است آنجا که می فرماید: و العمل الخالص الذی لا ترید أن یحمدک علیه احد الا الله عزوجل

عمل خالص، عملی است که من و تو آن را انجام دهیم و نخواهیم کسی جز خدا، ما را بستاید، عمل خالص، عملی است که انسان آن عمل را انجام دهد و ستایش و نکوهش این و آن، در او تأثیری نداشته باشد؛ با مدح دیگران، سرعتش زیاد نشود و با نکوهش سایرین سرعتش کند نگردد. این امر، امر مهم، دقیق و حساسی است. و اگر وسیله ای اختراع شود که تاثیر و تاثرهای روحی انسان را – که بر رفتارهای او موثر است – نشان دهد، برای مثال آمپری داشته باشد که نشان دهد هنگامی که از کار فردی تعریف می شود در سیستم فکری یا عواطف قلبی او چه دگرگونی به وجود آید یا هنگامی که کسی نسبت به کار او خرده می گیرد چه تغیرهایی در او به وجود می آید، این جاست که افراد می فهمند اهل اخلاص هستند یا ادای اهل اخلاص را در می آورند.

اگر انسان کار نیکی را انجام داد و ستایش یا نکوهش کسی در او اثر نکرد، تعریف دیگران باعث نشد که او کارش را از نظر کمیت و کیفیت، بهتر و بیشتر ارائه کند و نیز نکوهش سایرین موجب نشد که او عملش را از نظر کمیت و کیفیت، بدتر و کمتر اجرا کند، این فرد مخلص است و این عمل اخلاص است؛ ولی اگر این گونه نبود باید بدانیم که یا اخلاص نداریم و یا درجه خلوصمان در حد مطلوب نیست و باید خودمان را در این زمینه تعدیل کنیم و به مرحله ای برسیم که تعریف یا تقبیح دیگران در ما تاثیری نداشته باشد.

امام باقر (علیه السلام) به جابر بن یزید جعفی می فرماید: و اعلم بانک لا تکون لنا و لیا حتی لو اجتمع علیک اهل مصرک و قالوا: انک رجل سوء لم یحزنک ذلک و لو قالوا: انک رجل صالح لم یسرک ذلک

بدان! تو دوستدار و پیرو ما شمرده نمی شوی مگر آنکه به این پایه باشی که اگر همه همشهریانت به اتفاق بگویند تو بد مردی هستی، این سخن ترا محزون نکند و نیز اگر همه آنها به اتفاق بگویند تو خوب مردی هستی، این سخن ترا مسرور نکند.

 

 

 

ریاضت در عرف عرفان – ۱۲

منبع: ریاضت در عرف عرفان – آیت الله استاد حسن رمضانی

این مبحث ادامه دارد؛ مطالب بعدی را دنبال کنید…