اخلاص رمز جاودانگی

یکی از ارکان ریاضت عام، تصفیه اعمال با اخلاص است، این که سالک، اعمال خویش را بر اساس اخلاص انجام دهد و در همه کارهای خود، جز رضایت خدا را در نظر نگیرد و انگیزه های نفسانی را از خود دور کند، ریاضتی بس بزرگ و تمرینی بسیار دشوار است و چنین انسانی، انسان خود ساخته، مرتاض، مقتدر و با اراده ای است، عمل او هم، عمل ماندگار و تأثیر گذاری است.

همان طور که سالک مخلص، انسان ورزیده و با اقتداری است، عمل چنین انسانی هم، عمل محکمی است که علی رغم کوچکی ظاهرش، بسیار پربرکت و ماندگار است،

درست بر عکس کسی که از جوهره اخلاص بی نصیب است و اعمال خود را بر اساس انگیزه های شیطانی، نفسانی و دنیایی انجام می دهد؛ زیرا چنین انسانی، علی رغم ظاهر زیبا و منظمش، وضع روحی آشفته ای دارد، ضعیف، بی اراده، حقیر و پست است، عمل او هم، علی رغم بزرگی ظاهر، بسیار ناچیز، بی اثر و بی خاصیت است؛ عمل چنین انسانی مانند خودش پوچ است، محتوا و روح ندارد، تأثیرگذار و ماندگار نیست.

 

آدمی با دقت کردن در کارهای پیامبران، اولیای الهی و انسان های بااخلاص در می یابد که آثار و کارهایی که بر اساس اخلاص انجام شده، همه پربرکت، ماندگار، زنده و تأثیرگذار است؛ ولی از کارها و آثاری که از جوهره اخلاص بی بهره بوده اند، خبر و اثری نیست،

 

خیلی ها بوده اند که در جنگ ها کشته یا اسیر شده اند، اموالشان به غارت رفته، ولی چند نفر از آنان مانند کشته شدن حسین بن علی (علیه السلام) و اسارت اهل بیت بزرگوار او در تاریخ اثر داشته و یاد و خاطره اش ماندگار است؛

خیلی ها بوده اند که در بیابان گرفتار شده و رنج گرما، تشنگی و غربت را تحمل کرده اند؛ و حتی کشته شده اند؛ ولی چندنفر از آنها مانند گرفتاری هاجر و اسماعیل در تاریخ تاثیر گذاشته و آثار و برکاتش، هنوز ماندگار و برقرار است،

خیلی ها در همین انقلاب اسلامی دخیل بوده اند، زندان رفته و شکنجه شده اند، شلاق خورده اند؛ ولی چند نفر از آنها مانند حضرت امام و یاران باوفایش در تداوم و ماندگاری این انقلاب اثر داشته اند و هنوز هم که هنوز است، پایه های انقلاب بر دوش آن هاست و تا وقتی که یاد و خاطره آن ها میان مردم باقی است، انقلاب و اهداف انقلاب پابرجاست.

همه این آثار و برکات به اخلاص، و پاکی اعمال و به اقتدار و استواری روح صاحبان این اعمال بر می گردد، در حقیقت به ریاضت و ورزیدگی کسانی بر می گردد که این کارها را آفریدند.

 

 

چقدر زیبا و به جا سروده است مولوی در دفتر چهارم مثنوی، آن جایی که درباره کارهای اهل اخلاص می گوید:

کعبه را که هر دمی عزی فزود – آن ز اخلاصات ابراهیم بود

این که می بینید لحظه به لحظه بر عزت و شرافت کعبه افزوده می شود همه به سبب اخلاص حضرت ابراهیم (علیه السلام) است :

فضل آن مسجد ز خاک و سنگ نیست – لیک در بناش حرص و جنگ نیست

همه خانه ها را از خاک و سنگ ساخته اند، کعبه را از همین مصالح ساخته اند؛ ولی هیچ یک از آن ها مانند کعبه با برکت و برقرار نمانده است، سر آن هم، این است که بنای این بنا با دیگر بناها تفاوت دارد، دیگران بر اساس حرص و طمع کار می کنند؛ ولی ابراهیم تنها برای خدا.

نه کتبشان مثل کتب دیگران – نه مساجدشان نه کسب و خان و مان
نه ادبشان نه غضبان نه نکال – نه نعاس و نه قیاس و نه فعال

مسجد ساختن، تشکیل خانه و خانواده دادن، و خواب و خوراک این ها، همه رنگ اخلاص دارد و با کارهای دیگران تفاوت دارد.

هر یکیشان را یکی فری دگر – مرغ جانشان طایر از پری دگر
دلی همی لرزد ز ذکر حالشان – قبله افعال ما افعالشان

 

 

بنابراین پاک سازی و تصفیه اعمال به وسیله اخلاص، یکی از پایه های ریاضت عام است و چون این گونه است در روایات و احادیثی که از پیامبر اسلام و اهل بیت او (علیه السلام) آمده بر این جوهره تاکید فراوانی شده است و سرآمد همه آنها روایتی است که اساس ریاضت های شرعی و اسلامی است و اهل سیر و سلوک و ریاضت، اهل تمرین و خود سازی به آن توجه داشته و دیگران را هم به آن توجه داده اند، این روایت از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) است که می فرماید:

ما اخلص عبدلله اربعین صباحا الا جرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانهیا اینکه من اخلص لله اربعین یوما فجر الله ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه

طبق روایات نخست هیچ بنده ای نبوده، نیست و نخواهد بود که چهل شبانه روز، اخلاص داشته باشد، مگر این که بر اثر این اخلاص، چشمه های حکمت از قلبش می جوشد و از قلبش بر زبانش جاری می گردد و طبق روایت دوم هرکس چهل شبانه روز اخلاص داشته باشد، خداوند چشمه های حکمت را از قلب او می جوشاند و از قلبش بر زبانش جاری می کند.

این روایت همان گونه که تأکید شد، سرفصل کتب اهل سیر و سلوک و اهل ریاضت های شرعی و اسلامی است و همگان به آن توجه کرده اند،

در منابع عامه و اهل سنت هم مورد توجه واقع شده است. برای مثال، غزالی آن را در احیاء العلوم چنین آورده: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم): ما من عبد یخلص لله العمل اربعین یوما الا ظهرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه؛ هیچ بنده ای نیست که چهل روز، اعمال خویش را خالصانه و مخلصانه انجام دهد، مگر آن که چشمه های حکمت از قلبش جوشش کرده، بر زبانش جاری می شود .

مراد آن است که اهل سیر و سلوک و ریاضت به این روایت، توجه ویژه ای داشته و دارند.

 

برای مثال علامه بحرالعلوم در ابتدای رساله ای به نام رساله سیر و سلوک که به ایشان منسوب است پس از بسم الله الرحمن الرحیم، حمد و ثنای خدا و صلوات بر پیامبر و اهل بیت او (علیه السلام) می گوید:

ای همسفران ملک سعادت و صفا، ای رفیقان راه خلوص و وفا، امکثوا انی آنست من جانب الطور نارا لعلی اتیکم منها بقبس او جذوه من النار لعلکم تصطلون که این، ترکیب و اقتباسی از سه آیه (۲۹ سوره قصص، ۷ سوره نمل و ۱۰ سوره طه) است که مربوط به حضرت موسی (علیه السلام) است، هنگامی که متوجه روشنایی و نوری از طرف کوه طور شد و به خانواده اش گفت: کمی صبر کنید، من از طرف طور آتشی را می بینم، شاید بتوانم برای شما، پاره و شعله ای از آن را بیاورم تا با آن گرم شوید.

به نظر می رسد بحرالعلوم (رحمه الله) می خواهد به کسانی که اهل سیر و سلوک هستند؛ ولی در میانه راه مانده اند و دچار سردی و افسردگی شده اند، بگوید: ای همراهان صبر کنید، من احساس می کنم، نوری وجود دارد که اگر از آن بهره مند شویم، سردی و افسردگی ما بر طرف می شود و با گرمی و امید به راه خود ادامه می دهیم و آن نور و شعله آتش، چیزی جز اخلاص نیست.

زیرا ایشان در ادامه می فرماید: به طرق عدیده از سید رسل و هادی سبل مروی است که: من اخلص لله اربعین صباحا ظهرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه.

_چرا علامه بحر العلوم در صدر رساله ای که به نام سیر و سلوک نوشته می شود، این حدیث را می آورد و به این روایت تمسک می کند؟

_پاسخ این است که این به سبب پیوندی است که ریاضت با اخلاص دارد، ریاضت شرعی و اسلامی بدون اخلاص مفهومی ندارد و تفاوتی که میان ریاضت شرعی و سیر و سلوک دینی با دیگر ریاضت ها و دیگر سیر و سلوک ها دارد در همین نکته خلاصه می شود.

 

 

 

 

منبع: ریاضت در عرف عرفان – آیت الله استاد حسن رمضانی

ریاضت در عرف عرفان_۱۱

این مبحث ادامه دارد؛ مطالب بعدی را دنبال کنید…