ریاضت و صداقت‏

 

خواجه عبدالله انصاری در ابتدای باب ریاضت منازل السایرین، پس از استشهاد به آیه ۶۰ سوره مؤمنون در تعریف ریاضت می‏فرماید: والریاضة تمرین النفس علی قبول الصدق؛ ریاضت یعنی این که نفس را تربیت کنی تا از کجی‏ها و معوجی‏ها و ناهنجاری‏ها فاصله بگیرد و کجی‏ها و ناهنجاری‏ها، جایشان را به استقامت، راستی بدهند. صاحب چنین نفسی، مرتاض، اهل صدق، تربیت شده و به کمال رسیده است.

نکته‏ای که در این جا وجود دارد، این است که میان راستی، درستی و ریاضت، ارتباط تنگاتنگی است

همچنین بین نتیجه‏ای که از ریاضت بدست می‏آید و نتیجه‏ای که از صداقت حاصل می‏شود، یگانگی و اتحاد است، چنانکه بین ریاضت و شریعت مدار بودن و دینداری که در بخش گذشته بر آن تأکید کردیم نسبت اتحاد و عینیت برقرار است.
دین و دین مداری، انسان را تربیت و ورزیده می‏کند همچنین انسان را از کجی نجات داده، به اهل درستی و راستی پیوند می‏دهد.

 

اکنون جهت توضیح مطلب خوب است به آیه ۱۷۷ سوره بقره توجه کنیم و ببینیم خداوند چگونه میان این سه امر، یعنی دیانت، صداقت و ریاضت، رابطه برقرار کرده و مرتاضان واقعی را با دین مداران صادق و راستین پیوند داده است:

لیس البر تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب

نیکی به این نیست که به این طرف و آن طرف بروید، گاهی شرقی شوید و گاهی غربی.

ولکن البر من ءامن بالله و الیوم الأخر و الملکه و الکتب و النبیین

  • یکی از ارکان اساسی نیکی، ایمان داشتن به مبدأ جهان، معاد و اعتقاد داشتن به فرشتگان، کتاب آسمانی و حقانیت پیامبران است؛

سپس می‏فرماید: و ءاتی المال حبه ذوی القربی و الیتمی و المسکین و ابن السبیل و السائلین و فی الرقاب

  • رکن دیگر بر و نیکی این است که انسان علی رغم اینکه به مال و ثروت علاقه دارد، این علاقه را کنار بگذارد و از مال خویش مایه بگذارد و مشکلات همنوعان نیازمند را بر طرف کند و نخستین نیازمندانی که باید از نظر مالی به آنها رسیدگی کرد، خویشاوندان نزدیک است و پس از آنها، یتیمان و کسانی که بی سرپرست هستند؛ سپس مساکین و تهیدستان و بعد از آن در راه ماندگان؛ پس از این‏ها سائلان هستند، کسانی که آبرویشان را در کف دست نهاده از شما چیزی را درخواست می‏کنند. که نباید اینها را دست خالی برگرداند؛ البته این سخن کسانی را که شغلشان گدایی است، شامل نمی‏شود.

مراد آیه، آنهایی است که واقعاً نیازمندند و براساس نیاز و از روی ناچاری و اضطرار، چیزی را از شما طلب می‏کنند که نباید این‏ها را محروم کرد و دست خالی بازگرداند؛ در روایت آمده است که حاجات مردم به شما، یکی از نعمت‏های الهی برای شماست، مبادا این نعمت را از خودتان دور کنید که اگر این کار را بکنید، خداوند آن را از شما گرفته، به دیگران می‏دهد و در روز قیامت – که هنگام آشکار شدن حقایق است – خواهید فهمید که چه نعمت بزرگی را از خود رانده‏اید و تاسف می‏خورید.

گروه دیگر، بردگان هستند که شما باید از امکانات مادی خود استفاده کنید و تا جایی که در توان شماست در آزاد کردن آن‏ها بکوشید.

  • رکن سوم بر و نیکی پایبندی به وظایف شرعی و تکالیف دینی است. یعنی به پا داشتن فریضه نماز، دادن زکات، وفای به عهد، صبر در مشکلات و تنگناهای زندگی و جنگ با دشمنان و اقام الصلوه و ءتی الزکوه و الموفون بعهدهم اذا عهدوا و الصبرین فی الباساء و الضراء و حین الباس کسانی که در به پاداری نماز و دادن زکات پایبندند و شکستن پیمان برایشان، کار بسیار دشواری است و حاضرند تن به هر مشکلی بدهند؛ ولی به پیمان خود وفادار بمانند و کسانی که در مشکلات زندگی صبورند و در تنگناها در مصیبت‏ها و در جنگ‏ها شکیبایند، رکن سوم بر و نیکی را در خود محقق کرده‏اند.

 

 

آن‏گاه خداوند در ادامه آیه، پس از پایان این ارکان سه گانه، می‏فرماید: اولئک اللذین صدقوا و اولئک هم المتقون
این هایی که اوصافشان را برشمردیم، این هایی که ارکان سه گانه یاد شده را در خود به وجود آورده‏اند، راست و مستقیم اند و این‏ها همان، متقیان ریاضت دیده، ریاضت کشیده و ورزیده هستند و این همان نکته‏ای است که تأکید کردیم میان دیانت، ریاضت و صداقت، عینیت و اتحاد است، ریاضت از دیانت جدا نیست و هیچ کدام از صداقت بریده نیستند؛ محال است کسی اهل ریاضت واقعی باشد، مرتاض واقعی باشد و با دیانت، میانه خوبی نداشته باشد؛ محال است کسی دم از دیانت بزند و ریاضت را نادیده بگیرد و بگوید ریاضت از جمله بدعت‏های صوفیه است؛ محال است کسی دم از دیانت و ریاضت بزند؛ ولی با صداقت و درستی میانه خوبی نداشته باشد.

 

کسانی که این گونه فکر می‏کنند، نه دیانت را شناخته‏اند و نه ریاضت و صداقت را و ما اگر به حاق این نکته آن طور که باید برسیم به خوبی درک خواهیم کرد که چرا خواجه عبدالله انصاری در ابتدای باب ریاضت:

نخست به آیه ۶۰ سوره مؤمنون تمسک می‏کند که بر انجام دادن همه وظایف شرعی و دینی و بر انفاق مال و جان در راه خدا تأکید می‏کند

و بعد از آن هم در تعریف ریاضت، صداقت را مطرح می‏کند و می‏فرماید: الریاضه تمرین النفس علی قبول الصدق؛ ریاضت، تمرین دادن نفس بر پذیرش صداقت، راستی و درستی است.

همه این‏ها با صدای بلند اعلام می‏کنند که ریاضتی که عارف سالک از آن دم می‏زند و از ضرورت آن سخن به میان می‏آورد، ریاضت شرعی و راستین است، نه هر چیزی که به نام ریاضت از هر انسان بی سر و پایی سر بزند و نام ریاضت به خود بگیرد. از منظر عارف سالک اصیل، ریاضت هایی که در شریعت ریشه ندارد و مهر و امضای شرع را همراه ندارد، باطل است و هیچ ارزشی ندارد و نباید این گونه ریاضت‏ها را به پای عارفان اصیل نوشت و آنها را به عارفان اصیل نسبت داد.

 

بنابراین با آنچه در شرح حالات عرفا آمده، باید محتاطانه برخورد کرد و اگر چنانچه به موردی برخورد کردید که فلان عارف به نام ریاضت، فلان کار نامشروع را انجام داد، احتیاط کنید که یا اصل آن نقل غلط است و یا کسی که به عنوان عارف و سالک مطرح شده، مدعی دروغگو است و یا اگر هم نقل درست است و هم شخص مورد اعتمادی است، باید رمز و رازی در کار باشد که باید آن را از بزرگان و کسانی که دستی در کار دارند و از کم و کیف قضایا به خوبی آگاه هستند، پرسید و خودسرانه عمل نکرد.

 

 

 

این مبحث ادامه دارد؛ مطالب بعدی را دنبال کنید…

ریاضت در عرف عرفان – ۶

 

منبع: ریاضت در عرف عرفان – آیت الله استاد حسن رمضانی