خواجه عبدالله انصاری پس از تعریف ریاضت می‏فرماید: و هو علی ثلاث درجات ریاضة العامة و هی تهذیب الا خلاق بالعلم، و تصفیة الا عمال بالاخلاص و توفیر الحقوق و فی المعاملة؛

 

ریاضت دارای سه درجه است:
  • درجه اول ریاضت عام است که مربوط به افراد معمولی است، افرادی که در مراحل نخست از سیر و سلوک هستند
  • و درجه دوم از ریاضت، ریاضت خاص است که به افراد متوسط و سالکانی مربوط می ‏شود که قدری راه افتاده، از افراد معمولی فاصله گرفته‏ اند
  • و درجه سوم هم، ریاضت اخص است که به انسان‏ های متعالی و به کمال رسیده مربوط می‏ شود.

 

این تقسیم بندی را در همه ابواب کتاب منازل السایرین می ‏بینید و سرش هم، همین است که انسان در هر مرحله ‏ای از مراحل سیر و سلوک که باشد به ارزش ‏ها و مقاماتی که کسب کرده، نیازمند است و باید با تکیه بر آن ‏ها، مراحل بالاتر از سیر را ادامه دهد مثل منازل و مقامات، مثل پله ‏های نردبان است که پله پله از آن بالا می‏ رویم و در حالی که پله‏ها را پشت سر می‏ گذاریم، ادامه بالا رفتن ما متوقف بر همان پله ‏هایی است که پشت سر گذارده‏ ایم به نحوی که اگر آن پله ‏ها را از زیر پای ما بکشند، سقوط می‏ کنیم و دیگر نمی‏ توانیم به بالا رفتن ادامه دهیم.

از تبتل تا مقامات فنا – پله پله تا ملاقات خدا‏

بنابراین اگر سالک، نیازمند ریاضت است، همیشه نیازمند است چه در مراحل نخست سیر چه در مراحل متوسط و چه در مراحل نهایی، ولی ریاضت در هر مقطعی اقتضایی دارد.

 

خواجه عبدالله انصاری درباره ریاضت عام می ‏فرماید: و هی تهذیب الاخلاق بالعلم و تصفیة الاعمال بالاخلاص و توفیر الحقوق فی المعاملة؛

ریاضت عام در سه چیز خلاصه می‏شود:
  • تهذیب اخلاق،
  • تصفیه اعمال
  • و توفیر حقوق.

تهذیب اخلاق، از خلقیات فاسد و ملکات زشت و ناپسند فاصله گرفتن و به خلقیات و ملکات زیبا و پسندیده، متصف شدن است و این کار، نیازمند دانش و آگاهی است، انسان بدون دانش و آگاهی نمی‏تواند اخلاق فاسد را از خود دور کند یا اخلاق نیکو را در خود به وجود آورد.

از این رو مرحوم خواجه، تهذیب اخلاق را به کمک و همراهی دانش مقید می‏کند

و می‏گوید: و هی تهذیب الاخلاق بالعلم؛

حال این دانش را یا انسان باید از دانشمندان اخلاق و مربیان نفوس بیاموزد و با خدمت استاد کردن و حرف شنیدن از مربی آن را به دست آورد

و یا اگر به کسی دسترسی ندارد، دست‏کم از نوشته‏های آن‏ها در کتاب‏ها استفاده کند و آگاهی‏ های لازم را در این باره به دست آورد

که در این‏ها، حق تقدم با یادگیری از مربی و شنیدن از استاد است؛

چون استفاده کردن از استاد و شنیدن از مربی صاحب نفس مانند خوردن گوشت تازه پاک و پاکیزه است و استفاده کردن از کتاب، نوشته و اثر مانند استفاده کردن از گوشت مردار است که از روی ناچاری انسان به آن روی می‏آورد، این که انسان مطلبی را از یک عالم خبیر صاحب نفس بشنود و در محضر او زانو بزند و چشم به دهان او بدوزد و با او هم نفس شود کجا و اینکه از روی ناچاری با کتاب، و نوشته او نیاز خود را برطرف سازد، کجا؛ بی‏شک حق تقدم با استفاده کردن از استاد و مربی است که به کمک نفس، آگاهی، دانش او انسان یاد بگیرد که چگونه اخلاق خود را تهذیب کند.

در تهذیب اخلاق، هدف این است که انسان، خلقیات، رفتار و کردار خود را به حد اعتدال برساند و از افراط و تفریط برهاند، چنین کسی، انسان مهذب و خود ساخته‏ای است که از زیبایی درونی و حسن خلق برخوردار است.

 

 

دانشمندان اخلاق، ارکان اخلاق فاضله را چهار چیز معرفی کرده‏اند که عبارتند از:

  • عدالت،
  • حکمت،
  • عفت
  • و شجاعت

که در رأس همه، عدالت است، اگر انسان عدالت را در خود به وجود آورد و حق هر صاحب حقی را بدهد و نه ظلم کند که به افراط بیفتد و نه تن به ظلم بدهد که به تفریط افتاده باشد در همه زمینه‏ها موفق است.

یعنی هنگام بهره ‏وری از نیروی شهوت و غضب مواظبت کند میانه‏ رو باشد و به افراط و تفریط میل نکند و از خمود و ترس، شره و بی ‏باکی سر در نیاورد؛ بلکه با میانه‏ روی در بهره‏وری از غضب از ترس و بی ‏باکی نجات پیدا کند و به شجاعت دست یابد همچنین با میانه ‏روی در دانستن و پی‏گیری مطالب از حماقت و بلاهت نجات یابد و به حکمت برسد که همه این ‏ها، نتیجه عدالت و میانه‏ روی است.

انسانی که این چهار صفت را در خود به وجود آوردن و از افراطها و تفریطها خودش را دور کند، انسان مهذبی است، انسانی است که به تهذیب اخلاق دست یافته است.

اینجا لازم است تاکید شود در زمینه تهذیب اخلاق نباید فرصت را از دست داد و به امید فردا و فرداها بود؛ بلکه باید هر چه زودتر دست به کار شد که اگر امروز و فردا کنیم کار را بر خودمان سخت ‏تر می‏ کنیم، اگر امسال این کار برای ما زحمت داشته باشد، سال بعد زحمتش بیشتر است و ما اگر اکنون نتوانیم فکری به حال خود بکنیم، معلوم نیست فردا بتوانیم،

اینکه بگوئیم: عجله ‏ای در کار نیست یا بگوئیم: هنوز وقت هست و دیر نمی‏ شود همه این ‏ها تسویل و دام شیطان است که متأسفانه خیلی از ماها به آن گرفتاریم، فکر می‏ کنیم بعدها اقدام خواهیم کرد، این‏ ها فقط گمان است و انسان در کار به این مهمی، نباید به گمان دل خوش کند،

این که بگویی: از فردا شب شروع می‏ کنم، امشب را رها کن و مانند این‏ ها تمام از مصادیق تسویف است، همان تسویفی که بیشتر اهل جهنم به آن دچار بوده‏ اند که سر از جهنم درآورده‏ اند، تسویف، یعنی امروز و فردا کردن؛

چه کسی برای من و شما تضمین کرده که فردایی در کار است چه بسا افرادی بودند که برای پنجاه سال بعد نقشه کشیدند؛ ولی فردای همان روز، سر خاک تیره فرو بردند؛

  • پس اولا تضمینی نیست که فردایی وجود داشته باشد
  • و ثانیا اگر فردایی در کار باشد چه کسی تضمین کرده که بتوانی کاری انجام دهی و حرکت بکنی ما که الان این قدر بی‏حالیم، فردا که نیروی جوانی و نشاط را از دست دادیم، بی‏حال‏تریم، فردا که قوای ما تحلیل رفت، ناتوان ‏تریم.

 

 

ریاضت در عرف عرفان – ۷

این مبحث ادامه دارد؛ مطالب بعدی را دنبال کنید…

 

 

منبع: ریاضت در عرف عرفان – آیت الله استاد حسن رمضانی