عرفان عملی/ مراحل سیر و سلوک/ریاضت چیست؟

 

مفهوم‏شناسی ریاضت‏

ریاضت در لغت، مصدر فعل راض یروض است، در برخی از کتاب‏های لغت آمده: راض المهر ای ذلله و طوعه و علمه السیر
یعنی فلانی کره اسب را رام کرد و آن را منقاد خود نمود و به او راهنوردی و سیر را یاد داد، کره اسب را تا مدتی به حال خود رها می‏کنند تا دوران خردسالی را پشت سر بگذارد و بدنش محکم شود، هنگامی که از آب و گل در آمد و کار آمد شد، پیش از آن که به کارش گیرند، آن را تربیت می‏کنند تا در کارهایی مانند سوارکاری، پیمودن راه‏های دور و دراز و گذشتن از گردنه‏های صعب العبور از آن استفاده کنند که اگر این تربیت و تمرین وجود نداشته باشد و حیوان رام نگردد چه بسا خود و سوارکار را دچار خطرهای جدی و غیر قابل جبران کند؛ پس برای این که این مشکلات پیش نیاید، کره اسب را به مضمار می‏برند، مضمار همان ریاضت‏گاه اسب‏هاست که در آن غذاهای مقوی به اسب می‏دهند و آن‏ها را به تمرین‏ها و کارهای ویژه‏ای وا می‏دارند تا هم از غذاهای مقوی نهایت استفاده را ببرند و هم گوشت، چربی اضافی و چاقی دست و پاگیر پیدا نکنند، اسبی که یکسره بخورد، چاق شود و وزن سنگینی پیدا کند، نمی‏تواند، خودش را بکشد چه رسد به این که کسی یا باری را جابه جا کند، چنین اسبی مشکلی را که حل نمی‏کند، خودش مشکل‏ساز است؛ بنابر فرمایش سعدی در گلستان:

اسب لاغرمیان به کار آید – روز میدان، نه گاو پرواری ‏

در عربی به اسبی که ریاضت دیده باشد و به مضمار رفته باشد، ضامر می‏گویند، ضامر اسب چابکی است که هم نیرومند است و هم سبک و لاغر میان، البته نه لاغر مردنی، بلکه لاغر ورزیده‏ای که لاغری‏اش به سبب کارکشتگی و تمرین‏های سازنده است.

خداوند هم در سوره حج، هنگامی که درباره حج می‏فرماید: و أذن فی الناس بالحج یأتوک رجالا و علی کل ضامر یاتین من کل فج عمیق از مرکب سواری حجاجی که از راه‏های دور و گردنه‏های صعب العبور به مکه می‏روند به ضامر تعبیر می‏کند و می‏فرماید: و علی کل ضامر یاتین من کل فج عمیق یعنی حجاج یا از همین اطرافند – که با پای پیاده به مکه می‏آیند – و یا از سرزمین‏های دور دست هستند که به وسیله مرکب سواری می‏آیند؛ وسیله این‏ها، مرکبی است که ضامر است، یعنی ریاضت دیده و تربیت شده است؛ به هر حال ریاضت در لغت به مفهومی است که عرض کردیم، یعنی تربیت کردن کرده اسب تا این که در اختیار باشد و بتواند از عهده کارهایی که مورد نظر است به خوبی برآید.

 

 

مفهوم اصطلاحی ریاضت خواجه عبدالله انصاری
عارفان ریاضت را در فن خودشان به خدمت گرفته‏اند، این‏ها نفس انسان را به کره اسبی تشبیه می‏کند که بازیگوش و چموش است و کارهایش را براساس شهوت و غضب انجام می‏دهد و همان گونه که کره اسب چموش باید تربیت شود و ریاضت ببیند تا کارآمد شود، نفس انسان هم باید ریاضت ببیند و تربیت شود تا بتواند راه رستگاری و کمال را بپیماید و به مقصد برسد؛ بنابراین مرحوم خواجه عبدالله انصاری در تعریف اصطلاحی ریاضت می‏گوید الریاضه تمرین النفس علی قبول الصدق؛ ریاضت، عبارت است از تمرین دادن و ورزیده نمودن نفس تا این که با حق و حقیقت هماهنگ شود و از دورویی دودلی و دلهره فاصله بگیرد و راست بگوید، راست بجوید، راست بشنود و درست عمل کند، کجی و معوجی را کنار گذاشته، با ملکوت روراست باشد و راستی را در مقام عمل آشکار کند.

 

مرحوم خواجه عبدالله انصاری در ابتدای باب ریاضت به این آیه تمسک می‏جوید که درباره یکی از شاخه‏های مهم ریاضت است: و الذین یوتون ما ءاتوا و قلوبهم وجله یعنی مؤمنان، کسانی هستند که در راه خدا از مال و جان مایه می‏گذارند به امید آن که در درگاه الهی، مورد قبول واقع شوند و خداوند آن‏ها را بپذیرد.

از مال و جان گذشتن و همه چیز را فدای حق کردن، بالاترین ریاضت است، ریاضت اسلام، رهبانیت و غارنشینی نیست؛ ریاضت اسلام، فاصله گرفتن از جامعه و سر را در لاک خود فرو بردن نیست؛

اسلام دین اجتماع است، انسان باید در میان همین اجتماع، ساخته و تربیت شود؛

ریاضت این نیست که دنبال مال نروی و به بهانه زهد و بی میلی به دنیا بی کار باشی؛ ریاضت آن است که کار کنی و خود و خانواده بهره ببرید و دیگران را هم در حاصل کار خویش شریک کنید؛ ریاضت این نیست که دنیا را به طور کلی رها کنی و منتظر مرگ باشی.

ریاضت آن است که مرگ را در برابر چشم خود ببینی و از انجام دادن وظیفه، شانه خالی نکنی؛

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: انما رهبانیه امتی الجهاد فی سبیل الله؛ همانا رهبانیت امت من، جهاد در راه خدا است.

 

 

منبع: ریاضت در عرف عرفان – آیت الله استاد حسن رمضانی

 

 

ریاضت در عرف عرفان – ۱

این مبحث ادامه دارد؛ مطالب بعدی را دنبال کنید…