ریاضت، راه ورود به ملکوت‏

مفهوم ریاضت را در لغت و اصطلاح بیان کردیم و همچنین بر نیاز سالک الی الله بر ریاضت تاکید کردیم و با توجه به ماهیت، حقیقت ریاضت و ویژگی نقش انسان عرضه داشتیم همان گونه که کره اسب بدون تربیت و ریاضت به اسب تازی کار آمد تبدیل نمی‏شود، نفس آدمی نیز بدون ریاضت و تربیت، شایسته درک حضور در محضر قدسیان و پاکان درگاه الهی نمی‏گردد و شایستگی وصول به بارگاه قرب خدا را پیدا نمی‏کند.

مولوی در مثنوی در چند جا به نیاز حتمی انسان به ریاضت، اشاره‏های لطیفی دارد که در بخش گذشته به یک مورد اشاره کردیم و در این بخش نیز در نظر داریم به مورد دیگری اشاره کنیم و آن عبارت از ابیاتی است که در دفتر نخست مثنوی آمده است:

نیست سوزن را سر رشته دو تا – چون که یکتایی در این سوزن در آ‏

در این بیت مولوی انسانی را که قصد دارد به عالم ملکوت وارد شود به نخی تشبیه می‏کند که می‏خواهد از ته سوزنی عبور کند و می‏گوید همان گونه که لازم است سر آن نخ دو شاخه نباشد بلکه باید، یک شاخه و یکتا باشد، نفس آدمی هم، همین‏طور است، یعنی نفس با اضطرابی که دارد با دو دلی‏ای که گریبانگیر او شده، و با تفرق و تشتتی که بر او حاکم است نمی‏تواند به عالم نور و ملکوت وارد شود، نخست باید خودش را با ریاضت از پراکندگی فکر و روح رها کند تاکم‏کم شایستگی ورود به عالم ملکوت را پیدا کند.

رشته را با سوزن آمد ارتباط – نیست در خور با جمل سم الخیاط ‏

لازم است نخ با ته سوزن، سنخیت داشته باشد تا بتواند از آن عبور کند بدون ارتباط و سنخیت، این امر تحقق نمی‏یابد چه طور ممکن است شتری با آن بزرگی از ته سوزن بگذرد.

برخی از انسانها هم، به خاطر اینکه همیشه طبق میل خود رفتار کرده‏اند و آنچه را خواسته‏اند خورده‏اند، و هرچه را که میلشان کشیده گفته‏اند، و به هر چیزی که دلشان خواسته نگاه کرده‏اند و هر طور که شهواتشان اقتضا کرده عمل کرده‏اند؛ بعد حیوانی آنها رشد کرده و بزرگ شده است؛ لذا نمی‏توانند از سوراخ تنگ سوزن ملکوت رد شده و به سلامتی بگذرند، این‏ها شایسته ملکوت نیستند و راه را به سوی خودشان بسته‏اند و با این شرایط محال است روی رستگاری را ببینند، مگر آنکه فکری بکنند و خودشان را نجات دهند، یعنی کم‏کم بعد حیوانی را ضعیف و ضعیف‏تر کنند و به تقویت جنبه‏های انسانی خود بپردازند در این صورت است که با ملکوت سنخیت پیدا می‏کنند و راه به رویشان باز می‏شود.

کی شود باریک هستی جمل – جز به مقراض ریاضات و عمل ‏

وقتی شتری با آن جثه نمی‏تواند از سوراخ سوزن بگذرد چه باید کرد؟ راه چاره چیست؟ راه چاره این است که شخصی قیچی‏ای را در دست گیرد و از این شتر قیچی کند تا جثه‏اش، آن قدر کوچک و باریک شود تا بتواند از ته سوزن بگذرد.

این دو بیت اقتباسی هست از آیه ۴۰ سوره اعراف که می‏فرماید: ان الذین کذبوا بایتنا و استکبروا عنها لا تفتح لهم أبوب السماء و لا یدخلون الجنة حتی یلج الجمل فی سم الخیاط و کذلک نجزی المجرمین یعنی: کسانی که آیات ما را تکذیب کرده و در مقابل آنها استکبار ورزیده‏اند، درهای آسمان به روی آنان باز نمی‏شود و نیز داخل بهشت نمی‏گردند مگر آنکه شتری با همه بزرگیش وارد سوراخ ته سوزن شود و همان گونه که این امر محال است باز شدن درهای آسمان به روی تکذیب کنندگان آیات خدا و مستکبران محال است.

عزیزان! نفس ما هم، همین طور است با شرایطی که داریم و با این تن پروری‏ها و راحت‏طلبی‏ها کی می‏توانیم از سوراخ تنگ و دقیق ملکوت بگذریم از این رو باید چاره‏ای بیندیشیم، راه چاره هم، چیزی جز ریاضت کشیدن، تن به کار دادن و تحمل کردن مشکلات راه نیست.

کی شود باریک هستی جمل – جز به مقراض ریاضات و عمل ‏
دست حق باید مر آن را ای فلان – گاو بود بر هر محالی کن فکان ‏

البته ریاضت کشیدن سخت است؛ ولی محال نیست؛ بلکه با لطف و عنایت خداوند شدنی است که باید به او امیدوار بود و از او کمک خواست.

هر محال از دست او ممکن شود – هر حرون از بیم او ساکن شود ‏
اکمه و ابرص چه باشد مرده نیز – زنده گردد از فسون آن عزیز ‏

خدایی که هر محال عادی و متعارف را ممکن می‏کند و هر مرکب چموش را رام می‏سازد و کور مادرزاد و مبتلای به مرض پیسی را شفا می‏دهد و مرده را زنده می‏کند می‏تواند دست من و تو را بگیرد و به کمال لایق و سعادت ابدی نایل کند؛ لذا نباید ناامید بود؛ بلکه باید از تمام فرصت‏ها و امکانات استفاده کرد و با جدیت تمام را افتاد و از تو حرکت و از خدا برکت.

 

 

 

منبع: ریاضت در عرف عرفان – آیت الله استاد حسن رمضانی

 

 

ریاضت در عرف عرفان_۳

این مبحث ادامه دارد؛ مطالب بعدی را دنبال کنید…