اهداف و راه کارهای ریاضت‏

 

نفس آدمی نخست، انسان بالقوه و حیوان بالفعل است و جز خوردن، خوابیدن، بازیگوشی و چموشی کار دیگری ندارد و همه کارهایش را براساس میل و کراهت خویش انجام می ‏دهد و بیشتر در فکر بهتر خوردن، بهتر خوابیدن و بهتر لذت بردن است

و اگر بخواهد به کمال انسانی برسد و از حالت حیوان بالفعل و انسان بالقوه بودن به در آید و انسان بالفعل شود، باید تربیت گردد و تا نفس خود را تهذیب نکند، شهوت و غضب بر او چیره است، احساس‏ها و خیال هایش زمام عمل را به دست می‏گیرند و او را در مسیر ارضای شهوات و امیال حیوانی می‏اندازد، چنین انسانی باید با ریاضت کشیدن و تمرین کردن بر اوهام خویش چیره شود، شهوت و غضب را از سریر سلطنت پایین کشد و عقل را به جای آن‏ها بنشاند تا آرام گردد و با اطمینان، راه کمال انسانی را بپیماید و به کمال حقیقی نایل شود؛

در حقیقت ریاضت، موانع را از سر راه سیر و سلوک بر طرف می‏کند. موانعی که راه سیر و سلوک را به روی انسان می‏بندند یا از ذات انسان بیرون هستند و یا در درون ذات اویند که با ریاضت کشیدن درست و به جا، همه این موانع برطرف می‏شوند و راه برای سیر و سوی هدف باز می‏شود؛ همچنین ریاضت کشیدن درست و مشروع سر و باطن انسان را تلطیف می‏کند و به او قابلیت ویژه‏ای می‏بخشد که سبب می‏شود حقایق و اسرار را بهتر درک کند.

 

 

شیخ الرئیس ابوعلی سینا(قدس سرة) در فصل هشتم مقامات العارفین اشارات، عبارت جامعی دارد که اهداف ریاضت و عوامل ریاضت را به خوبی توضیح می‏دهد، او می‏گوید: ثم انه لیحتاج الی الریاضة، یعنی عارف به ریاضت کشیدن نیاز دارد، بی‏ریاضت، کار عرفان و عارف پا نمی‏گیرد با تن پروری و در ناز و تنعم بودن نمی‏توان به جایی رسید.

به هوس راست نیاید به تمنا نشود – اندرین راه بسی خون جگر باید خورد ‏
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست – عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد ‏

و الریاضة موجهة الی ثلاث اغراض، ریاضت سه هدف را دنبال می‏کند، عارف در ریاضت به دنبال سه چیز است:

_ألأول تنحیة مادون الحق عن مستن الایثار نخستین هدف از ریاضت کشیدن عارف، آن است که همه موانع خارجی را از سر راه خود بردارد تا هیچ چیزی را بر حق مقدم ندارد؛ بلکه در همه حال، همه چیز را فدای حق نماید.

_و الثانی تطویع النفس الأمارة للنفس المطمئنه لینجذب قوی التخیل و الوهم الی التوهمات المناسبة للامر القدسی منصرفة عن التوهمات المناسبة للامر السفلی، دومین هدف از ریاضت، رام کردن نفس اماره است تانفس حالت اماره بودن را رها کند و مطمئنه شود و اوهام او نیز از امور پست مادی روی گردانده و به سوی چیزهایی که مناسب امر قدسی است رو کند که در حقیقت این هدف، عبارت از برطرف کردن موانع داخلی است؛ زیرا تخیلات و اوهام مزاحم از جمله موانع داخلی است؛ زیرا تخیلات و اوهام مزاحم از جمله موانع داخلی، بلکه زیان‏بارترین آنهاست که ریاضت باید این موانع را از وجود سالک از میان بردارد.

_و الثالث تلطیف السر للتنبه سومین هدف از اهداف ریاضت، تلطیف سر است که مایه تنبه و آگاهی آدمی است.

 

 

آن گاه شیخ الرئیس پس از بیان این سه هدف برای هر کدام، عوامل و اسبابی بیان می‏کند و می‏فرماید:

_و الأول یعین علیه الزهد الحقیقی، یعنی چیزی که موانع خارجی را برطرف می‏کند، زهد حقیقی است

_و الثانی یعین علیه عدة اشیاء: العبادة المشفوعة بالفکرة ثم الالحان المستخدمه لقوی النفس… یعنی چیزی که موانع داخلی را برطرف می‏کند دو امر است یکی عبادت با حضور قلب و همراه با تفکر است و دیگری الحان و نغمه‏هایی است که قوای نفس را به استخدام خود در می‏آورند

_و اما الغرض الثالث فیعین علیه الفکر اللطیف و العشق العفیف یعنی چیزی که سر سالک را تلطیف می‏کند، نیز دو امر است یکی فکر لطیف، و دیگری عشق عفیف است که شرح این امور را در مراحل بعدی خواهیم داشت.

 

مولوی در دفتر چهارم مثنوی ابیاتی دارد که حقیقت ریاضت و لزوم ریاضت را با توجه به مفهوم لغوی و اصطلاحی ریاضت به خوبی بیان می‏کند، او می‏گوید:

تو ستوری هم که نفست غالب است – حکم، غالب را بود ای خود پرست ‏

ای کسی که هوای نفس بر تو چیره شده! تو در حکم حیوان چهارپایی که نیاز به تربیت دارد، هنگامی که هوای نفس بر تو چیره شد، حکم و حکومت هم به دست کسی است که چیره است، یعنی نفس تو در این شرایط، نفس اماره است که هر طور دلش بخواهد و میلش بکشد، حکم می‏کند و همه چیز را تحت امر خود در می‏آورد.

خر نخواندت اسب خواندت ذو الجلال – اسب تازی را عرب گوید تعال ‏

 

 

منبع: ریاضت در عرف عرفان – آیت الله استاد حسن رمضانی

 

 

ریاضت در عرف عرفان – ۲

این مبحث ادامه دارد؛ مطالب بعدی را دنبال کنید…