همان طور كه ذكر شد نخستين كارى كه امام حسين عليه السلام از مرد عاصى خواست‏ تا قبل از ارتكاب معصيت آن را به جا آورد اين بود كه تصميم بگيرد رزق خدا را نخورد. اكنون ببينيم چرا آن حضرت، گناه كردن را به نخوردن رزق خداى تبارك و تعالى مشروط مى ‏داند؟

در پاسخ گوييم: امام حسين عليه السلام در اين جا به يك امر فطرى و ضرورى ‏اشاره كرده و انگشت روى موضع حساسى گذاشته است كه هر انسان با شعور و منصفى را در صورتى كه از فطرت انسانى دور نشده باشد، به انفعال كشانده و عرق ‏شرم را بر پيشانى ‏اش مى ‏نشاند.

 

آن نكته اين است كه هر انسانى به حكم فطرتش در مقابل كسى كه حوايج ‏زندگى او را تامين مى ‏كند و نيازهايش را بر طرف مى‏ سازد، خاضع است و به هيچ ‏وجه به خود اجازه نمى ‏دهد كه كارى بر خلاف رضاى ولى نعمت‏ خود انجام دهد، بلكه حتى الامكان در صدد تحصيل رضايت و خشنودى اوست و اگر زمانى ‏بخواهد با گفته او مخالفت كند و كارى بر خلاف ميل و رضاى او انجام دهد، اول خود را از زير بار منت وى خلاص مى‏ كند آن گاه به مخالفت مى ‏پردازد، زيرا به حكم فطرت، قبيح است كه با يك دست از او كمك و اعانه بگيرد و با دست ديگر خنجرى بر دل او فرو برد و يا سيلى بر صورتش زند…

 

اگر كسى بخواهد معصيت كند و كارى بر خلاف خواسته خداوند انجام ‏دهد، بايد به يكى از سه امر ملتزم گردد: يا بايد خداوند را رازق خود نداند و يا بايد دست از رزق او شسته و از غير خدا رزق و روزى دريافت كند و يا بايد پا روى ‏فطرت و وجدان انسانى خود بگذارد و كارى كه حتى بسيارى از حيوانات و درندگان از ارتكاب آن ابا دارند، انجام دهد. بديهى است كه هر يك از امور ياد شده مستلزم محذور، بلكه محذوراتى است كه انسان عاقل و منصف هرگز بدان‏ها تن در نمى‏ دهد.

آيا غير خدا مى‏ تواند رازق باشد؟ بر فرض آن كه بتواند، مى ‏پرسيم: آن رزقى كه در اختيار شما يا ديگران قرار مى‏ دهد، از كجا آورده ‏است؟

يا بايد خود آن را آفريده باشد و يا از كسى ديگر گرفته باشد، در صورت اول او بايد به خودى خود آفريدگار مستقلى باشد كه ادله توحيد آن را نفى مى ‏كند و اگر آن ‏را از كسى ديگر گرفته باشد، پس رازق اصلى همان است نه آن كسى كه فرض‏ كرده ‏ايم. حال بايد دريافت كسى كه رازقيت ‏بدو منتهى مى ‏شود كيست. اگر او خداوند متعال است ‏بسيار خوب و اگر غير خداست، باز مى ‏گوييم: آن كس‏ ديگرى كه غير خداست، يا بايد خود، آن رزق را آفريده باشد و يا بايد آن را ازكس ديگرى گرفته باشد. در هر صورت محذورى پيش مى‏ آيد كه عاقل بدان ملتزم‏ نمى ‏شود.

بنابر اين، واضح است كه غير خدا نمى ‏تواند رازق باشد تا شما به خدمت او رفته و از او رزق دريافت كنيد، آن گاه به معصيت‏ خداوند بپردازيد.

آيا اين لذات زودگذر دنيا- كه خوشى ‏هاى آنها همه ‏از بين مى ‏رود و در مقابل، تبعاتشان باقى مى ‏ماند- اين ارزش را دارد كه مرتكب‏ چنين امرى بشوى و از انسانيت ‏خود صرف نظر كنى و به ناسپاسان ناانسان – كه به ‏صورت انسانند، ولى در واقع بدتر از حيوان هستند- ملحق گردى!

بى‏شك، اگر خوب بينديشى و به فطرت خويش مراجعه كنى، تصميمى‏عاقلانه خواهى گرفت و گناه را هر چه باشد رها كرده و رضايت ‏خدا را بر هر چيزى مقدم مى ‏دارى.

 

 

گام نخستین در سیر و سلوک – ۵
توجه به رازقيت ‏خدا و ترك گناه