يكى از امورى كه در فرهنگ اسلامى از اهميت فوق العاده ‏اى ‏برخوردار است و بلكه به حق مى ‏توان گفت اساس تمام كمالات و ترقيات ‏روحانى و معنوى انسان است، تقوا و دورى از آلودگى‏ ها و گناهان ‏است.

زيرا آدمى اگر بخواهد به راه راست و صراط مستقيم راه يابد و از تعاليم ‏آسمانى و معارف قرآنى بهره ‏مند شود، اساس آن تقواست كه: «ذلك الكتاب لا ريب‏ فيه هدى للمتقين»

و اگر بخواهد نزد پروردگار از كرامت و احترام بيشترى ‏برخوردار شود، معيار و زيربناى آن، تقواى برتر است، كه «ان اكرمكم عند الله ‏اتقيكم»

و اگر بخواهد در كوران حوادث و بحران‏ ها و ظلمت‏ هاى اوهام، حق ‏را از باطل تشخيص داده و اين دو را در هر لباس و پوششى از يكديگر باز شناسد، مايه آن تقواست كه «ان تتقوا الله يجعل لكم فرقانا»

و اگر بخواهد ازاغواهاى شيطانى و وساوس نفسانى و تنگناهاى اين جهان رهايى يابد و از شر اين‏ همه، جان سالم به در برد، پايه آن تقواست كه «و من يتق الله يجعل له مخرجا»

و اگر بخواهد از ارزاق خداوندى – چه مادى و چه معنوى- بهره و نصيبى داشته ‏باشد، راه آن تقواست كه «و من يتق الله…و يرزقه من حيث لا يحتسب»

و اگربخواهد اعمال خويش را از بيهودگى و بى‏ حاصلى در آورده و به مرحله قبول‏ برساند، طريق آن تقواست كه «انما يتقبل الله من المتقين»

و در نهايت اگربخواهد در درگاه خدا محبوب و عزيز باشد و عاقبتش ختم به خير شود، ريشه ‏اش ‏تقواست كه «ان الله يحب المتقين» و «العاقبة للمتقين».

 

بنابر اين در بعد عمل، تقوا و پرهيز از گناه، اجتناب و دورى از محرمات، اساس هر خير و زير بناى هر سعادتى است و به همين دليل، بر هر عملى مقدم است ‏و انسان سالك پيش از آن كه در انجام اعمال كوشش كند بايد بر دورى از گناه ‏اهتمام ورزد.

 

_رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خطاب به ابوذر-عليه الرحمة-مى‏ فرمايد: «يا اباذر كن بالتقوى اشد اهتماما منك بالعمل» اى ابوذر! بايد كوششى كه درمراعات تقوا اعمال مى ‏كنى از كوششى كه در انجام ساير اعمال به خرج مى ‏دهى ‏بيشتر باشد.»

_نيز بر همين اساس است كه امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام مى ‏فرمايد: «اجتناب السيئات اولى من اكتساب الحسنات» دورى از بدى ‏ها بر كسب ‏خوبى ‏ها اولویت دارد و مقدم است‏.

_از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت است كه آن حضرت فرمود: «انكم لو صليتم حتى تكونوا كالحنايا، و صمتم حتى تكونوا كالاوتار، ما ينفعكم ذلك الا بورع» «اگر از كثرت نماز همچون كمان خميده و در اثر زياد روزه گرفتن همچون زه كمان، باريك شويد، به حالتان مفيد نخواهند بود؛ مگر آن كه تقوا پيشه كنيد و از محرمات دورى كنيد.»

 

 

_ چگونه مى ‏توان متقى و با تقوا بود؟
اگر سؤال بپرسی: چطور مى‌‏ شود گناهان را از صحنه ‏زندگى دور كرد؟ یا بپرسی: هر گاه تصميم ‏مى ‏گيريم كه بر خود مسلط شويم و دست از معصيت‏ برداريم و مواظب خود باشيم ‏كه ديگر گناه نكنيم، يكى دو روز اول را نسبتا موفق هستيم، ولى چندى بعد شكست ‏خورده و به حال اول بر مى‏ گرديم. آيا راهى هست كه بدان روى آوريم واز آن مدد جوييم تا در مسير تقوا و پرهيز از گناه، مستقيم و استوار باقى بمانيم؟

در جواب می گوييم: بى‏ شك، گناه و معصيت را مانند ديگر امور ممكن، اسباب و عللى است كه تا آنها را نشناسى و آن گاه هر يك از آنها را با روشى مناسب از ميان نبرى، به ترك گناه موفق نخواهى شد، لذا بايد در مرحله‏ نخست همت‏ خويش را در شناسايى عوامل گناه مصروف دارى و بعد با روشى درخور، به رفع هر يك از آنها بپردازى تا كم كم بتوانى خود را از چنگال معاصى‏ برهانى و گناهان را از وجودت دور سازى.

 

 

گام نخستین در سیر و سلوک – ۱
اهمیت تقوا