(خاطرات آیت الله حسن رمضانی از علامه حسن زاده آملی)

 

ادب علامه در برابر استادان:

 

علامه حسن زاده آملی مي ‌فرمود: وقتي ديديم علامه طباطبايي با آن عظمت مستأجر است و از خود خانه ندارد يک روز مقداری از کتاب‌هاي نفیس و قيمتي خود را جمع کرده و بردم همه را جلوي ايشان گذاشتم و گفتم فقط و فقط محض اطلاع شما که ناراحت نشويد وإلا بدون اطلاع شما اين کار را مي‌کردم. مي‌خواهم شما را در جريان قرار دهم تا ناراحت نشويد. مي‌خواهم اينها را بفروشم و با فروش آنها براي شما خانه بخرم. مي‌دانيد که من این کار را مي‌کنم…

_ايشان فرمود: نه من به شما اجازه نمي‌دهم که اين کار را بکنید.

 

_همچنین مي ‌فرمود: مرحوم آقای شعراني دچار فقر شديدي بود. علي‌رغم همه آن تخصص و علم و معرفتی که داشت دچار فقر عجيبي بود. من شاگرد و فرزند ايشان که گاهي اوقات تبليغ مي‌رفتم، برمي‌گشتم محضر ايشان و آنچه را که به من داده بودند در محضر ايشان مي‌گذاشتم و مي‌گفتم خود من و آنچه که دارم مال شماست، هر چه مي‌خواهيد برداريد. و ايشان به خاطر آن فقري که داشت بزرگواري مي‌کرد و بر من منت مي‌گذاشت و آنچه که بود تقسيم مي‌کرد و مي‌گفت نصف مال تو و نصف مال من.