چگونه است که حقیقت محمدیه، نخستین صادر محسوب می ‌شود، مگر خودش مخلوق اول نیست؟

_ در فضای عرفان، یک مفهوم صادر نخستین و یک مفهوم خلق نخستین داریم. در برابر هر دوی اینها حق تبارک و تعالی قرار دارد که مصدر است، مصدر یعنی محل صدور. آنچه که در نخستین مرحله از مصدر صادر می ‌شود، صادر نخستین نامیده می ‌شود. در برابر این دو، خلق نخست قرار دارد. در فضای عرفان به این صورت است؛ گرچه در فضای فلسفه، صادر نخستین همان خلق نخستین محسوب می‌ شود و فرقی با همدیگر ندارند.

 

_در فضای فلسفه، چه بگوئیم صادر نخستین و چه بگوئیم خلق نخستین، فرقی بین آنها وجود ندارد. هر دوی آنها بر عقل منطبق می‌ شود که در روایات هم هست.«أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ الْعَقْلُ» اول حقیقتی که خدای تبارک و تعالی آنرا آفرید عقل است، لذا گفته می ‌شود عقل، مخلوق اول است و به تعبیر فلاسفه صادر نخستین است.

_در عرفان، صادر نخستین غیر از عقل است. عقل اول، مخلوق اول یا خلق اول است؛ اما هیچ گاه بر عقل اول، صادر نخستین اطلاق نمی ‌شود. صادر نخستین، حقیقت محمدیه(ص) است که فوق عقل اول است که اصلا تعبیر خلق و مخلوق برای او مناسب نیست و آنرا به کار نمی ‌گیرند؛ بلکه تعبیر برزخیت را برایش قائل هستند. برزخیت یعنی واسطه و حد وسط، نه خلق است و نه حق.