خلاصه ای از دیدار استاد عرفان حوزه علمیه قم با آیت الله سیستانی در سال ۱۳۹۰

 

۱٫ برخورد حضرت آیت الله سیستانی با شنیدن اینکه من، از کسانی هستم که در حوزه علمیه قم کتاب «فصوص» را تدریس می‌کنم بسیار دلنشین و جالب بود.

۲٫ ایشان همین‌که نام حضرت آیت‌الله حسن زاده آملی را شنیدند، با حالت خاصی فوری از من پرسیدند: حال ایشان چه طور است؟ برای من نقل کردند که حالشان خوب نیست، مریض هستند، کسالت دارند و از ما درخواست دعا کرده بودند و ما هم برای سلامتی و بهبودی ایشان دعا کردیم.

۳٫ گفتند: البته حوزه‌های قدیم بر خلاف حوزه‌های فعلی همه گونه علوم را در خود جای داده بود. از طبیعیات گرفته تا ریاضیات، الهیات، فلکیات، نجوم، عرفان و دیگر شعب علوم. همه این‌ها در حوزه‌های ما بود و الان هم جسته و گریخته هست.

علامه طباطبایی یک شخصیت فیلسوف و عارف در این جا تربیت شد، در نجف رشد نمود.

مرحوم سید علی آقای قاضی، اینجا بود و آنگاه گفتند: من نمی‌دانم چه انگیزه‌ای در کار است و بعضی‌ها چه هدفی را دنبال می‌کنند که نجف را مشوه و حوزه‌ای خشک و مطلقا مخالف با اینگونه علوم جلوه دهند. نه خیر، همه اینها در نجف بود. نجف را تک بعدی جلوه دادن و آن را تک محوری معرفی کردن، کار درستی نیست.

۴٫ فرمودند: من بحمدالله تعالی اطلاعاتم نسبت به عرفان و تصوف خوب، جامع و کامل است، و از نظر جناب سید حیدر آملی در مقدمه جامع الاسرار یا در مقدمه شرحش بر فصوص که به پیوند بین تشیع و تصوف قایل است کاملا مطلع هستم.

۵٫ آیت‌الله سیستانی «دام ظله» فرمودند: عرفان، تیغ دو لبه است، یعنی: اگر این علم در مسیر اصلی خود قرار بگیرد آثار و برکات فوق العاده‌ای را به ارمغان می‌آورد ولی اگر خدای نکرده از مسیر اصلی منحرف شود و در اختیار افرادی قرار بگیرد که آن را وسیله‌ای برای دست اندازی به مناصب دنیوی قراردهند، موجب خسارت‌های فراوان و جبران ناپذیری خواهد شد.

۶٫ فرمودند: شما که در قم متصدی تدریس عرفان هستید، به شاگردانتان ـ به خودتان نمی‌گویم ـ توصیه کنید عرفان را با اهتمام به شریعت دنبال کنند و این دو را با هم داشته باشند.

۷٫ فرمودند: خاطراتی که از آیت الله خمینی نقل می‌شود ـ از جمله خاطراتی که اخیرا از عروس ایشان چاپ شده ـ حکایت از این دارد که تقید ایشان به شرع مقدس، بسیار پر رنگ و شاخص بوده است، حتی نسبت به اعمال مستحبی و چیزهایی که در سنت اسلامی مکروه یا مستحب است خیلی حساس بوده‌اند.

۸٫ حضرت آیت الله سیستانی بر این مسئله خیلی تکیه و تاکید داشتند که عرفان باید اینطور باشد. مثل حضرت امام که عرفانش با شریعتش و شریعتش با عرفانش عجین شده بود.

۹٫ آیت الله سیستانی فرمودند: بعضی‌ها عرفان را برای رسیدن به مناصب و مطرح شدن در معرکه‌ها و محافل و در یک کلام برای دکان داری، دنبال می‌کنند و من به شما عرض می‌کنم: دنیا طلبی، اگر با عنوان دنیا طلبی باشد در همان اندازه که معلوم است محکوم است. شخص از طریق دنیا وارد می‌شود و همان طور که هست، خود را معرفی می‌کند و ارزیابی ما هم نسبت به قضیه در همان حد و همان قواره است. اما دنیا طلبی در قالب عرفان، در قالب دین و با تکیه بر مقدسات، محکومیتش صد چندان و مضاعف خواهد بود.

۱۰٫ آیت‌الله سیستانی ادامه داد: بدترین نوع دنیا طلبی، آن است که با حربه دین و عرفان صورت بگیرد. و باید عارف حقیقی از این آفت مبرا باشد، امثال آقای (امام) خمینی، آقای قاضی و … اینطور بودند، دکان دار نبودند، واقعا اهل عرفان و معرفت و شریعت بودند.

۱۱٫ آیت الله سیستانی گفت: مخالفت با عرفان همیشه بوده و هست و خواهد بود، ولی شماها باید در برابر این مخالفت‌ها و این تکفیرها، برخورد احسان‌ گونه داشته باشید. تحمل کنید و احسانتان را بیشتر کرده و با مخالفان مدارا کنید که این مدارا‌ها و تحمل ها، اهانت‌ها و تکفیرها را تحت الشعاع قرار داده و خیلی از مشکلات و سوء تفاهم‌ها را از بین می‌برد. خدا نکند کسی بخواهد مقابله به مثل بکند و بخواهد در این زمینه یک عمل احساسی دور از تعقل انجام دهد که در این‌صورت مشکل بر طرف نمی‌شود که هیچ، مشکلات را بیشتر می‌کند. لذا خوب است شماها تحمل کنید و با احسان جواب اهانت‌های مخالفین را بدهید.