«وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ ۖ » (سوره مبارکه بقره . ۲۸۴)   این آیه کار تکوین  است(بیان میکند) کار نظام آفرینش است… کار خداست!

 

 

اما ما یک محاسبه ای داریم که کار خود ما است.
خودمان باید محاسبه کنیم خودمان را؛ یک وقتی را اختصاص بدهیم شب … روز… تعیین کنیم.
اعمال خودمان را برانداز کنیم…
چه از ما صادرشد؟
چه گفتیم چه شنیدیم…
چه عمل کردیم…
چه به درون ما راه یافت؟
صادرات و واردا ت را مورد دقت قرار دهیم…
چه خیر است؟ چه شر است؟ عبادت است؟ عصیان است؟
اینها را انسان بنشیند و حساب برسد…

 

 

_کسی که اهل محاسبه و مراقبه است:

این فرد از آفت و آسیب به دور است…مصون است؛ اگر خطری برای او مطرح شود و پیش بیاید به راحتی میتواند کنترل کند… جلوگیری کند… اما آن کسی که بی حساب و بی کتاب دارد عمل میکند! اگر خطری هم در کار بوده باشد هیچ متوجه نمیشود! چشم باز میکند در وسط معرکه است! حتی یک کار از او ساخته نیست و نمیتواند کاری انجام دهد.

آن کسی که بی حساب و کتاب میخورد نه خوابش حساب کتاب دارد…. همینطوری هرچه پیش آمد خوش آمد… یهو مواجهه میشود با سکته! با هلاکت! هستی و حیاتش را از دست میدهد!
اما آنکسی که مواظب است هر شش ماه خودش را چک میکند… آزمایش میکند… انواع آزمایشها را انجام میدهد و همین که دید یک جایی نوسان پیدا کرد خب مواظبت میکند…
این فرد هیچگاه غافلگیر نمیشود و دچار خطر نمیشود…

در بُعد روحی و معنوی هم همینطور است… آنکسی که بی حساب از او اعمال صادر میشود و نمینشیند دقت کند ببیند اعمال من چطور بود؟ مورد رضای خدا بود؟ نبود؟ طاعت و عبادات من آنطور که میباید باشد بود یا نبود؟ اجتناب و پرهیز و تقوایی که باید داشته باشم دارم یا نه؟ اصلا مواظب اینگونه امور نیست…
خب این یک موقع دچار استدراج میشود و هیچ کاری هم نمیشود کرد؛ نمیشود!

برخلاف کسی که مواظبت میکند لحظه به لحظه… اگر نشد، حداقل یک وقتی را از شبانه روز حداقل یک ۱۰ دقیقه… یک ربع…

 

عزیزان قدمای ما دفتر داشتند؛ جدی گرفته بودند! کار را… شوخی نبود! روی هوس و هوا هم نبود… جدی!.. دفتر و قلم داشتند قشنگ از آن لحظه ی بیدار شدن تا آن لحظه ای که میخواستند بخوابند کارهای عمده شان را به قلم می آوردند… طاعات و عبادات یک طرف، معاصی و گناهانی که از آنها صادر شده یک طرف… اینها را به قلم می آوردند… نسبت به کارهای خیری که ازآنها صادر شده خدای را شکر میکردند که به ما توفیق دادی… این کارها از ما صادر شده و نسبت به کارهای شر هم عذر خواهی میکردند…
و از خدای تبارک و تعالی طلب عفو میکردند و عهد میکردند که دیگر تکرار نشود… خب اینجور زندگی کردن کجا و این که انسان یکسال و ۱۰ سال هم از او میگذرد برنگردد ببیند که چه کرده!
قطعا آن آدم در سیر و سلوک موفق است
و مواجه با خطر نخواهد شد…
حادثه ای پیش بیاید میتواند جمع و جورش کند…
و آن کسی که اینطور نیست برعکس…

 

آنکسی که براساس ضوابط رانندگی میکند؛ با سرعت مطمئنه فواصل را مراعات میکند… قطعا اگر حادثه ی غیر مترقبه پیش بیاید قابل پیشگیری است اما بی حساب ضابطه و قاعده دفعتا اگر یک حادثه ای پیش بیاید نمیتواند جمع و جور کند از هم میپاشد…

لذا در روایات به ما توصیه و تاکید کرده اند: «حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا» قبل از اینکه به حسابتان برستد خودتان به حسابتان برسید…
که حسابرسی شما در کنترل شما و جلوگیری از آسیب و آفات غیر قابل جبران موثر است…
اگر محاسبه نکردید محاسبه تکوینی الهی پیش آمد کاری نمیشود کرد! نمیشود جمع و جورش کرد!

 

مرحوم سید ابن طاووس در محاسبه نفسشان همان اوایل از امام موسی کاظم خیلی روایت تکان دهنده ای را نقل کرده اند:
«مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ لیس من نار»
« آنکسی که شبانه روز بر او میگذرد و نمینشید لحظه فکر کند که چه کرده… به حساب خودش رسیدگی نمیکند… این از ما نیست! ما این را به عنوان شیعه ی خود قبول نداریم.»
این روایت خیلی تکان دهنده است…

 

لحظه ای که میخواهیم به خواب برویم، حالا دفتر نمیخواهد انطور تقید داشته باشیم… اما همانقدر مرور کنیم…

و از کارهای خیری که پیش آمد به درگاه الهی شکر گذار باشیم
و از کار های شری که از ما سر زده در دستگاه و درگاه خدا اظهار شرمندگی کنیم… و پشیمانی و تعهد کنیم دیگر انجام ندهیم…

بی توجه نخوابیم…
خوابمان خواب حیوانی نباشد…
خواب انسانی باشد!
باحضور به بستر برویم! و با توجه! توجه به این صورت بوده باشد این قدم موثر و مفیدی در سیر و سلوک هست…
و این یک نوع محاسبه است محاسبه ی دم دستی.. سر انگشتی
حالا آنطور که دفتر باشد و… خیلی آرمانی خواهد بود و معمولا هم صورت نمیگیرد
اما اینکه عرض کردم شدنی است…