در مباحث اهل معرفت اگر بحث از عشق هست (حتی همین عشق صوری و مجازی) در همین فضای عشق حقیق هست…

اصلا عشق حیوانی و عشق نفسانی به آن معنای منفی اصلا مطرح نیست… آن را اصلا مدنظر ندارند؛

 

متاسفانه بعضی ها با توجه به اینکه نسبت به مبانی مربوطه، توجه ندارند؛ حرف بزرگان را بد معنی میکنند و بد تفسیر میکنند. بلد نیستند اصلا توجیه کنند! نه فهم درست و حسابی  دارند که خودشان بفهمند و نه آن تقوای مربوطه را دارند که بگویند یک عالم، یک آدم متقی، یک ادم اهل علم و معرفت؛ وقتی که حر ف میزند مرادش این امر کثیف که به ذهن من رسیده نیست! ببینید چه میکنند در همین سایت های اینترنتی… در این فضای مجازی

 

یک عبارت را از اخوند ملاصدرا در رابطه با عشق  مجازی «فی ذکر عشق الظرفاء و الفتیان للأوجه الحسان» چه کرده اند! چه معنا کرده اند! متاسفانه!

از اساتید بزرگ بنام شنیدم، اخوند ملاصدرا در اسفار در جلد ۷، حتی عشق به این غلمان و عشق به این مغبچه ها و زیبارویان ر تا حتی دخول تحت لحاف واحد تجویز فرموده است!! عزیز من این نیست!… چرا خوب معنا نمیکنی؟!.. چرا از اول نمیگیری!؟.. فضا را نمیفهمید؛ توجه نمیکنید؛

بنده خدا اخوند در انجا که بحث عشق را مطرح میکند:عشق را به دو قسم تقسیم میکند: همینطور که عرض کردیم؛ عشق حقیقی و عشق مجازی

و عشق حقیقی به معبود علی الاطلاق هست و عشق مجازی مربوط به مظاهر اوست…

همینطور که این موجود، موجودیست مجازی در برابر موجود حقیقی؛ او موجود حقیقی هست و بقیه موجود مجازی هستند؛ معشوق بودن هم بر دو قسم است: معشوق واقعی که اوست و معشوق مجازی که مظاهر بوده باشد.

معشوق مجازی که در این مظاهر هست، یک وقت مشروع هست؛ یک وقت غیر مشروع هست؛ یک وقت در راستای تقوا و پاکی هست؛ یه وقت نخیر، در راستای ناپاکی و کثافت و شهوات نفسانی هست؛

دومی که اصلا مطرح نیست… مورد توجه نیست… و استثناء میکند و بعد برای اینکه تمثیل کرده باشد، اورده است که این دنیا، دنیای فراق است؛ این دنیا، این نشئه، نشئه جدایست؛ نشئه وصال نیست…

برای این دارد تمثیل میکند: این نشئه، نشئه وصال نیست؛ نشئه فراق است؛

بعد مثال میزند میگوید: اگر شما یک کسی را نسبت به او عشق داشته باشید، عاشق او بوده باشید، در اوایل امر، نهایت آرزوی شما این است که در یک جلسه با او بنشینید و در یک اتاقی با او اجتماع کنید؛ نفس نشستن در یک محل، اجتماع در یک محل، ولو اینکه حرف هم نزنید، ممکن است شما رو اشباع کند (در آغاز)

خب حالا فرض بفرمایید، میبینید نشد؛ خیال میکردید که قانع میشید؛ باید چند کلمه هم حرف بزنید تا قانع بشید…

حالا امدیم چند کلمه هم حرف زدید؛ آیا اینها شمارا قانع میکند؟ میبینید که حرف هم زدید، باز آرام نشدید… خیال میکردید

حالا میبینید نه نشد خواسته بالاتر دارید… مثلا می خواهید با او معانقه کنید با او مثلا روبوسی کنید…

خب حالا بوسیدید؛ قضیه حل میشود؟ باز نه!

اگر جنس مخالفی بوده باشد، تقاضا دارید که با هم مثلا تحت لحاف واحد داخل شوید.

و  این مثال را که ملاصدرا مطرح میکند کاری به مشروعیت ندارد. اصلادر  یک فضای دیگر دارد مثال میزند. نمی خواهد بگوید غیر مشروع

همان مشروعش را دارم عرض میکنم، مشروعش هم  بلاخره قانع میشود که تحت لحاف واحد باشد؟ باز قانع نمیشود…

به نهایت امر به لحاظ جسمانی برسید که مواقعه بوده باشد قانع میشید؟ تمام میشود؟ نه. نهایتش این است  و تمام نمیشود. باز فراق است ، جدایی است…  این نشئه، نشئه فراق است و جدایی… وصال جای دیگر است… ، وصال جور دیگر است… ، وصال این دنیا عین فراق است…

بنده خدا ملاصدرا این را میگوید!

 

بعد اقا سر درس خارج، یک مروری کرده ؛ میگوید: اخوند ملاصدرا در عشق مجازی تجویز فرمودند که اگر چنان چه تحت لاحاف هم رفتید اشکال ندارد….

این کجا و آن کجا!

این یعنی فکر لطیف مثلا!  بعد این میتواند حقایق را بفهمد؟!  این می تواند معارف را بفهمد؟!…  ولو روایات را هم خیلی قشنگ از نظر سند رجال، خیلی دقیق، بعد عام و خاص… استفتاء… امثال ذالک را به بهترین وجه انجام دهد؛

این یک سیر ملکوتی به آن سمت و سو خواهد داشت؟! با آن فکره نالطیف؟! حالا نمیگویم کثیف…

قطعا، نه…

هنر است اینکه ببیند چه می خواهد بگوید… در چه فضای هست…

یک انسان عالم، اهل معرفت، اهل معنا… مرتاض و متدین(ملاصدرا)، این حرف ر ا دارد میزند آخر!..

بلد نیست که توجیه کن… بلد نیست که تبیین کند، فکر لطیف ندارد… قطعا نخواهد توانست…