«ثم الألحان المستخدمة لقوى النفس الموقعة لما لحن بها من الکلام موقع القبول من الأوهام»

در این جمله جناب شیخ بو علی تاثیر گذاری موسیقی را بر تمرکز و جلوگیری از پرشهای  قوه خیال و وهم پیشنهاد میکند.

نمیدانم تا به حال تجربه کردید یا نه… موسیقی چنان میخکوب میکند در موارد خاص… طرف را تحت تاثیر قرار میدهد و اشک او را جاری میکند؛ مخصوصا چنانچه از نغمه های مناسب و اشعار و ابیات عارفانه از شخصی که خود او پاک است… خود او آلوده نیست… خیلی تاثیر گذار است!..

اینها جنبه ی اعدادی دارد؛ ممکن است کسی بدون توجه به این حرفها توّحد وتمرکز برای او صورت بگیرد؛ حالا اگر کسی نیاز دارد که او را برای تمرکز آماده کنند یکی از امور همین است: الحان ونغمه های ملفت نظر…

 

 

موسیقی با غنای محّرم شرعی دو مقوله هست؛ با هم دیگر فرق دارد؛

 

_غنا آن لحن و صوتی یا اشعار وابیات و محتوا هایی هست که حیوانیت انسان را تقویت میکند و انسانیت انسان را پایین میاورد؛ امور خسیس و پست دنیایی را در نظر انسان مهم جلوه میدهد… و امور ماورایی و ملکوتی را از یاد انسان میبرد… این غنای محّرم شرعی است.

یعنی آن لحن و صوت و محتوایی که انسان را از ملکوت بی نیاز میکند… و به امور حیوانی صرف متمرکزش میکند؛ مثل همان اموری که در کاواره ها و مراسم لهو و لعب مرسوم است…

آنجا چیست!؟.. غیر از رقص و آواز و حیوانیت و شهوت رانی… چیز دیگری نیست؛ آنها کاّنه دارند بی نیازی خود را به خدا و فردا به اعلی صوت به دیگران اعلام میکنند… که ما نه خدا میخواهیم و نه فردا… نه انسان هستیم و نه ارزشهای انسانی را قبول داریم… ما هستیم و همین دم خوش… ما هستیم و همین لذت ها و شهوت ها و… غنا یعنی این!..

 

_موسیقی یعنی صوت موزون! لحن و آواز موزون؛ چه از انسان و حنجره ی انسان صادر شود؛

چه از آلات موسیقی که خودش باب واسعه ای را دارد؛

آنچه که مناسب با مراسم لهو ولعب است همان چیزی است که تحت عنوان تعبیر میشود به موسیقی شش و هشت؛ موسیقی دانس و شهوت رانی …

چون نغمه ها بینشان نسبت هست؛ مانند نسبت های عددی؛ چطور دو، نصف چهار است، و چهار، نصف هشت؛ الحان موسیقیایی هم اینطور هستند که این نغمه ها نسبت هایی بین خودشان دارند مثل نسبت های عددی؛ یک نغمه نسبتش به یک نغمه مثل دو به دو هست؛ یا ۴ به ۲ ؛یا ۶ به ۸؛ ان موسیقیای که انسان را وادار به جنبش و رقص میکند همان موسیقیایی هست که نسبتش شش به هشت هست؛ دیگه سایر انواع موسیقی از این حکم مستثنی هستن

 

 

یک وقتی خدمت عزیزان دانشگاه هنر میرفتیم ؛ آنجا بحث هایی را داشتیم؛ آنجا آقایی میگفت اولین بار که برای ترانه های اتقلابی از موسیقی ۶ / ۸ استفاده کردیم و بدون اینکه اسمش را بیاوریم، منتها برای شیرین تر کردن سرود ها و نغمه ها و … سرود شهید مطهری بود؛ که یک جاهایش ریتم تند میشد و حالت رقص به انسان میداد و همان ایجاد کرده بود خیلی از آقایون اعتراض کرده بودند و حمله کردند که این موسیقی قطعا حرام است… اونموقع نمیدانستیم که اضافه کردند؛ تا این آقا اعتراف کرد ما این کار را کردیم … و خیلیها اعتراض کردندتا اینکه قضیه به امام منعکس شد و از امام استفتاء کردند که این موسیقی را شما جایز میدانید یانه؟ قرار شد در حضور امام اجرا شود و بعد حکم را از ایشان بشنوند و کل سرود در حضور امام اجرا شد؛ و بعد امام فرمود اشکال ندارد. حالا امام توجه داشت یانه خبر ندارم که از این زهر ماریها درش اضافه کردن!…

 

 

 

بین موسیقی و غنا عموم و خصوص من وجه است؛

_گاهی اوقات یک نغمه هم موسیقی است و هم غناست؛ موسیقی است چون وزن دارد نغمه های موزون است؛ غناست به این خاطر که انسان را از ارزشهای الهی دور میکند و ارزشهای حیوانی را در او زنده میکند… مثل همین ترانه های چاله میدونی!

_گاهی اوقات نه موسیقی هست و نه غنا؛ مثل همین صحبتهایی که من و شما انجام میدهیم چون نه لحنی صوتی نیست…

_گاهی اوقات موسیقی هست؛ غنا نیست؛ مثل اینکه شما یک متن عرفانی را به دست انسانی پاک دهید اجرا کند؛ نغمه ی مناسب با او را اجرا کند و به سمع و نظر دیگران برساند و آنها را تحت تاثیر قرار بدهد… مثل همین کنسرتهای عرفانی که توسط خواننده های پاک آنهایی که خودشان اهل معرفت هستند… میفهمند چه میخوانند… چه میگویند… خودشان ذوق عرفانی و معنوی درشان هست؛ هر چیزی را هم نمیخوانند( که نمیخواهم نامشان را ببرم…) اینها قطعا غنا نیست و موسیقی هست حتما!

_و گاهی اوقات برعکس موسیقی نیست؛ اما غنا هست. اینها تاثیرات سوء میکند… شهوت او را تقویت میکند؛ و ارزشهای الهی را در دید او پایین میاورد… تخیلات او را به سمت امور منفی میبرد… اینجا قطعا موسیقی نیست چون صوت و لحنی در کار نیست؛ موزون نیست.. و قطعا غناست؛ طرف را به عالم حیوانیت میبرد…

 

_که گاهی اینها با هم خلط میشود؛ گاهی اوقات به نام موسیقی چیزهایی را به خورد طرف میدهند که غنا میشود و گاهی اوقات برعکس موسیقی با ارزش و خوب هست که تحت عنوان غنا آن را تحریم میکنند… که هردو غلط است…

 

 

 

 

_من بهترین فرمایشات را در این زمینه از مقام معظم رهبری شنیدم… ایشان یک جمله ی زیبایی دارد: میفرماید که میدانید من شیفته ی غرب نیستم؛ مثل بعضیها! اما واقعا سرنوشت موسیقی در غرب با سرنوشت موسیقی در شرق خیلی متفاوت است… در شرق ما موسیقی را به ابتذال کشاندیم… به مایه های منفی بردیم… اما در غرب اینطور نیست؛ کنسرتهایی در غرب اجرا میشود که می ارزد انسان پول دهد، بلیط بگیرد و در آن کنسرت شرکت کند… چون موسیقی یک ابزار هست… یک هنر هست برای ایجاد ارزشهای مثبت و انسانی که توسط هنرمندان اجرا میشود…

اما ما به مایه های منفی برده ایم، و چون در اکثر موارد اینجور است، متاسفانه دید خیلی ها بد شده و نظر منفی و مطلقامحرّم به آن اطلاق میشود؛ مثلا مرجعی میگوید مطلق استفاده از آلات موسیقی به هرصورتی باشد حرام است…

اما نظر مقام رهبری همین بود که عرض کردیم ؛ موسقی یک هنر است و هنر از آن نظر که هنر است، ارزش دارد باید ببینیم که این هنر در چه وادی و فضایی به کار میرود… درست مثل نقاشی و خطاطی… پیکر تراشی… شعر…

یک وقت با فن شعر و هنر شعر مثل جناب حافظ آنطور مسائل عرفانی را به اوج میرسانید؛ یک وقت هم چنان مبتذل میکنید به مایه های حیوانی میروید! دست کسی که درگیر شهوت و غضب هست شعر را به این وادی میبرد… کسی هم که آن سویی هست به آن طرف …

در نقاشی هم یک وقت واقعه عاشورا را میکشید، خودش یک دوره مقتل است!… نگاه میکنید به این خودش متاثر میکند انسان را … موسیقی هم همین است یک وقت یک متن عرفانی دقیق در اوج را شما اجرا میکنید و منشاءاثر میشود و تمرکز ایجاد میکند درشما… و از پرشهای خیال جلوگیری میکند و یک وقت در وادی شهوت و غضب…