_در روایت هست که امام موسی کاظم علیه السلام مشغول خواندن نماز بود؛ در سنین کودکی و خردسالی؛

_امام صادق علیه السلام هم مهمان داشت؛ ابو حنیفه؛

_ابو حنیفه خطاب به امام صادق علیه السلام کرد و گفت: به آقازاده (یعنی به امام موسی کاظم ع) بفرمایید رو به پنجره نماز خواندن مکروه است.

_امام فرمود: وقتی از نماز فارغ شد خودت به او بگو…

_وقتی امام موسی کاظم(ع) از نماز فارغ شد؛ ابو حنیفه رو به ایشان کرد و عرضه داشت آقا زاده شما نماز که مییخوانید رو به پنجره نباشید مکروه است.

_ایشان در جواب فرمود: آن کسی که من در برابر او به نماز ایستاده بودم, نزدیک تر از پنجره به من بود!.. (در سنین کودکی)

_یعنی اینکه؛ وقتی گفتن رو پنجره مکروه است، برای تو و امثال تو!.. که با کوچکترین بهانه حواست پرت میشود… برای شماها…؛ ما موقعی که نماز میخوانیم غرق در نمازیم… غرق در ملکوتیم… و به او بیشتر نزدیکیم تا این پنجره… پنجره در حق ما رهزنی ندارد… لذا مکروه هم نیست برای ما

 

 

_چون برای معمولِ افراد رهزنی میکند، در شرع مقدس اینجور آمده که رو به پنجره نماز نخوانید… مکروه است… اما اگر شخص ریاضت دیده… مرتاض است… قدرت دارد که خودش را حفظ کند و توجه اش به هرچی جلب نشود و در “حق” متمرکز بشود چنین چیزی نیست (مکروه نیست)

پنابراین شیخ ابن سینا میفرماید: یکی از راههایی که قوه واهمه تربیتش شود، عبادت مشفوه به فکر است؛ همین نماز با حضور قلب که ما را برای این حالت آماده میکند…