خداوند علامه طباطبایی را رحمت کند(که ۲۴ ابان سالگرد ارتحال آن بزرگوار است).

شهوت صحبت کردن… شهوت حرف و حدیث داشتن… که دلش بخواهد حرف بزند یا بنویسد… نه!

نه شهوت  اینچنینی بر او حاکم بود که بر اساس هوس چیزی بگوید یا بنویسد یا چیزی بخواهد و طلب کند… و نه هم غضب بر او حاکم بود که بخواهد که کسی را طرد کند… نفع کن…

آرام، خیلی متین، سنگین، وزین!..

و ما در این شخصیت های متاخر که در این جهت نظیر او بوده باشند، نداریم …

 

 

_حضرت اقای مصباح حفظه الله نقل فرمودند در سه راه موزه همراه ایشان بودیم؛  یک شخصی امد با یک شدت و حدتی ایشان را مورد خطاب قرار داد، که اقا این حرفا چیست شما می زنید؟!

اینها بر خلاف قال الباقر و  قال الصادق است…  از چه دارید میگویید؟ فضای فلسفه و عرفان؟!..

روایات… آنها(فقط)… شما چه  میگویید؟

حالا ما باشیم چطور برخورد میکنیم!…

چجور باید صبورانه، حلیمانه برخورد کرد و  این حرف را تحمل کرد…

شخصی که فانی در اهل بیت عصمت و طهارت است متهم میکنید به این اتهام!؟

 

ایشان خیلی آرام فرمود: «همان قال الباقر و قال الصادق؛ همان درست است!.. »

(انقدر زیبا و آرام فرمودند… ) «هر چه که ما بگوییم در آن راستا باشد، قابل قبول است؛ هرچه را دیدید که برخلاف آن داریم میگوییم ما را محکوم کنید؛»

 

آبی بود بروی کوره ی آتش ریخت… دیگر طرف، هیچ چیز نتوانست بگوید… خلع صلاح شد!

حالا بیاید از خودش دفاع کند… که نه ما درست میگوییم و شما اشتباه و… به حرف ما نرسیدید…. ما هدفمان همین است… و دست و پا بزند از خودش دفاع کند که اصلا و ابدا… هیچ! خیلی آرام و متین!

(غضب چیست؟!.. خود ساخته است!..)

برابر این منطق طرف چه بگوید؟!..