متن کتاب : «ریاضت رام کردن ستور(۱) باشد به منع او (۲)از آن چه قصد کند از حرکات غیر مطلوب(۳) و ملکه گردانیدن (۴)او را اطاعت صاحب خویش(۵) درآن چه او را برآن دارد از مطالب خویش(۶)و در این موضع (۷)هم مراد از ریاضت منع نفس حیوانی بود از انقیاد و متابعت مقتضای قوه ی شهوی و غضبی و آن چه بدان دو تعلق دارد و منع نفس ناطقه از مطاوعت قوای حیوانی و از رذایل اخلاق و اعمال مانند حرص بر جمع مال و اقتناء(۸) جاه و توابع آن(۹) از حیلت و مکر وخدیعت و غیبت غلبه و تعصب و غضب (۱۰)و حقد(۱۱) و حسدو فجور و انهماک در شروروغی و آنچه از او حادث شود و ملکه گردانیدن نفس انسانی بطاعت عقل و عمل بر وجهی که رساننده ی او باشد به کمالی که او را ممکن باشد.»(۱۲)

 

(۱)ستور؛ یعنی چهارپا

(۲)چطوری آن را رام کنیم؟ او را از چیز هایی که دوست دارد منع کنیم؛ از حرکات غیر مطلوب؛ بر اساس خواهش های خودش حرکت میکند؛ اضطراب دارد؛ بی حساب میخورد، بی حساب جفتک می اندازد، خب این چیزی است که میخواهد… ماباید آن را منع کنیم…

(۳)آنی که قصد میکند چیست؟ از حرکات غیر مطلوب

“از” همان “مِن بیانیه” هست؛ یعنی آنچه را قصد میکند عبارت است از حرکات غیر مطلوب .

(۴)او را طوری تربیت کند که اطاعت کردن برای او ملکه بشود.

(۵)اطاعت از که؟ از صاحب اسب

(۶)در چه زمینه ای؟ مطالب صاحش را اراده و اجرا کند؛ حرکاتش در چارچوب خواست صاحبش باشد… مطلوب صاحب مد نظرش باشد؛ نه مطلوب خودش …

(در مواردی که او را تکلیف میکند…  “مِن بیانیه” از مطالب صاحب؛ مقصد ها و مطلوب های صاحبش)

 

_مسئله ی نفس، همین اسب است

_مسئله خدای تبارک و تعالی (رب ) مسئله اش همین مسئله ی صاحب است

_و حرکاتی که براساس نفسانیات صورت میگیرد، مسئله اش همان مسائل حرکات و جفت و خیز هایی است که کره اسب دارد. و همانطور که کره اسب باید محدود شود و اطاعت کند (از مطلوب صاحبش) و در راستای خواست صاحبش گام بردارد، نفس ناطقه ی انسانی هم باید در راستای ربّش (مقام ربه) حرکت کند. خوف و دلهره ی این مرتبه را داشته باشد… که مبادا من در این فضایی که فضای تربیت است و رشد و تعالی… کم بگذارم و احتیاط نکنم و عقب بمانم…

 

(۷)تا اینجا معنی لغوی ریاضت را گفت؛ از اینجا معنی اصطلاحی ریاضت را میگوید؛

مرکب نفس ما که یک بهیمه هست؛ باید همانطور که کره اسب را از حرکات دلخواه او منع میکنند، نفس را هم باید منع کرد؛ از حرکات دلخواه خودش که در محدوده ی شهوت و غضب هست…

_شهوت؛ یعنی جلب منافع

_غضب؛ یعنی دفع مضرات

_در دفع مضرات و جلب منافع او دلش میخواهد بی حد، هر طور دلش میخواهد عمل کند…

_دفع مضرتش به این معناست که من را راحت بگذار … اطاعت نمیکنم… این غضب او میشود…

_شهوتش (جلب منفعتش ) اینست که میخواهم بخورم… میخواهم بخوابم… به تو چه ربطی دارد… این مثلش همان کره اسب بی تربیت و بی ادب است…

_خواسته شهوت و غضب این است که بخواهد بی حساب بهره برداری کند… بی حساب و کتاب بخواهد از زیر بار در برود…

همانطور که نفس حیوانی را از انقیاد در برابر قوه شهوت و غضب منع میکند؛ نفس ناطقه ی انسانی را (که بالاتر از مرتبه ی نفس قوه ی حیوانی است) آن را هم از اینکه بخواهد تابع قوای مقتضای قوای حیوانی و رذایل اخلاقی بوده باشد منع میکند… رذایل اخلاقی و اعمال منفی نامناسب، مانند حرص بر جمع مال

(۸)اقتناء (یعنی طلب) جاه… (جاه طلبی) و توابع آن… خب انسان اگر بخواهد مالی را حریصانه جمع کند، حیله و مکر میکند…

(۹) توابع اقتناء (جاه و حرص بر جمع مال آنها) چه هستند؟ از (من بیانیه) از حیلت (سبب سازی میکند که به جایی برسد…) دست و پا میزد…

دیگران را گول میزند… خدعه میکند…. دروغ یا راست…

_خود مکر شاید راهکار درست کردن باشد برای راستی

_و خدعه براساس دروغ؛ انهم راهکار درست میکند اما این دروغ است

به هرترتیبی انسان دنبال جاه و مال بوده باشد؛ این خواسته ی نفس ناطقه ای هست که تابع قوای حیوانی شده است…

-یک غیبت داریم و یک غِیبت داریم؛ غِیبت برابر حضور هست؛ غیبت گناهی است که پشت سر افرادی که حاضر نیستند صورت میگیرد… انسان حرفی را بزند که آنها راضی نباشند…

_مثل غِیرت و غیرت ؛ غِیرت یعنی بیگانگی. غیرت یعنی طرد بیگانه ( تعصب که همان غیرت هست، منتها نابجا) غیرت به جا؛ یعنی طرد بیگانه که ممدوح هم هست.

 

(۱۰)غضب دفع مضرت بی حساب و کتاب حسد رشک فجور گناهان خلاصه نفس ناطقه را از اینها باید منع کنیم که به دنبال قوای حیوانی و رذائل اخلاقی نبوده باشد؛

(۱۱)حقد؛ کینه

(۱۲)و با ریاضت ملکه اش شود؛ که تابع عقل شود؛ در چارچوب عقل اعمال و رفتار گفتارش را قرار دهد؛ جوری عمل کند که او را به کمال برساند که در آیه شریفه فرمود: «فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا( سوره ی مبارکه کهف ۱۱۰)»اول باید اهل عمل بوده باشد و عمل صالح و مناسب؛ هر مقطع سیر، عمل خاص خودش را دارد و بعد هم مشروط به اخلاص میباشد…

تا او را ممکن باشد…