متن کتاب: «و نفسی را که متابعت قوه شهویه کند بهیمی گویند و آن را که متابعت قوه ی غضبی کند سبعی خوانند وآن را که رذایل اخلاق ملکه کند شیطانی باشد و در تنزیل این جمله نفس اماره آمده است یعنی اماره بالسوء»

جناب خواجه نصیر، نفس را به سه قسم میکند؛

۱)نفسی که سبوئی است

۲)نفسی که بهیمی است

۳)نفسی که شیطانی است

 

_نفسی که حرکاتش براساس شهوت است بهیمی است؛

_نفسی که بر اساس غضب عمل میکند سبوئی است

_نفسی که، ملکه او اخلاق فاسده شده است؛ شیطانی است.

 

و هر سه اینها را چه بهیمی، چه سبوئی، چه شیطانی باشد؛ نفس اماره میگوییم.

 

_یعنی قوه شهویه که انسان را بهیمه میکند، به بدی امر میکند؛

_نفس سبوئی که براساس قوه غضب عمل میکند آن هم به سوء امر میکند

_و آن هم که اخلاق رذیله ملکه اش شده آن هم به بدی سوء امر میکند

اینجا  هرسه میشود، نفس اماره ی به السوء

در مقام شهوت بهیمه ای بیش نیست؛ در مقام غضب سبوئی بیش نیست؛در مقام اخلاق و رفتارهای اخلاقی شیطانی بیش نیست؛ این نفس اماره میشود.

 

_و اگر این رذائل در وی ثابت باشد همین حکم را که گفتیم دارد؛ اما اگر نه! ثابت نباشد… گاهی اوقات به دنبال سوء میرود و گاهی به دنبال خیر… گاهی که توجه دارد امر به سوء نمیکند؛گاهی که غفلت میکند امر به سوء میکند؛ این را نفس لوامه میگویند؛ برابر نفس اماره

 

نفس اماره همواره به سوء امر میکند… همواره!..

اما نفس لوامه وقتی غفلت دارد؛ امر به سوء میکند، وقتی توجه دارد, پشیمان میشود و خودش را سرزنش میکند…( این چه غلطی بود کردم… این چه کاری بود از من سر زد…)

تفاوت رفتار به خاطر تفاوت حالت است؛ یکی غفلت ؛ یکی توجه

غافل که بشود امر به سوء میکند؛ و وقتی توجه پیدا کند پشیمان شود…

 

_و اگر همواره به خیر و خوبی امر کند نفس مطمئنه میشود…

 

 

_جناب خواجه عبدالله انصاری که منازل سیرو سلوکی را در صد منزل مرتب کرده است؛ مناسب با این سه مرتبه نفس مرتب کرده است. مرتبه نفس اماره، مرتبه نفس لوامه، مرتبه نفس مطمئنه.

مراحل آغازین سیر و منازل، مناسب با نفس اماره است که اگر به خیر و خوشی این مسیر پیموده شود انسان از نفس اماره جدا میشود و لوامه میشودو اگر مراحل وسطی سیر به خوبی تمام بشود به نفس مطمئنه واصل میشود… و وقتی نفس مطمئنه شد بالاخره به مقصد میرسد که همان لقاء الله است…

 

متن کتاب: «و در تنزیل این جمله نفس اماره آمده است؛ یعنی اماره بالسوء اگر این رذایل در وی ثابت باشد (۱)اما اگر در وی ثابت نباشد یا وقتی میل به شر کند و وقتی میل به خیر و چون میل به خیر کند از میل به شر پشیمان شود و خویشتن را ملامت کند بران نفس لوامه خوانده است(۲) و نفسی را که منقاد عقل باشد و طلب خیر او را ملکه شده او را نفس مطمئنه نامیده است».(۳)

(۱)یعنی اگر ثابت باشد, همواره امر به سوء است.

(۲)”خوانده است” یعنی خدا (تنزیل ) یعنی قرآن؛

ضمیر فاعلی خوانده است یعنی تنزیل.

(۳)یعنی تنزیل او را نفس مطمئنه نامیده است.

پس اینطور باید نفس خود را مرتاض کنیم … از مرتبه نفس اماره به مرتبه نفس لوامه و از لوامه به نفس مطمئنه عبور دهیم…