انسان باید با خوف و رجاء گام بردارد …

خوفی که او را به نا امیدی نکشاند…

رجائی که او را به گستاخی وا ندارد…

 

_خوف خوب است … باید خوفی بوده باشد سازنده!.. خوفی که انسان را نا امید کند، فایده ندارد…

 

_ انسان در میدان مسابقه از حریف میترسد؛ این خوف دو جور است ؛

۱)یک وقت خوف مایه رکود است و میترسد و جلو نمیرود… خب این ترس نشد! این نا امیدی است…

۲)خوفی که احتیاط را به دنبال دارد. انسان مواظبت دارد که از حریف زمین نخورد… (این خوف مدنظر است)

 

_رجاء هم طوری باید بوده باشد که انسان را به گستاخی وادار نکند… امیدوار باشد؛ نه به صورت گستاخ (نه اینکه بخواهد با خدا پسرخاله شود!)

_اینطور انسان میتواند پیش برود و به نتیجه برسد… و به بهشت سعادت دست یابد و ماوا بگیرد…( فان الجنه هی الماوی)