روایتی از پیامبر اکرم (ص):

«الا اخبرکم بملوک اهل الجنه قالوا بلی قال کل ضعیف مستضعف(۱) اغبر(۲) اشعث(۳) ذی طمرین(۴)لا یعبو به(۵) لو اقسم علی الله لا بره(۶)»

 

دیده اید کنار خیابان اشخاصی ژولیده که نه سر و وضعشان مرتب است… نه لباسشان… یک کاسه ای، نانی جلویشان هست، و آدم نسبت به آنها ترحم دارد و دلش میسوزد؛ پیامبر میفرماید: او پادشاه اهل جنت است.

کسی که اینطور زندگی میکند و دوران را میگذراند… محتاج و زمینگیر است… پادشاه اهل جنت است!

 

توجه: با این حرف نمیخواهیم تنبلی را رواج دهیم؛ بیکار بودن را … خیر…

کسی که ازدواج کرده است… زن دارد… فرزند دارد؛ باید کار کند و رفع نیازهایشان را به بهترین نحو انجام دهد…  و اگر توسعه پیدا کرد؛ اول باید توسعه بر اهل و عیالش باشد… و بعد هم اگر چیزی باقی ماند به این وابسته نباشد به خودش انفاق و بخشش را عادت دهد…

حالا جوری شده که زن و فرزند ندارد و مایل به این امور نیست بالاخره سرو وضع نابسامانی دارد؛ این را بخواهیم مقایسه کنیم نشئه آخرتش چطور است ؟ رسول خدا اینطور میفرماید که ملوک اهل جنه است. کسی که وظیفه ای ندارد، قصور ندارد…

حالا کسی از روی بی عرضگی تنبل بودن بی اهمیت بودن نسبت به زن و فرزند و … به این وضع افتاده هیچ وقت او را تعریف نباید کنیم… اصلا چنین کاری قابل دفاع نیست…

گمان نشود در فضای سیر و سلوک دنبال این امور هستیم… ابدا و ابدا!

یا تن به ازدواج نباید داد یا اگر تن دادیم به وظایف پایبند بوده باشیم؛

این روایت را طوری باید معنا کرد که آ ن ارزشها ی پذیرفته شده زیر سوال نرود…

 

نکات متن روایت:

(۱)ضعیف مستضعف ؛ ضعیفی که دیگران او را ضعیف شمرده اند؛ نه اینکه خودش بگوید ضعیف است.

(۲)”اغبر” یعنی چهره غبار آلود

(۳)”اشعث” یعنی ژولیده

(۴)”ذی طمرین” دو تا تیکه پارچه دارد، یکی به کمرش بسته؛ یکی بردوشش گذاشته مثل محرم ها؛ یا صاحب دو قرص نان؛ هردو میشود…

(۵)”لایعبوبه” و کسی به او اعتنایی ندارد…

(۶)اگر بخواهد قسم بخورد, خدا قسم اورا راست میکند؛ یعنی قسمش را تصدیق میکند.

و این شخص میشود ملوک اهل الجنه…

 

و به پیغمبر اکرم گفتند: اگر بخواهی ما صحرای مکه را پر از طلا برای او میکنیم…

حضرت فرمود: نخیر! من این را نمیخواهم ؛ میخواهم یک روز گرسنه باشم، گدایی کنم خدا را… یک روز سیر باشم، شکر کنم خدا را…

«لا بل اجوع یوما فاسالک و اشبع یوما فاشکرک»