«درحکایات زهاد آمده است که:

_شخصی سی سال سر گوسفند پخته و پالوده فروخت و از هیچ کدام چاشنی نگرفت(۱)

_از او سبب این ریاضت پرسیدند.(۲)

_گفت: وقتی نفس من آرزوی این دو طعام کرد او را به مباشرت اتخاذ این دوطعام با عدم وصول به آن آرزو مالش دادم (۴)تا دیگر میل به هیچ مشتبهی نکند.»

 

(۱)آبگوشت کله و فالوده هم میفروخت یعنی سی سال که آبگوشت کله و فالوده میفروخت هیچگاه نخورد.

(۲)چرا این کارا کردی؟

(۳)قبل اینکه فالوده یا سر گوسفند بفروشم، اشتها داشتم که یک شکم سیر از اینها بخورم، همینکه هوس کردم, گفتم باید تو را یک زجری بدهم… باید حساب تو را برسم!.. سی سال به این کار مشغول شدم و لب نزدم؛ خیلی حرفه!..

(۴)مالش دادم یعنی گوشمالی دادم که تو باشی و دنبال اینگونه امور باشی!

 

 

«و مثل کسی که در دنیا زهد اختیار کند جهت طمع نجاتی یا ثوابی در آخرت مثل کسی باشد که دنائت طبع و پستی همت روزها تناول طعام نکند با وفور احتیاج تا در ضیافتی متوقع طعام بسیارتواند خورد (۵) یا کسی که تجارت متاعی بدهد و بستاند که بدان سود کند (۶)و در سلوک راه حقیقت منفعت زهد رفع شواغل باشد تا سالک به چیزی مشغول نگردد و از وصول به مقصد باز نماند.»

زهد نباید به قصد و غرضی از امور بوده باشد.

(۵)مثال کسی که زهد می ورزد تا قیامت به منفعتی .. بهشتی… دست یابد، مثل کسی میماند که از یک طعام لذیذ علیرغم اینکه به ان میل دارد، دست بردارد؛ تا اینکه در یک میهمانی وسیع و بزرگ به بهتراز این و بالاتر از این برسد؛ (خب این که ارزشی نیست…)

(۶)این شد معامله گری … زهد نیست…

 

اززهد اگر ممدد دهی ایمان را / مرتاض کنی به ترک دنیا جان را

ترک دنیا زبهر عقبی زیراک / نزدیک خرد زهد نخوانند آن را

( مبادا ترک دنیا کنی به خاطر آخرت؛ این زهد نمیشود؛ اگر این کنی در نزد خرد این زهد نیست؛ یعنی فایده زهد ریاضت است؛ نه اینکه فایده ی زهد این بوده باشد که دنیا را بدهی آخرت را بگیری این معامله شد…)

که این مطلب را شیخ الرئیس قبل از خواجه نصیر در مقامات العارفین گفته بود( زهد برای بدست آوردن آخرت معامله گری است و زهد غیر عارفان)

آنگاه که ز زهد غرض بهبود خود است / یا طاعت حق زبهر مقصود خود است

گو روی به خود کن نه به محراب از آنک /  هم اوست به تحقیق که معبود خودست

(یعنی اگر در زهد غرض خودت بودی، این را دیگر نباید عبادت خدا بگذاری. در حقیقت رو به خود کردی و معبودت خودتی؛ نه خدا این شخص ظاهرا عبادت خدا میکند… در واقع عبادت خودش را میکند…)