پیغمبر اکرم از دنیا رفت؛ اهل دنیا و اهل این مظاهر صوری هنوز آب غسل پیغمبر خشک نشده در سقیفه ساعده (به اعتراف همه مورخان شیعه و سنی) مشغول تعیین خلیفه بودند!!
علی بن ابیطالب مشغول غسل و کفن ودفن رسول خدا ص بودند…

آنها را دنیا مشغول چه کرده و علی بن ابیطالب را زهد و بی رغبتی دنیا به چه کاری مشغول کرده بود!

کردند آنچه را کردند!
و علی بن ابیطالب یک گام هم به طرف این قضیه برنداشت؛ گرچه تا۶ ماه هم با ابوبکر بیعت نکرد؛ تا وقتی که فاطمه زهرا زنده بود؛ بالاخره بعد از ۶ماه باتوجه به اینکه نمیشد جامعه و امت را رهاکرد… برای مصالحی تشخیص داد با ابوبکر بیعت کرد و در کنار بقیه افراد کمک کرد؛ در زمان عمر و خلافت عثمان هم همینطور؛
البته هیچ منصبی را نپذیرفت؛ اما از مشورت دادن هیچگاه مضایقه نکرد و عثمان را که میخواستند بکشند چقدر خودش و فرزندانش را گماشت که این قتل صورت نگیرد. خلیفه کشی در جامعه اسلامی باب نشود. بعد ظاهرا وقتی عثمان کشته شد امام حسن و امام حسین را توبیخ کرد که شما خوب محافظت نکردید خلیفه مسلمین کشته شد.با اینکه با کارهای عثمان مخالف بود؛ اما در عین حال اینقدر خویشتن داری و مصلحت سنجی داشت که تا این پا فداکاری کرد…

و بعد کشته شدن عثمان, همه انگشتها به سمت امیرالمومنین اشاره رفتند که ایشان را خلیفه کنند؛ ایشان با بی میلی قبول نمیکرد. مهاجرین و انصار همه به اتفاق گفتن علی فقط علی… تجربه کرده بودند… اولی و دومی وسومی را …

دیدن تنها کسی که انها را به سر منزل مقصود میرساند ایشان هست و همه به سمت اوآمدند, لذا ایشان چاره ای نداشتندجز اینکه بپذیرند؛

«لولا حضورالحاضر وَ قیامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النّاصِرِ »« اگر اینها نبودند و حجت بر تمام نشده بود:أَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا؛ ریسمان خلافت ررا برگردنش می انداختم و هیچ دنبال این امور نبودم. (خطبه ۳نهج البلاغه)

 

امیرالمومنین! امام اول شیعیان! آن شخص با اینکه خلافت حق اوست… مال اوست و آن اوست… اما در عین حال چقدر بی میل چقدر بی رغبت! این یعنی زهد…

شنیده اید، مشغول وصله زدن کفشش بود… ابن عباس خنده اش گرفته بود(چندبار وصله میزنید ولش کنید…)

_حضرت دید او تعجب میکند, فرمود ابن عباس چقدر ارزش دارد این نعل؟

_خندید و گفت هیچ!! بلکه نه تنها ارزش ندارد باید ازشرش راحت شد…

_حضرت فرمود این ارزشش بیشتر است از خلافتی که در اختیار من قرار گرفته… “الا ان اقیم حق” مگر به وسیله این قدرت حق را به حق دار برگردانم, اقامه حق کنم و حقوق پایمال شده و تضییع شده را برگردانم؛ به عنوان یک ابزار … والا خودش چیز بی ارزشی است.

این زهد علی است…

حالا ببینید کسانی که دم از علی میزنند؛ او را امام خودشان میدانند و شبهای احیا علی علی میکنند در مقام عمل ببینید چطور دو دستی چسبیده اند به این دنیا!!