حضرت آقای خزعلی را خدا رحمت کند؛ ایشان نقل میفرمودند که حضرت امام قبل ازاینکه تبعید بشوند، در قم تدریس داشفتند؛ در دروس اخلاقشان خیلی روی  این پافشاری داشتند که طلبه باید زاهد باشد… باید بی میل به مناصب و مقامات دنیوی بوده باشد؛

یک عده ای به دنبال پست نخست وزیری و حکومت و… در فضای حوزه هم حجت الاسلام شدن و آیت الله شدن… مرجع شدن… هر چه هست بالاخره منصب است, هرچه هست اینگونه امور است… برای دنیاست. و امام خیلی روی این به طلاب توصیه میفرمود.

از جمله فرمود ایت الله بروجردی که از دنیا رفت؛ درس حضرت امام از مسجد سلماسی به مسجد اعظم منتقل شد, تازه ایشان را در مسجد اعظم دفن کرده بودند, و در کنار مزار ایشان درس امام منعقد شده بود؛ که امام فرمود همین ایت الله بروجردی که مرجع علی الاطلاق بود، مرجعیت جهانی و عامه پیدا کرده بود؛ در داخل و خارج؛ ایشان فرمود: اگر برای ذنیا بود, تمام شد؛ هرچه بود تمام شد؛ اگر برای خدا بود تازه شروع شد!

میفرمود خیلی توصیه و خیلی توصیه؛

 

و من(اقای خزعلی) یک روز به ایشان گفتم که؛ حالا خب اگر یک روزی شرایط طوری شد که شما مرجعیت یافتید؛ شدید مرجع؛ با این حرفهایی که جنابعالی فرمودید چطور قضیه راسامان میبخشید؟ آیا واقعا مرجعیت را پس میزنید؟؟

امام فرمود: اما من یک قدم به سمت سوی مرجعیت گام برنخواهم داشت! اگر با خود من و با اراده من بوده باشد؛ اما اگر خود مرجعیت با تمام التماس آمد در خانه من زانو زد و از من درخواست که او را در اختیار بگیرم, هیچ گاه آن را پس نمیزنم؛ آن را میگیرم و بر آن سوار میشوم  و به نفع اسلام و مسلمین  استفاده میکنم…

اگر به طور طبیعی… ملتمسانه آمد؛ به عنوان تکلیف و عمل به تکلیف این کاررا خواهم کرد.

 

 

قبلابر اساس احساس وظیفه تصدی امور صورت میگرفت. اگر روی می آورد، وظیفه؛ اگر نمی آورد، خوشحال بودیم که الحمدالله این وظیفه ازما برداشته شد…

حالا الان اگر شرایطی بگذارند , میگویند ما را از حق مان محروم کردید, وظیفه جایش را داده به حق… الان میگویند: “حق شهروندی ما است”!! همین حرفهایی که در جهان سیاسیت مطرح میشود… اهل دنیا این حرفها را میزنند…  حق طلب شدند!! میگویند اصل بربرائت است…

یعنی چه؟ مگر کسی را میخواهیم اعدام کنیم که بگوییم اصل بربرائت است, انجا اصل بر برائت است,  وقتی میخواهیم بگوییم تومجرمی…

اما شما را میخواهیم به منصبی ,مسئولیتی بگنجانیم؛اینجا جای اصل برائت نیست؛ اینجا احراز لیاقت مطرح است.

جعل یک منصبی هست… یک برگزیدنی هست؛ باید احراز شود. همه عقلا میگویند, شما بخواهید یک هواپیما را بخواهید با ۳۰۰ سرنشین بسپارید؛ هر که از راه برسد بگوید به من بسپار هواپیما را بلدم! اینجا میگویید اقا اصل برائت است؟؟!! یا دنبال احراز شرایطش میگردید؟؟

 

چرا؟؟

زهد در کارنیست… دو دستی به دنیا چسبیده اند…

چرب و شیرین دنیا آفت است… آفت سیرو سلوک است…