«یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ»(آیه ۸ سوره مبارکه تحریم)

اگر توبه, توبه نصوح, توبه واقعی, توبه ای که بازگشتی درآن نبوده باشد, بود؛  امید است که خدای تبارک وتعالی, سیئات شما را بپوشاند…

و “پوشاندن” با اصلاحاتی که توسط انسان  در پی توبه صورت میگیرد, تحقق پیدا میکند…

 

«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَٰئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ» ( آیه ۱۷ سوره مبارکه نساء)

این توبه(توبه نصوح, توبه واقعی…) پذیرشش برعهده ی خداست «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ» توبه فقط و فقط اینگونه است که به عنوان یک حقی که خدای تبارک و تعالی بر خودش واجب کرده علی الله است… به نفع کسانی که سوء را عمل میکنند؛ براساس جهالت, سپس برمیگردند؛ به زودی… خب اینها هستند که خداوند توبه شان را میپذیرد…

 

۱)در اینجا آنچه اول جلب توجه میکند اینست که میفرماید: توبه «علی الله» است؛

یعنی خدای تبارک بر خودش واجب کرده… بر خودش لازم کرده پذیرش توبه را… تواب است!

صیغه مبالغه “تواب” مفید این معنا است که ما چون زیاد توبه خودمان را میشکنیم, میبایست خدای تبارک و تعالی هم زیاد توبه پذیر بوده باشد.

انسان است…

جاهل است… نادان است…

در حجاب است… دور است…

تحت تاثیر جهالت و در حجاب بودن, خطا از او سر میزند؛ توبه میکند؛ باز توبه خودش را میشکند…

باز دو مرتبه … سومین بار هم باز توبه میکند؛ باز توبه خود را میشکند…

این وضع انسان غیر معصوم است...

خب! خدای تبارک و تعالی که نمیتواند در رحمت خود را ببندد!! همیشه باید آغوشش باز باشد, برای برگشت…

چون اینگونه است, میشود تواب …

با یک بار توبه که اگر کار ما درست میشد که او تواب عنوان پیدا نمیکرد…

حالا بعضی ها  تواب بودن خداوند را با توجه به کثرت توبه کنندگان معنی کردند… چون خیلیها هستند که گناه میکنند و برمیگردند و با توجه به کثرت آنها خداوند تواب است؛

نخیر!! راجب به یک فرد هم تصور بفرمایید, تواب باید صدق کند.

چطور؟ به این صورت که عرض کردیم ما که معصوم نیستیم, هوای مارا که نمیشود آنطور که هوای معصومین را دارند داشته باشند؛ بالاخره معصومی گفته اند و غیر معصومی… «العصمت لاهل العصمت» «عصمت از آن اهل عصمت است». هر کس لیاقت و قابلیت عصمت را ندارد… معصوم نیستیم؛ چون معصوم نیستیم از ما خطا سرمیزند؛ حتی یک خطا چندین بار… با توجه به این توبه های مکرر و توبه شکستن های مکرر…

خب اگر اینطور است, او هم باید مکرر در مکرر بپذیرد؛ ازباب اینکه او رحمان است! رحیم است! نمیشود در خانه ی خدا بسته بشود؛ هیچگاه به هیچ وجه در خانه ی خدا بسته نیست؛ به هیچ وجه! در هر شراطی که هستید…هستیم؛ راه برای ما بازاست؛ باید ما همت کنیم… باید ما کوشش کنیم… که از این در وارد شویم؛ والا او هیچگاه درخانه ی خود را نبسته است؛ بنابراین عنوان تواب به این صورت بر او صادق است…

پس نکته اول توبه علی الله است… وجوب دارد برخدا؛ آن هم نه اینکه کسی براو واجب کرده باشد؛ خودش بر خودش واجب کرده است…

 

۲)و نکته دوم ” للذین”

به نفع کسانی است که “یعملون السوء” به نفع گنهکاران, بدکاران… و واجب است بر خدا

 

۳)نکته سوم “بجهاله” هست؛

“کار بد, کار گناه و معصیت براساس جهالت صورت میگیرد ” معنایش چیست؟

آیا به معنای این است که نمیدانند؟! علم ندارند؟! برای اینها توبه مطرح هست و خدا توبه کسانی که میدانند و دانسته خطا میکنند نمیپذیرد؟! بعضی اینگونه معنی کرده اند و گفته اند اگر براثر نادانی یک گناهی انجام داده اید, خب خدای تبارک میپذیرد؛ وگرنه نمیپذرد؛

نه اینطور نیست…

انسان چه بسا دانسته گناه میکند؛ میداند کار بدی است… خلاف است… اما در عین حال,مرتکب آن میشود؛ آیا اینجا اگر توبه صورت گیرد, خدا نمیپذیرد؟!

چرا میپذیرد.

پس چرا فرمود “جهالت” ؟

سرش این است: انسان در عین این که میداند این کار, کار بدی است؛ دوباره انجام میدهد! این خودش جهالت است… یک نوع نادانی است… واینجا جهالت به معنای دور بودن از واقعیت است… دور بودن از حقیقت است…

طرف اگر از مقام قرب برخوردار بود… اگر در حجاب نبود… اگر از حقایق امر اطلاع داشت؛ اگر میدید این گناه را که بهش گفتن بداست و این هم میداند؛  اگر میدانست ملکوتش چیست! خبر داشت! قطعا به سراغ این نمیرفت

در حجابیم…

برحسب ظاهر لذت است؛ اما میبینیم اگر چشممان باز بود و میدیدیم, در عین اینکه برحسب اینکه لذت است در واقع عذاب است؛ در واقع دارد ضر ر میکند و خودش را میسوزاند!

درست مثل«يَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامي»‏؛ قرآن میفرماید که: « إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً » انهایی که دارند حق یتیم را میخورد و در شکمشان این اموال و غذاها…. را قرار میدهند, اینها نیست مگر اینکه آتش میخورند؛ خب این ملکوت داستان است!

یا کسی که غیبت میکند؛ اکل میته میکند. “لحم اخیه” آیا دوست دارید برادر مرده ات گوشتش را بخوری؟! «وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا» بله! این ملکوت داستانه…  ظاهرش پشت مردم حرف زدن و غیبت کردن و اینهاست؛ اما واقعش خوردن گوشت میت است.

اگر کسی چشمش باز بود, ملکوت را میدید؛ قطعا  این کار را نمیکرد؛ چون از ملکوت بی خبر است, از حقایق بی خبر است, دور افتاده … در خدر طبیعت است؛ لذا قرآن از این به جهالت تعبیر کرده است.

 

۴)و نکته بعد توبه “قریب” هست. زود برمیگردند؛ نمیگذارند گناه روی گناه بیاید و … و همینطور گناه روی گناه بیاد… حجاب روی حجاب بیاد … پرده روی پرده… یک کوه بشود از گناه و معصیت که دیگر به سادگی اصلاح نمیشوند…

اگر پس از هر گناهی که از روی جهالت انجام گرفت, توبه بود, امید است که خداوند توبه اینها را بپذیرد…